سوال های مرتبط

مامان ❄دونه برف❄ مامان ❄دونه برف❄ ۷ ماهگی
بچه ها همتون گفتین بگین کسایی میترسین نخونین
تجربه سزارین
خب من فشارم رفت بالا رفتم بیمارستان و قرار شد فردای همون روز عمل بشم
استرس خیلی زیادی داشتم صبح زود رفتیم بیمارستان ولی چون تاریخ رند بود هیلی خیلی شلوغ بود خلاصه نوبتم شد صدام زدن رفتم اون قسمتی که بعدش وارد اتاق عمل بشیم، اونجا قالب تهی کردم و هی فکرای مسخره میومد تو ذهنم خلاصه دکترم منو دید دارم گریه میکنم نشست کنارم فیلم گرفت مسخره بازی دراوردیم یکم از اون حال در اومدم تا یهو گفت بیا بریم اتاق عمل، اتاق عمل تاریک بود یه چراغ داشت یه تخت داشت با وسایل عمل و دوتا اقا که کار بیهوشی میکردن و تخت بچه حقیقتش فضاش خیلی برام بد و حس خوبی بهم. نیمداد خیلی ترسیده بودم مثل قبری بود اقا خلاصه من رث تخت خوابیدم شلوارم دراوردن سوند وصل کردن خیلی بد نبود فقط حس بدی داشت درد نداشت خلاصه یه اقا بد اخلاقی اومد اسپاینال زد برام منم چون خیلی استرس داشتم داخل کمرم نمیرفت دو سه بار زد هی میگفت شل کن نمیتونستم شل کنم اصلا، پارت بعد منتظر باشین
مامان یاسین مامان یاسین روزهای ابتدایی تولد
سلام قشنگا اومدم از از تجربه هامو سزارین دومم بگم،
مثه سزارین قبلی از سوندش وحشت داشتم ولی خیلی خوب تر از چیزی بود که فکر میکردم فهمیدم که تو قبلیچون مثانه ام خالیه خالی بود دردناک تربود ولی ایندفعه گذاشتم مثانه ام پره پر باشه و واقعا هم تاثیر داشت ،تو اتاق عمل از استرس حواستم یکی کنارم باشه و سریع برام یه انترن اوردن که بالا سرم باشه حین عمل و خدایی خیلی تراپی بود تو اون لحظه شمام اگه از اتاق عمل می‌ترسید حتما اینو مطرح کنید ،بیحسی از کمر تو قبلیم خیلی بهتر بود ولی تو این عملم دردناک گذشت اما زودتر اثر کرد ،بعد عمل دردام خیلی خیلی خیلی قابل تحمل تر از سزارین قبلیم بود مثلا کلا من تو بیمارستان 3تا شیاف کلا برداشتم اینم به اصرار پرستارا ولی سوزشش بیشتر از سزارین قبلیم بود،توی سزارین قبلیم زودتر سرپا شدم و راه رفتن و نشستن و خوابیدن برام مشکل نبود زیاد اما این سزارینم خیلی دیر سرپا شدم حتی هنوزم مثه فلجام باید با کمک یکی بخوابم و بشینم و پاشم،کلا بهبودی جسمی خیلی داره دیرتر میگذره،الا هنوز یه کوچولو سوزش هست ولی درد اصلا نیست فقط وقتی میخوام بلند بشم و اینا بخیه هام سفت و گرفته تر میشه ،
مامان آیلین مامان آیلین ۲ ماهگی
تجربیات سزارین پارت یک:
شب قبل عمل خیلی استرس داشتم به سختی دوساعت خوابیدم چون میدونستم فردا عمل دارم وبدنم نیاز به خواب داره ساعتای ۵ صبح بیدار شدم ودیگه خوابم نبرد نماز خوندم ودعا کردم یکم آروم شدم ساعتای نزدیک ۷ راه افتادیم دم در خداحافظی کردم وبا همراهم رفتیم اول که وارد شدم لباس عمل گرفتم لباسم رو عوض کردم ضربان قلب جنین رو گوش دادن وبعد برام آنژیوکت زدن وسوند فولی برای ادرارم گذاشتن اولش یکم سوخت ولی قابل تحمل بود به بعدش دیگه سوندم دردی نداشت وحسش نمی کردم بعد تست حساسیت سفازولین واسم انجام دادن این یکم درد داشت ولی بازم سریع بود وقابل تحمل،من رو سوار ویلچر کردن ورفتیم اتاق عمل من دست خودم نبود اشکام میومد ومیترسیدم دم در با مامانم خداحافظی کردم من رو دم در اتاق عمل تحویل پرستار اونجا دادن بردن روی تخت اتاق عمل اونجا من رو وصل به دستگاه ها کردن من همینطور ذکر میگفتم تا آروم شم بعد دکتر بیهوشی اومد من یکم میلرزیدم گفت تکون نخوری میخواست بی حسم کنه به پرستار اونجا گفتم لطفامحکم نگهم دار تکون نخورم سوزن رو زد کمرم عالی بود اصلا دردی نداشت دردش از درد آنژیوکت کمتر بود
مامان پناه کوچولو🩷👧🏻 مامان پناه کوچولو🩷👧🏻 ۱۵ ماهگی
تجربه زایمان سزارین پارت ۲
رسیدم بیمارستان ازم nst گرفتن گفتن هم انقباضات زیاده هم ضربان قلب بچه بالاس باید همین الان بستری شی سزارین اورژانسی شی منم گفتم پس به دکترم زنگ برنید بیاد
به دکترم زنگ زدن تهران نبود منم گفتم فردا عمل کنید میخوام دکتر خودم باشه بهم گفتن انگار متوجه نیستی ضربان قلب بچه بالاس
خلاصه قبول کردم دکتر بخش منو عمل کنه دکتر خوبی بود خدابی اما از شانس من دکتر خودم نبود تازه به دکترم ۹ تومن هم زیر میزی دده بودم که اینجوری شد
خلاقه کفتن حاضر شو برای امل ساعت ۷ صبح بود گان و این چیزا پوشیدم نوبت سوند زدن شد من شنیده بودم درد داره خیلی میترسیدم بهشون گفتم تو اتاق عمل بعد بی حسی بزنید گفتن همشون مردن خلاصه من راضی شدم سوند برام وصل کنن
پرستاره گفت خودتو شل بگیر نفس عمیق بکش درد نداره منم همین کارو کردم کلا ۱۰ ثانیه طول کشید دردش هم قابل تحمل بود اونجوری که فکر میکردم نبود
من فیلمبردار واسه اتاق عمل و دیزاین اتاق vip داشتم که بخاطر اورژانسی شدن نتونستم انجام بدم خیلی ضد حال خوردم
خلاصه منو بردن اتاق عمل ا