۱۲ پاسخ

طبیعیه انقدر هر روز حجم زیادی غم و اندوه داریم همه مردم هنین شدیم یه حالای از افسردگیه

من از بس کسی که قبلا بهم توجه میکرد الان بی توجهی میکنه دیگه اشکم در نمیاد فقط غمباد گرفتم همیشه حالم بده ناراحتم بغض دارم

قرص نمیخوری؟

چند وقت پیش ی مطلبی خوندم
میگن وقتی درد و غم و غصه زیاد بشه بعد ی مدت مغز ب صورت خودکار میره رو حالت بی خیالی تا بدن کمتر آسیب ببینه

من هم چنان باگریه خودم رو آروم میکنم

عزیزم منم اینطوری شدم. خیلی زود گریم میگرفت الان دلم میخاد گریه کنم

من از وقتی مادرم فوت شده اینجوری شدم انگار بزرگترین غم رو تجربه کردم دیگه اتفاقات بد به چشمم نمیاد💔

اتفاقا امروز داشتم همینو به مامانم میگفتم انگار ماهاس که دلم میخواد گریه کنم ولی نمیتونم

دقیقا من چند وقته گریه ندارم
یعنی با هیچی اشکم در نمیاد وقتی ناراحتم میخوام گریه کنم که خالی شم نمیتونم

منم اینطور شدم تقریبا فقط چیزی که سریع داغونم می‌کنه ناراحتی مامانمه سالی که گذشت جراحی انجام داد تومور داشت خداروشکر خوش خیم بود و شیمی درمانی لازم نداشت اما تا الان ی کوچولو جایش درد کنه یا چیزی من میمیرم و زنده میشم
اما بقیه موارد دیگه حوصله بحث و اعتراض ندارم

منم مثل تو هستن همیشه احساس میکنم یه چیزی تو گلوم گیر کرده

منم جدیدا اینطوری شدم
انگار دیگه هیچکس و هیچی نمیتونه اشکمو دربیاره دیگه زیاد سرچیزی اصرار نمیکنم
شد شد نشد رد میشم ازش
انگار اون قسمتی که تو وجودم به همه چی اهمیت میداد از بین رفته
الان فقط خودم مهمم دیگه هیچی برام مهم نیست
بخاطر هیچی هم اشکم نمیاد حتی اگه خودم بخوام
دقیقا شدم عین یه سنگ

سوال های مرتبط