۷ پاسخ

الهی عزیزم
انشاالله زودی خوبشه کوچولوت🤲

هعی خداکنه هیج وقت مریضی سمت کوچولوهای نازنین نیاد
منم بیداربودم هرلحظه داغ میکنه وتندتنداب تبش اصلاقطع نمیشه فقط گاهی یکم کمترمیشه

هعی خواهر من شیش روز همین بود مث جغد شدم بدنم انقد خستم هر چی بخوابم جبران نمیشه

حرفت حق دقیقا از ساعت ۴صبح نشستم دارم از نگرانی دیوونه میشم دخترم تب داره و متاسفانه خودمم حالم بده سرماخوردگی شدید گرفتیم هردومون دلم براش اتیشه کاش فقط خودم مریض میشدم بچم انقدر عذاب نمیکشید

وای دقیقا...
دو هفته اس بچه ام داره درد میکشه،از دندون و تب و عفون گوش،گوش درد همزمان با همه اش سرماخوردگی... باز خدا دکتر رو خیر بده دارو مناسب تجویز کرد بعد مدت ها دیشب تونست بخابه با درد کمتر
تازه من حواسم ب تو راهی ام باید باشه..

چیکامیکنیدتبش بیادپایین سریع؟
بافاصله چن ساعت ازاستامیشه ایپوداد؟

خدا ب خودت قوت بده به نینی سلامتی🌸🩷

سوال های مرتبط

مامان جوجه جان مامان جوجه جان ۱ سالگی
در خیال خودم زنی بودم خوش اخلاق و خوش پوش و شاد.. که در همسرداری و حوصله و صبر و آشپزی عالی بود
من فکر میکردم مادری خواهم شد که چند فرزند به دنیا می آورم با صبر و حوصله و شادی بزرگشان میکنم.. بهترین آموزش ها را می‌دهم و برای رشدشان، بازی شان تغذیه عالی شان وقت میگذارم..
اما حالا که خودم را میبینم همسری هستم که گاهی به مو می‌رسد رابطه اش با شوهرش... یا از دست بچه کلافه می‌شود و گریه می‌کند و دلش تنهایی میخواهد
یا پر از زخم، تروما و درد است...
همسری که گاهی صبور است گاهی زودرنج و پر از اشک..
گاهی بهترین مادر است و گاهی خسته ترین مادر...
من فکر میکردم.. با زایمان طبیعی صاحب چند فرزند میشوم
زندگی می‌سازم...
زندگی خوبی که من و شوهرم هم دیگر را خیلی دوست داشته باشیم
احترام یک دیگر را حفظ کنیم
به بچه ها شادی و عشق و امید و درس زندگی بدهیم..
من خوب میدانم بچه ها با نون و ماست هم بزرگ می‌شوند بدون اسباب بازی با بازی با پتو و بالشت هم بزرگ میشوند
اما با مادر افسرده و پدر بی اعصاب و تنهایی و دنیایی پر از اسباب بازی های مختلف که فقط به هدف این گرفته شده است که بچه دست از سر مادر و پدرش بردارد خوشحال نخواهد بود....
خیلی دلم میخواهد
همان مادری بشوم
همان همسری بشوم
که در. رویاهایم به آن فکر میکردم
خیلی دلم می‌خواهد...
زندگی را با عشق بسازم..
با عشق...
باعشق...


پوشک شیرخشک شیر مای بیبی خواب بچه نوزاد نی نی
مامان رستا🍯👩 مامان رستا🍯👩 ۲ سالگی
سلام مامان های عزیز
بازم شب شدو خستگی و عذاب وجدان از اینکه امروز کاش اینجوری بودمو...
امشب از همون روزایی هست که حسابی خسته شدم و سر بچم داد کشیدم و یلحظه از کوره در رفتم و الان که خوابیده میخواستم بشینم گریه کنم ولی بعد اینکه سبک شدم ...
از من به شمایی که حس حالتون مثل منه...
ما آدمیم فرشته نیستیم
تو مادر خوبی هستی حتی اگه یلحظه کم آوردی اینو بدون هیچ احدی نمیتونه به اندازه ای که تو واسه بچت تلاش میکنی,تلاش کنه ...
ما آدمیم با دل هایی که گاهی پر از عشقن گاهی خسته و گاهی بی طاقت
آدمیم با دست هایی که هزار بار نوازش میکنن و یه بار شاید از شدت خستگی بلرزند...
با قلب هایی که شب ها با صدای نفس بچه شون آروم میگیرن اما یوقتایی از بی‌خوابی و بی کسی میشکنن ...
ما مادریم ...❤️👩‍👦
تو یه مادر واقعی ای
نه از اونایی که تو فیلم و سلفی هاشون همیشه لبخند دارن ...
از اونایی که واقعن هستن می‌جنگند کم میارن گریه میکنن ...
ولی بازم دوست دارن,بازم ادامه میدن
ما مادریم🫶🥰