۱۰ پاسخ

اروم میگفتی مادر شوهرت ناراحت نشد شوهر چیزی نگفت بهت ؟

سعی کن خودتو کنترل کنی از این به بعد که غذا خور شده اینقد از این داستانا پیش میاد که بخای هردفه داد بزنی نمیشه
یه وقتا اصلا باید به خاطر احترام ول کنی بذاری یبار یه چیزی دهنش بدن تموم شه بره

عزیزم پسرت کع کوچیکع چی میفهمه آخه دعواش کردی طفلی بچه 😢😢

چون صدات بلند بوده ترسیده بچه بعدم با ارامشم میتونسی به مادرشوهرت بگی برنجم مشکل نداره تو سن پسرت بخوره مونده که نبوده داخل یخچال بوده

خب ک چی بشه
از دیروز باشه
بیرون از یخچال ک نموندع

عزیزم پسر کوچولوی نازت که نوزاده هنوز قدرت تصمیم گیری و اختیار که نداره
دعواش نکن ، بخدا بعدش از پشیمونی خودت رو سرزنش میکنی،

بعدم اتفاقی نمیوفته اگه بیرون نبوده مشکلی نداره

چی میشع مگه از دیروز مونده باشع ؟
دهنی بوده ؟

وا بچت مگه میفهمه که سرش داد زدی

پسرت ک بچس چی میفهمه

سوال های مرتبط

مامان آدرین مامان آدرین ۱ سالگی
دیشب پسرم خیلی نق میزد ،ساعت خوابش بود و نمیخوابید ،من بودم و کلی ظرف نشسته و پسرم که گریه میکرد ،شوهرم از خستگی دراز کشیده بود و نگاه میکرد ... میدونم واقعا خسته بود ،آرایشگره و از صبح تا ۸ شب سر‌پا و دست تنهاست تو مغازه. ولی من از دستش شاکی بودم ،توقع داشتم‌بیاد بچه رو بگیره که من به کارمم برسم و هم اینکه خسته نشم از گریه هاش. شوهرم پاش درد میکرد و تنهایی داشتم حرص میخوردم ،خیلیییی عصبی شدم و یه مامان عصبانی بودم که هی غر میزدم که پسرم بخواب ،خسته شدم ،ای بابا و فلان... با پسرم بداخلاقی کردم تا اینکه گفتم بابا لامصب بیا بگیر بچه رو یه کم مغزم آروم‌بشه من از صبح دارم باهاش کلنجار میرم. اومد بچه رو گرفت یه کم اروم‌شدم‌،بعد میگم خب میدونم خسته ای ولی وقتی میبینی دارم عصبی میشم و خسته ام‌بیا بچه رو بگیر چند دیقه کافیه تا اروم‌بشم. حالا ایناش هیچی ، اصلا با همسرم مشکلی ندارم و درکش میکنم و اونم همیشه درک میکنه منو ،فقط نمیدونم چرا دیشب انقدر عصبانی شدم و از اینکه با پسرم بد اخلاقی کردم و هی غر زدم ناراحتم و عذاب وجدان دارم