۸ پاسخ

دقیقاا هرروزم غر میزنم ب شوهرم ک تو کارتو داری من خونه نشین شدم😐

بله منم حس بد میگیرم و فکر و خیال میکنم اول اینکه دیگه دستم تو جیب خودم نیست بعد این همه سال دوم اینکه یه جایگاه اجتماعی داشتم که دیگه ندارم ولی پسرم مهم تر از این دو مورده هر وقت بزرگ شد باز خم میتونم کار کنم ولی هم سن الان پسرم رو از دست میدم اگه برم سر کار و هر دومون سختی میکشیم و نمیتونم اون طور که باید و شاید سنین اول تولدش تغذیه خوبی رو که الان داره براش محیا کنم چون کم حوصله میشم و تایم غذا خوردن‌ ،خواب و برنامه روتینش،به هم میخوره هیچ کس جای مادر رو نمیگیره

اره منم خیلی ناراحتم.. حس پوچی میکنم

من معلمم ۵ماه نرفتم سرکار درسته تو خونه کار میکنم کلاس میزارم اما این تو خونه موندن انسان رو پیررر میکنه

منم شاغلم و از اینکه شاغلم گاهی حس بدی میگیرم و خونه دار بودن رو ترجیح میدم

منم خیلی دوست دارم شاغلم باشم...فقط خونه و بچه داری...نمیگم خونه داری کار چیز بدیه...ولی آدم هم دلش میخواد یکم استقلال داشته باشه...مخصوصا با این اوضاع گرونی....ولی فعلا تقدیرمون خانه داری بزرگ کردن بچه ها....انشااالله هرچی سلاحمونه خدا پیش رومون قرار بده

آره خیلی حس بدی هست من اتفاقا با اطرافیان که صحبت می کنم همش می گن خوب این که مهم نیست بجاش کنار بچه هاتی بجاش راحتی ولی نمی دونم چرا شاغل نبودن به من حس بی ارزشی می ده و این را نمی تونم به بقیه بفهمونم

من اصلا دارم دیوونه میشم که مدام تو خونم
قدر روزای استقلالم رو نداشتم

سوال های مرتبط