۳ پاسخ

اره پسر من اصلا بغل نمیمونه

پسر منم بیرون همش خودش راه میرفت خدایی خیلی خوب بود
از وقتی از شیر گرفتمش
کلا برعکس شد یسره چسبیده بهم بیرون
واقعا خسته میشم
ناراحتی نداره که.
من الان ناراحتم

اره پسر منم بغلی نیس و خوابش مستقله...تو خواب دستمو بزارم رو دستش بیدار میشه پس میزنه😅بیرونم میریم دوس داره راه بره بغل ب سختی میاد

سوال های مرتبط

مامان زندگیمی مامان زندگیمی ۲ سالگی
ادامه تایپ قلی
احساس میکنم خیلی مظلوم شده دیگه اصلا جنب و جوش نداره فقط میشینه ساکت مظلوم ی گوشه با اسباب یازی هزاریار ردیف میکنه و میچینه وبازی میکنه چیزایی ک یادش بود یادش رفته مثلا من مریض میشدم پسرم چشامو معاینه میکرد صدای قلبمو امروز گفتم معاینم کن گوشش گذاشته رو دستم
و اینکه میخاد برع بیرون میگه علی میره یا علی میاد یا علی خسته ...منو یادش میدم یاد نمیگیره یا میگه بریم خونه مامان خونه خودمون میگه و اینکه جیش داره نمیگه من جیش دارم دودولو نشون میده میگ هنو جیش داره ...خونه هیشکیم نمیاد ت حیاط وامیسته یا کوچه بزور ببرم داخل خونه بابام اینا اولا داخل نمیاد دم در وامیسته بخام ببرمم خودشو میزنه زمین گریه جیغ داد کسیم بش نگا کته یا سلام کنه همونجا سرش میزنه دیوار حرفاشم نصفه شده مثلا بابا وفت... ینی بابا رفت قبلا همه متوجه میشدن الان نه از وسیله هم درس استفاده نمیکنه مثلا تابشو فقط تاب میده سرسره رو از سرسره میره بالا از پله میاد پایین میترسه خیلیم تو وجودش ترس هس خاستم از مامانای عزیز گهواره بپرسم اینا طبیعی؟؟؟؟