مامانا راجب دوتا موضوع میخام نظر تونو بدونم
مورد اول
ما مشکل خانوادگی داریم ناخواسته زندایی م در جریان هست و این داستانا
مامانم با دایی م تو ی ساختمون زندگی میکنن
زندایی م از اون سلیطه هاست ک همش داد و بیداد و حرف زدن بلد نیست پسرش ک بدتر
اونوقت بچه من می‌ره خونه مامانم بهونه میگیره بره بالا خونشون از اونجا ک همه داد میزنن جو خیلی متشنج اینم می‌ره اونجا بهونه گیر میشه همش لج می‌کنه بهونه میگیره
اونوقت زندایی م چند بار تکرار کرده ببرش دکتر اصا عادی نیست هعی ببرش دکتر با اینک گفتم بردم رفتاراش عادیه باز میگ ببرش دکتر دکتر اعصابمو بهم ریخت
اول اینک من ب زندایی م امروز خیلی آروم گفتم درست نیست جلوش تکرار کنی حس میکنم باید جدی تر میگفتم دلم میخاست بگم تو خودت روانی ک .......
دوم اینکه طبیعیه انقد لجباز شده پسرم بنظر تون البته جو خیلی تاثیر داره چیکار کنم همش منو میزنه و بهونه میگیره ی ساعت گریه می‌کنه قبلا اصا اینجوری نبود

۷ پاسخ

این سری بگو
اره زندایی بردم شکر خدا دکتر گفت عادیه لجبازی ۲ سالگیهست
راستش شما رو دیدم ترسیدم
گفتم زنداییم بنده خدا اینجوریه و اینه رفتاراش همه از دستش عاصین

بعد این لجبازی هست تا ۴ سالگی

راجب زن داییت نمیدونم اما گاهی وقتا اطرافیان مثلا راهنمایی میکنن که فلانی بچه ات این رفتارش درست نیست ببر دکتر ولی اون مادر بهش برمیخوره و مقاومت میکنه ما یکی از فامیلامون همین شکلی بود بچه اش همه رو کتک میزد تو سر خودش میزد همه چیز پرت میکرد بعد که بهش گفتن ببرش دکتر ناراحت شده و داد و بیداد که بچم چیزیش نیست الان شش سالش شده رفتاراش عادی نیست و یه بچه کاملا عصبیه

آدم های دهن مفت زندگیمون کم نمیش

عزیزم الان سن لجبازی هست و طبیعی زندایی فکر کنم بهتر باشه به حرف هاش اهمیت نده من که حوصله بحث کردن با ببخشید احمق ها رو ندارم فقط میخوان برچسب بزنن به بقیه

اون نقطه ضعف تورو فهمیده هی تکرار میکنه حرصت بده..
اینبار گفت ببرش دکتر عادی نیست. بهش توضیح نده هیچی اون نقطه ضعف تو دیده..
بگو بچه هست دیگه .. اگه شما خیلی ناراحت میشید و حوصله بچه ندارید فکر کنم شما باید یسر دکتر بری😅 با خنده بگو

سعی کن نبریش خونه مامانت ی مدت اونا بیان خونه تو ببیننش.....زنداییت اگ چیزی گفت بگو اتفاقا بردم دکتر گفت شما مشکل دارید ک بچه دوساله رو درک نمیکنید و روش عیب میزارید عزیزم

سوال های مرتبط