سوال های مرتبط

مامان جوجه هام
❤️ مامان جوجه هام ❤️ ۴ سالگی
هر وقت خاب پول وطلا ببینم حتما باید یک ناراحتی برامون پیش بیاد چندین ساله با جاریم که همسایمه قهریم چون ادم کینه ای وحسودیه یادگرفته‌هر حرفی پیش بیاد میره با مادرشچهرم بحث میکنه وچندتا میزاره روش چند روز پیش دخترش دوستشو فرستاده از دخترم حرف کشیده ودختره رفت برا جاریم تعریف کرد دخترمن ۹ساله ودختر اون وسطیش ۱۵ساله کلی تو کوچه حرف بار دخترم کردوکلی گریه کرد دخترم فرداش صبح زود مادرشو برده خونه مادرشوهرم بخاطر این موضوع که دخترمن چ حرفایی زده اون روزم تو کوچه به پسرم گفته تو گو ه نخور قرمز چون پسرم موهاش یه کم قهویه ای من نشنیدم خدایی پسرمو دخترم گفتن منم به مادرشوهرم گفتم بلده زن گنده تو کوچه با بچهاجرو بحث کنه رو پسرمنداسم میزاره اونم امروز خونه مادرشوهرم بود همیرمو بچها رفتن یه کم گوشت بیارن پسرمو گرفته جاریم سرش داد زده که چرا دروغ میگی من کی گفتم قرمز به تو پسرمم گفت یادت نیست پیشه بچها بهم گفتی چرا میگی نگفتم یعنی حالمونو بهم زده زنیکه چرا دست از سرمون برنمیداره هر بار میگم چیزی نگم مثل اون نشم اما حرص ادمو میگشه مثل احمقا لال مونی بگیرم شما بگید چیکار کنم ؟؟؟
مامان اهورا مامان اهورا ۴ سالگی
سلام مامانا تروخدا جواب بدین دارم دق میکنم امشب بعد سه ماه شوهرم مارو شام برد بیرون رفتیم شام خوردیم پسرمم گفت منو ببرید شهر بازی دیگه رفتیم شهر بازی پسرم خیلی خوشحال بود بعد ده دقیقه از وقتش مونده بود که میخواست سوار یه ماشین بشه که یه اغایی دستشو رو ماشین گذاشته بود هر کاری میکردم پسرم نمی‌رفت می‌گفت روم نمیشه بعد باباش رفت ماشین و واسش آورد ما نشستیم وقتی که میخواست سوار بشه یه پسر بچه که فک کنم سه سالش بود به زور ماشین و از دست پسرم کشید گفت خودم سوار میشم پسرمم هی نگاش میکرد اومد پیش ما گفتم چرا ماشین و بهش دادی هی پسرم با استرس شدید که عادت داره یه انگشتشو موقعی که استرسی میشه دهنش بزاره هی نگاه میکرد گفتم برو ازش بگیر هر کاری میکرد نمیتونست بره جلو خیلی میترسید آخر سر دوباره رفت ازش بگیره اون پسر کوچک نداد بهش پسرمم زد زیر گریه و اومد بغلم دیگه ماهم اومدیم بیرون خیلی دعواش کردم که چرا از حق خودت دفاع نمیکنی از چی میترسی آخه یکی دو تا همسایه داریم که دوسالشونه پسرم از اونا هم می‌ترسه کلا نمیتونه از خودش دفاع کنه دیگه خیلی دعواش کردم با استرس و گریه خوابش برو دارم دق میکنم شوهرمم میگه بزرگ بشه خوب میشه بخدا من هر کاری میکنم که پسرم زرنگ و باهوش بار بیاد هی بدتر بشه اینم ناگفته نماند که پسرم قبلاً اینجوری نبود خیلی زود از خودش دفاع می‌کرد قشنگ حرفشو میزد نمی‌دونم چرا اینجوری شده این بشتر مارو دیونه می‌کنه شوهرم میگه صدرصد ترسیده نمی‌دونم چکار کنم😭