۵ پاسخ

چرا منو لغو زدیا آیا

سلام گلم ی کاری در مورد طب سنتی داشتم درباره تنبلی تخمدان اگه خواستی حرف بزنی آیدی ایتا رو می‌زارم

منم خیلی وقته توفکرشم مامان و بابام جمعه ها میرن میخوام یه بار باهاشون برم‌چون میدونم کل مسیر احتمال باید بغلش کنم

من دیسکمو عمل کردم تازه،فعلا در بستر هستم😅ایشاالله زود خوب بشم هوا بهتر بشه ببرمش بیرون

چقد خوب😍خوش بگذره

سوال های مرتبط

مامان دوتافندق🌰🌰 مامان دوتافندق🌰🌰 ۶ سالگی
مامان نمکی ❤️ مامان نمکی ❤️ ۱ سالگی
امروز که آخرین امتحان را دادم، انگار تمام خستگی‌های یک ماه اخیر، در یک آن از تنم بیرون رفت. این روزها برایم شبیه یک امتحان بزرگ بود؛ هم آزمونِ فقه و اصول، هم آزمون صبر و مادری. گاهی که تنهایی شبانه به سراغم می‌آمد، یا وقتی «علیرضای» نمکیِ من وسط کوه جزوه‌ها بهانه می‌گرفت، استرس امتحانات روی دوشم سنگینی می‌کرد. اما این وسط، حضور همسرم حکمِ یک لنگرگاه را داشت. شاید روزهای زیادی کنارم نبود، اما با نگاه‌های پر از تشویقش، بارِ استرس را از دوشم برمی‌داشت. خداراشکر برای این زندگی؛ برای همسری که قوتِ قلب است و پسری که خنده‌هایش انرژیِ من برای درس خواندن است. ما با هم این مسیر را طی کردیم و من حالا به آرامشی رسیدم که می‌دانم تلاش‌های ما، بذری برای آینده‌ای است که با توکل به خدا ساخته می‌شود. در دین داریم: «اَلکادُّ لِعِیالِهِ کَالْمُجاهِدِ فی سَبیلِ اللّه». تلاش برای رفاه خانواده، جهاد است. این نگاه، به سختی‌ها معنا می‌دهد. وقتی برای علیرضا تعریف می‌کنم بابا در حال جهاد است، درس قدرشناسی می‌گیرد. عشق، بودنِ باکیفیت است.

پوشک شیرخشک