۴ پاسخ

مامان نمکی درخواست دادم عزیزم

🥰🥰❤

❤️‍🩹❤️‍🩹❤️‍🩹❤️‍🩹❤️‍🩹

تاپیک پرازارامش وامید🥹👌

سوال های مرتبط

مامان نمکی ❤️ مامان نمکی ❤️ ۲ سالگی
تربیت، بندبازیِ بین مهر و اقتداره. بچه هم «لطفِ آشکار» یعنی بوسه و نوازش رو می‌خواد، هم «لطفِ خفی» یعنی همون تشرِ به‌جا رو. سعدی چه قشنگ گفت: «گرش دوست داری به نازش مدار». اما حواست باشه؛ تشر نباید عادت بشه! اگه بچه حس کنه همیشه می‌تونه از خشمِ ما قسر در بره و نسبت به عکس‌العملِ ما «ایمن» بشه، دیگه حرف‌شنوی نداره. باید همیشه در «خوف و رجا» نگهش داشت؛ نه اون‌قدر بترسه که ازمون دور بشه، نه اون‌قدر خیالش تخت باشه که هر کاری دلش خواست بکنه.
یه ترفندِ طلایی: هیچ‌وقت بابتِ کارهای خوبش سریع پرونده رو نبند! همیشه یه «اما» بذار تا بدونه هنوز قله‌های بالاتر و خوبی‌های بزرگ‌تری هست که می‌تونه فتح کنه. مامان و بابا هم آدم‌ان و گاهی عصبی می‌شن، مهم اینه که این عصبانیت «به اندازه» باشه و زود با محبت ترمیم بشه. تربیت، هنرِ تعادله؛ نه سخت‌گیریِ همیشگی، نه رهاییِ مطلق. تو چطور این تعادل رو توی خونه با کوچولوت برقرار می‌کنی؟

تربیت
عصبی
مادر شیر گهواره شیرخشک
مامان نمکی ❤️ مامان نمکی ❤️ ۲ سالگی
«مامان قشنگم، خسته نباشی که تا اینجا با تمام توان ایستادی. 🌸
هیچ‌وقت اجازه نده صدای "احساس ناکافی بودن" توی گوشت بلند بشه. می‌دونی؟ اون‌وروجک کوچولو، با تمامِ دنیای ساده‌اش، تو رو ستونِ اصلیِ جهان خودش می‌دونه. اگه یه لحظه از کنارش بری، انگار خورشید از آسمون کنده شده و دنبالت میاد تا دوباره نور بگیره.
برای مادر خوب بودن، لازم نیست کپیِ کسی باشی یا دنبال الگوهای بی‌روح بگردی. تو فقط کافیه "خودت یا بهتره بگم نسخه بهتره خودت" باشی؛ همون مادری که با تمام نقص‌ها و تلاش‌هاش، بهترین نسخه از عشق رو به فرزندش نشون می‌ده. مادری یعنی رشد کردن، یعنی روی شخصیت خودت کار کنی تا وقتی اون کوچولو بزرگ شد، به تو افتخار کنه.
ببین، هیچ‌کدوم از ما کامل نیستیم. منم گاهی از کوره در میرم، عصبی میشم و بعد از اینکه آرام شدم، با کلی پشیمونی میرم سراغ خدا و میگم: «خدایا،ببخشید سعی میکنم تکرار نکنم ولی لحظه‌ای پرید!»... مادری واقعاً سخته، همین‌طوری که نیست، سکان‌دارِ بهشت نمی‌شیم! 😂
اما یادت باشه، تو تنها نیستی. هر بار که احساس خستگی کردی، دستت رو دراز کن و به سمت آسمون ببر؛ تو داری برای یه امانتِ عزیز تلاش می‌کنی. از امام زمان (عج) بخواه که دستِ مهربونش رو روی قلب تو و آرامش فرزندت بذاره. اون حواسش به تمام این شب‌بیداری‌ها و زحمت‌های تو هست.
با هم رشد کنید، با هم بهتر بشید و یادت باشه: تو برای اون کوچولو، تمامِ دنیا هستی. ✨»

