۷ پاسخ

پر از استرس ترس نگرانی از اینکه چطوری باید از پسش بر بیام چطوری باید مدیریت کنم اصلا میتونم بچه داری خونه داری شوهر داری آشپزی کارای خونه رو در کنار هم انجام بدم

فعلا اولشو اینجوری باهاش حرف زدم تا یکم بچه جون بگیره به دستوپا که به بیاد خودش باهاش همبازی میشه از اون حس بد اول که رقیب دار شده هم خیلی کم میشه قبولش میکنه به عنوان داداش

من‌پسرم۷سالشه ولی خیلی وابسته‌اس خداروشکر باباش ده‌برابر من بهش محبت میکنه نازشو میکشه بیرون میبرتش من خودمم توخونه خیلی قربون صدقش میرم مسلما بچه کوچیک که بیاد بیشتر مراقبت میخاد تا محبت من از الان پسرمو آماده کردم که از اون باید مراقبت کنیم هممون مواظبش باشیم یه خورده احساس مسئولیت بهش دادم که تو بزرگی اون کوچیک تو قوی اون ضعیف اون نیاز ب مراقبت داره ولی تو بزرگ شدی خودت غذا میخوری خودت حموم میری خودت سرویس بهداشتی میری ولی نینی نمیتونه همش خوابه

منم مثل شما هستم همش میگم خدا کمک کنه به دختر اولیم بتونم برسم

من به این آقای توی راه فعلا حسی ندارم
اصلا فکر نمیکنم بتونم مثل آدرین دوسش داشته باشم. 😂😂😂😂

من استرس جنگ دارم چی میشه چطوری زایمان میکنم

همچی دست خودته
دومی تا مدت ها نمی‌فهمه محبت کردن رو فقط رسیدگی میخوا د
اولی تو اولویت هست

سوال های مرتبط