۶ پاسخ

پسرمن تازه خوابید ماشالله یکم وزنش بالاست بعد میگه بزارم روشونت واقعا کمرم گودی درست کرد علاوه بر درد نمیدونم کی میخاد مثل بچه ادم بخوابه امشب دست میکرد تو کولر ابی شانس اوردم دستش نرسید. ایقدر فضول کنجکاو شده همش میخاد دنبالش بدوم. بریدم از کمر

ارادم ساعت ۱ خوابش برد بعد از کلی اذیت کردن منم یکم استراحت کردم بعدشم پاشدم آشپزخونه رو برق انداختم تازه نشستم 😁
کلا چندمته عادت کردم به شب زنده داری
معمولا تا ۴ صبح بیدارم روزا هم اگه اراد بزاره خواب

من و دخترم تایم خوابیدنمون زیاده ،اینقدر زیاده که من کمرم خشک میشه ،میگم هیوا بیدار شیم؟
میگه نه .
میگم چشم چشم .
دوباره می‌خوابیم .
من فقط خستگی ذهنیم از اینه که تایم ندارم یکم ورزش در خانه کنم که کمرم و بدنم از خشکی در بیان .
چون هیوا آویزون میشه و بازی می‌کنه باهام .
و همش عذاب وجدان اینم دارم که چکار کنم درسته واسه سرگرم کردنش .
عذاب وجدان ول نمیکنه حالا هر کاری کنم واسه سرگرم کردنش

من فقط رو توالت فرنگی می‌شینم حس خستگی ذهنی میاد سراغم .
اون لحظه برای یک دقیقه خیره میشم به در باز دستشویی و یادم می‌ره دستشویی کنم 😂

من همین الان از حموم اومدم‌.سه روزه میخوام برم حموم از دست بچه‌ها نمیشه
فردا باید صب زود پاشم کارامو بکنم بریم خونه مادرشوهرم که مریضه تاااااااا عصر اونجاییم. شایدم تا شب
خودمم خونه تکونی کردم که آشپزخونه هنوز مونده .درضمن اصلا با دوتا بچه دس به خونتون نزنین حتی اگه خاک همه جارو گرفته باشه

من که انیتا تازه خوابیده حال ندارم آشپزخونه رو جمع کنم

سوال های مرتبط

مامان گیسو🌿🌸 مامان گیسو🌿🌸 ۳ سالگی
دوسال گذشت ،دوسال پیش همچین شبی احساس عجیبی داشتم رو مبل دراز کشیده بودم و به شکم برآمدم نگاه میکردم و با تکون های دختر کوچولوم خودمو آروم میکردم ،شبش با ناراحتی و بهونه های آخر بارداری با علی قهر بودم و با قهر خوابیدم صبح روزبعد کیسه آبم پاره شد و ساعت ۵:۵۵دقیقه بعد ازظهر گیسو خانوم بدنیا اومد ،خاطراتمو مرور میکنم میبینم چقدر این دوسال زود سپری شد چقدر تغییر کردم چه لذت هایی،چه از خودگذشتگی هایی، چه موهای سفیدی که به سفیدی های قبلی اضافه شد... با تمام این ها این سمانه با وجود گیسو خیلی قویه ،باید بگم به خودم افتخار میکنم با همه ی پایین بالایی هاش ،باهمه ی سختی هایی که فقط خودم میدونم چه بر من گذشت ،با تمام تنهایی هاش ، تو یه شهری که دوسش دارم ولی دور از خانواده ...
خداروشکر میکنم بابت همسرم که همیشه تگیه گاه بود و نذاشت این سختی ها برام بغض بشه .
الان که اینارو مینویسم گیسو رو پام خوابیده قبل خواب با دستای کوچولوش موهامو ناز کرد بعد بوسم کرد و زود خوابش برد،چی میخوام دیگه از این دنیا  من خوشبخت ترین مامان دنیام🥹