سوال های مرتبط

مامان 🌊دریا🌊 مامان 🌊دریا🌊 ۱۱ ماهگی
امروز من و دخترم مردیم و زنده شدیم. سر ظهر داشتم به بچه شیر میدادم دیدم بی تابه گفتم آروغ داره گرفتم سر شونم یهویی یه عالمه شیر یه جا بالا آورد. برش گردوندم دیدم از دماغ و دهنش زدن بیرون یه تیکه های زردی هم هست یادم اومد بهش صبح ا د دادم. بعد دیدم توی دهن و حلق بچم پر از ترشحات لزج شده که نمیتونه نه قورتش بده نه تفش کنه . همینجوری گذاشته بودم رو دستم میزدم پشتش زار میزدم. گوشیم کنارم بود زنگ زدم ۱۱۵ گفت داره گریه می‌کنه یعنی خوبه آدرس گرفتن که بیان. یکم بچه خوب شد و نفس کشید خواستم زنگ بزنم بگم نیان که الکی معطل نشن دیدم بچم حالت خواب چشاش رفت. هر چی جیغ زدم صداش کردم به کف پاش زدم اصلا انگار نه انگار. حالت نیمه خواب بود.دوباره زنگ زدم اورژانس.گفت بخوابون به پهلوی چپ وراه هواییش باز باشه تا بیایم. زنگ زدم شوهرمم داشت میومد. تا اینا برسن دیدم دخترم یه کم داره هوشیار میشه که رسیدن.شوهرمم همزمان باهاشون رسید. دیگه بچه رو دادم بهش و فقط خودم زار میزدم. اورژانس گفت بچه خوبه ولی فشار خودم و گرفت و رفتن. از. ظهر تا الان یه بند اشکام می‌ریزه. مسکن خوردم دوش گرفتم ولی انگار توی هاون لهم کردن.