۱۳ پاسخ

ببین هیچ بچه ایی با گریه کردن چیزیش نشده اصلا مقابل گریه هاش تسلیم نشو وخودت پارک ببرش بیرون ببرش یه چندروزنبریش ازسرش میفته واینکه بزاری بمونه خودت برگردی بزرگم شه هیچ وقت خونه نمیادمیمونه پیش اونا

من همین مشکل دارم ولی ما تو یه سختمانیم شوهرم اول صبح بلند میشه میره پایین میاد نهار میخوره باز میره میاد شام همین که دخترمم برمیاداره با خودش میبره پایین ساعت ۱۲ ۱ میان دیگه خسته شدم از دستش من فقط شوهرم یاد دخترم داده اینارو بهش
فکر شوهرم بهم اعتماد نداره وقتی میخواد بره از مغازه یه چیزی بخره نمیزاره دخترم پیش من باشه برمیداره میبره پیش مادرش یا حموم رفتنی یا بیرون متنفرم ازش ببین من چی میکشم از دستش

وای خدا دقیقا مص من منم همین مشکلو دارم😭😭😭😭😭

خودت چندتا خوراکی سالم بخر ببر بده مادرشوهرت که کم کم بده به دخترت
مثلا خرما کشمش اجیل یا هرچیزی که صلاح میدونی(گاهی وقتا بقیه نمیدونن بجز شکلات دیگه چه چیزی میتونن بدن به بچه)

اگ‌مثل من مادرشوهر نداشتین
مث‌من آرزتون میشد
کاش ، بچه منم میرفت خونه مادربزرگش ، کاش کسیو داشت سرگرم بشه و حوصلش سرنره

دختر من هم همینطور بود اونها هم هی شکلات میدادن دست بچه
ما مسیرمون یکی هست در ورودی روقفل میزنم به بهونه اینکه بچه میاد پایین از نرده میوفته درطول روز باهاش بازی میکنم سرگرمش میکنم بعضی روزها صبح یا غروب خودم میبرمش پایین یکم جمعه ها شوهرم میبره
در مورد شکلات هم جدی بهشون گفتم دیگه بهش شکلات ندید دندونش خراب میشه پدرشوهرم قهرش گرفته بود😒 اهمیت ندادم والا بچه مریضی بکشه مگه اونا میان پرستاری کنن تازه کلی حرفم باید بار مادر کنن

ما با خانواده شوهر تو یه ساختمونیم،پسر منم دوست داره همش بره اونجا چون اونجا هرچی میخواد بهش میدن مثل همون شکلات اینا و آزاده، ولی من بهش رو نمیدم،دقت هم کردم یکی دو روز ک نمیره اصلا، دیگ یادش هم نمیاد ک بگه بریم پایین

حتما بازي اينا ميكنه،شكلات و شيريني ميده بچه ها با شكلات اينا جذب ميشن،منم يه زن دايي دارم دخترم فقط يكي دوبار رفته خونش به هواي دخترداييم ك هم سنن ولي هرباررر اونو ميبينه گريه ميكنه غش مياره ك برم خونش حتي اگه دختر داييم نباشه ميگه ميخوام برم خونه زن دايي من خيلي حرصم ميگيره نميدونم چجوري بيخيالش كنم

گوشی بردار الکی صحبت کن بگو خونه نیستن

چند روز نبرش تحمل کن رفتارش رو
پسر من وابسته بود به خونه مامانم به زور تو خونه نگهش داشتم با بازی و خوراکی و بیرون رفتن از سرش افتاده

خب وقت بذار براش
بازی های متنوع کنید باهم
اسباب بازی های فکری و ساختنی بگیر
خوب نیست این همه وابستگیش
مخصوصا که میگی از نظر تغذیه اینطوری میشه اصلا خوب نیست. عادت کنه دیگه به هیچ وجه نمیتونی از سرش بندازی

خب اگه میخای واقعا نره
باید یکم وقت بزاری و انرژی بزاری که نتیجه بگیری
مثلا امروز که بهت گفتم میخام برم بگو نه امروز میخام ببرمت یجای خوب
مثلا ببرش پارک یساعتی
بگو اگه اونجا نری هرروز میارمت پارک
فرداش ببرش بستنی بخر
یا یه روز ببر براش یه اسباب بازی بخر
تا از سرش بیوفته
چند روز نره عادت میکنه