دل‌نوشته‌یک‌مامان‌طلبه

خواب
پوشک
نوزاد
شیرخشک
مامان نورِ خونه✨️🪽 مامان نورِ خونه✨️🪽 ۱ سالگی
خداروشکر امروز دقیقاً ده روزه که پسرم رو از شیر گرفتم. البته پسرم شیرخشک می‌خورد. من روش تدریجی رو انتخاب کردم، ولی یه تدریجیِ خیلی طولانی 😅 و راستش خیلی آروم و با حوصله پیش رفتم.
روشی که من انتخاب کردم اینطوری بود که تقریباً هر دو هفته یک بار، یکی از وعده‌های شیرخشکش رو حذف کردم.
دو هفته‌ی اول، وعده‌ی صبحش رو حذف کردم. صبح که از خواب بیدار می‌شد، بهش صبحانه می‌دادم تا کم‌کم عادت کنه که روزش رو بدون شیر شروع کنه.
دو هفته‌ی دوم، وعده‌ی ظهرش رو حذف کردم.
دو هفته‌ی سوم هم وعده‌ی عصرش رو حذف کردم.
و در نهایت رسیدیم به وعده‌های قبل از خوابِ ظهر و شب که واقعاً سخت‌ترین قسمت کار بود 🥹 چون پسرم عادت کرده بود با شیرخشک بخوابه. 🥹🐣
اول حجمش رو هی کم و‌کمتر کردم تا رسید به ۳۰ تا
بعد هم آب دادم داخل شیشه اش ...
چند شب اول یکم بی قرار شد اما عادت کرد
فقط و فقط صبوری باید کرد . 🩷
برای روز هم باید دائم حواسشونو پرت کنید و خوراکی های متنوع داشته باشید تا شیر خواست اونو بهش بدین . 🐥
در کل شاید روش من خیلی طولانی بود، ولی برای من مهم این بود که هم خودم اذیت نشم، هم پسرم کمترین فشار و بی‌قراری رو داشته باشه. ❤️
اما اگر انقد طولانی هم نخواید بشه میتونید روش ۴ در ۴ رو انتخاب کنید برای شیر گرفتن 💕
الان که ده روز از آخرین وعده گذشته، خدا رو شکر می‌بینم که بالاخره به این شرایط عادت کرده و برای من هم حس خیلی خوبی داره که این مسیر رو با صبر و آرامش پشت سر گذاشتم. 🌱❤️
پوشک فرزندپروری دورهمی کولیک نوزاد رفلاکس
مامان roza مامان roza ۲ سالگی
سلام
اومدم یکی از تجربیاتمو باهاتون ب اشتراک بزارم
دوماه پیش رزا رو از پوشک گرفتم با اینکه میخواستم بعد از دو سالگی این کارو انجام بدم ولی ب دلیل آمادگی کامل خودش ظرف یک هفته از پوشک گرفته شد و این دوماه حتی یه بار خطا نداشته حتی تو مسافرت و مهمانی
الانم که 21ماهه شده 6روزه که از شیر گرفتمش (شیر مادر )
چند روزه که مدام تو خودش جیش می‌کنه و اصلا نمیگه که خیلی برای من جای تعجب داشت حتی سرش داد زدم کاری که هیچ وقت نمیکردم
مطالعه که مردم نوشته بود تغییر محیط یا استرس و اتفاق جدیدی می‌تونه باعث این موضوع باشه و خیلی نگران شدم و بهم ریختم که چرا
دقیقا از روزی که رزا رو از شیر گرفتم مهمان دارم و درست زمانی که باید ب رزا بیشتر اوجا میکردم سرگرم مهمان داری بودم
امروز دیگه بیخیال مهمونا شدم و مثل قبل چسبیدن ب رزا و کلی باهاش وقت گذروندم شاید باورتون نشه رزا فقط لج کرده بود با من و امروز شد همون‌ رزای سابق حتی یه بار تو خودش جیش نکرد

اگر بچه رو از شیر گرفتین مخصوصا شیر مادر حتما حتما اون مدت بیشتر بهش توجه کنید تا اون خلا پر بشه بعضی چیزا قابل برگشت نیست من شرمنده دخترمم که این چند روز حواسم بهش کمتر بود

یه پیشنهاد هم براتون دارم
کتاب تربیت بدون فریاد بی نظیره خیلی تاثیر گذاره اگه تونستید بخونید