خوب خودتم باهاش برو اونجانذاربهش اینچیزاروبده

سوال های مرتبط

مامان کاکُل پسر❤ مامان کاکُل پسر❤ ۲ سالگی
سلام خانما.. بیاین ببینم بچهای شمام اینجورن؟؟؟؟
پسرم 2سال و 5ماهشه بشددددت لجباز شده. اصلااااا حرف گوش نمیده حتی کوچکترین چیزی بگی بهش جیغ میزنه داد میزنه گریه ها و نق نق های بیخودی الکی میکنه.. حرف باید حرف خودش باشه. یکی میاد خونمون تا یکساعت گریه میکنه ک باهاش بره. اصلا تو خونه نمیمونه. بابرادرشوهرم اینا تو ی حیاطیم همین ک صدای اونارو میشنوه یا صدای ماشین موتورشون میشنوه بااااید بره بیرون درو قفل میکنم ولی فایده نداره انقد جیغ میزنه و گریه میکنه تا مجبورمیشم باز کنم بره.. خودمم نمیتونم دائم باهاش باشم ک بلاخره کارای خونه و ناهارو شامو جمع و جورو.... اصلا نمیرسم ب هیچی... رفتاراش خیـــــــلی بیش از حد رو عصابمه کتکم میزنم فایده نداره تا ی ساعتی خوبه باز همون میشه.. دیگ از کتک زدن خسته شدم از حرف زدن خسته شدم از امه چی خسته شدم روزی صدبار خودمو لعنت میکنم ک بچه برا چیم بود... اصلا مغزم پوک شده دیگ واقعاااا.....
شما بگید من چی کنم ترو خدا ی راهی چیزی بذارید جلوم... الان نگید مشاوره فلان ها فقط ی راهکار ک جواب بده بهش بگید انجام بدم..

#فرزندپروری#فرزندپروری#فرزندپروری#کودک#نوزاد#بچه#رفلاکس#تب#پوشک#دارو#شربت#شیرخشک.
مامان بردیا مامان بردیا ۲ سالگی
خانوما من کم آوردم راهنماییم کنین چیکار کنممممم بردیا یه مدته خیلی خیلی اذیت می‌کنه اذیت ک میگم مثلا صب ک بیدار میشه تا شب همینجوری الکی گیررر میده گریه می‌کنه حتی دلیلشم خودش نمیدونه همینجور الکی بعد باز چند روز مداوم پدر شوهرم اینا بردیا رو عادتش داد به بیرون رفتن خوراکی های مغازه دیروزم بردیا هیچی نخورده بود کلا خوراکی مغازه و بستنی خورده بود من نمی‌دونستم کلا دیروز رو اسهال بود گفتم دیگ حتی یدونه بیسکویت نمی‌گیرم براش و حتی اجازه نمیدم کسی بهش بده بجز اینکه مجبور باشم بیرونی جایی باشم از بس بردنش بیرون بردیا امروز ساعت شیش صب بیدار شده گریه ک من برم بیرون با ماشین اونا برم دور دور بعدش گررریه ک بستنی میخوام در صورتی ک تو خونه داشتیم بهش اصلا نمیدم همینجور گریه می‌کنه تا همین الان ک هی میگه بستنی می‌خوام بعد پدر شوهرم برگشته میگه شما بچه رو اینجوری کردین وگرنه این بچه ی خیلی ارومی بود باباا اونا بچه رو اینجوری کردن نمی‌دونم با چ زبونی بهشون تذکر بدم دیگ بچه رو دو روز اجازه نمیدم مثلا بره جایی خودم عصرا میبرمش پارکی جایی بازی می‌کنه میارمش خونه دیگ عادت می‌کنه باز اونا میان عادتش میدن به دور دور های الکی خوراکی های مغازه نمی‌دونم دیگ واقعا چیکار کنم بردیا از صب یه بند داره برای بستنی و بیرون رفتن گریه می‌کنه