شیرخشک.پوشک.مای بیبی.رفلاکس.تب
سلام خانوما خوب هستین صبحتون بخیر
میگم دیروز دخترخالم اینا اومده بودن توخونمون دخترش همش به سوگند زور میگفت حالا اوایل من کاری نداشتم میگفتم بچس ولی دیدم نسبت به بچه خیلی رفتارای بزرگانه داره
مثلا یه اسباب بازیو ک سوگند میخواست بهش نمیداد بعد ک از سر سوگند می افتاد میبرد میداد به سوگند یکی دودیقه بعد دوباره از دستش میگرفت سوگند دوباره گریه میکرد
بعد سوگند رو صندلی صورتیش نشسته بود(ازاینا دوتاداریم یکیش ابی یکی صورتی خب صورتی مال سوگنده)
سوگند نشسته بود اومد هلش داد صندلی رو از زیر سوگند برداشت تااومد سمت مامانش من صندلی رو گرفتم دیگه ولش نکردم گفتم سوگند رو این نشسته بود چرا برداشتیش بعد این گریه میکرد و میخواست صندلی رو از دستم بکشه فک کن بچه سه ساله میخواست بهم زور بگه ک من صندلی رو ول نکردم اونم همچنان گریه
بعد اون وللش کرد به سوگند گفتم مامان بیا بشین روش به لونم صندلی آبی رو دادم گفتم رو این بشین ک قبول نکردحاللا بعد ک رفتن یکم فک کردم حس میکنم یکم کار بدی کردم
ولی شوهرم میگه ن خوب کردی نزار کسی به بچت زور بگه یا بی احترامی کنه
خب صندلی مال سوگنده و روش نشسته بود چرا باید هلش بده و از زیرش بکشه
نمیدونم از دیشب یه جوریم شما بودین چیکارمیکردین؟

تصویر
۵ پاسخ

به نظرم می تونستی یکم صبوری کنه بلاخره دخترخالت بود به خاطر اون می بایست کوتاه می اومدی حالا صورتی گرفت باطم که صندلی بود رو اون می نشوندیش می گفتی مهمان برای ما با ارزشه با هم دوستشون می کردی به نظرم شما با این کارتون لجبازی داشتین آموزش می دادین

دختر خاله ات ناراحت نشده چیزی نگفت

من بودم نشون‌نیداد رفتارزشتیه خوب نیس اما آبی رو میدادم ب بچم بهش میگفتم کنارشم سریع حلش میکنم قوی باش نترس روی این یکی بسین.همه ی وسایل مال خودته و مهمونا یکم بعد قدگراره برن خونشون...بعدهم ک اروم شد جو صورتی هم میدادم میگفتم ببین اینم صندلی ...دوستت یکم بازی کرد ولش کرد ..اما دعوازورگویی بده و نباید بذاری کسی اذیتت کنه وقتی هولت میده نذار و وسیلت رو نده.اما اگه بهت مبگه و لزت وسیله میخواد میتونی بدی یکم باهاش باری کنه و بعدپسش بگیری

اجازه بده عزيزم بچه ات ياد بگيره خودش دفاع كنه بزرگتر بشه بره مدرسه شما كنارش نيستي ازش دفاع كني

منم یه مهمونی رفتم یه بچه بود هرچی دست پسرم میدید ازش میگرفت منم نکاه میکردم میرفتم یه چی دیگه میدادم دستش باز اونو میگرفت با خنده به مامانش گفتم اونم حریفش نشد تا مامانم رسید اسباب باز رو داد به پسزم به اونم اخم‌کرد کفت برو‌اینا مگه مال توان؟🤣🤣🤣🤣

سوال های مرتبط

مامان سوگندوصدرا☘️ مامان سوگندوصدرا☘️ ۱۵ ماهگی
شیرخشک.پوشک.مای بیبی.رفلاکس.تب .فرزندپروری
سلام خانوما عصابم انقد خورده ک نگو
شوهرم چهارشنبه رفت شهر دیگه خونه ی عموش تا تو ساختمان سازی بهشون کمک کنه (بدون دستمز) ینی از جووون براشون مایه گذاشته
بعد بهم گفت توام بیا بریم من نرفتم عصری زنگ زد ک میام شماروهم بیارم تا جمعه میمونیم تا خونشون تموم بشه
دیگه مجبور شدم رفتم
شوهرم از ساعت۵صبح تا ۱۲ شب تو ساختمان بهشون کمک میکرد
منم توخونه هرکاری از دستم برمیومد انجام میدادم دیگه فک کن ازوقتی من رفتم زن خونه یه بارم ظرف نشست یه بارم خونه رو جارو نزد همه کارارو من میکردم حتی بچه هاشم میخوابوندم
بعد شوهرم قراربود امروز بره مرز یه هفته اینا بمونه شوهر اونم قراربود بره من تعارف کردم ک بیا بریم خونمون ن شما تنها باش ن من
تازه یه بچه همسن سوگند داره و یه بچه همسن صدرا
بعد دخترش همش به وسایل سوگند زور میگه اصلا قبول نمیکنه ک باهم بازی کنن سوگند هم ازاون یاد گرفته اصلا باهاش بازی نمیکنهدرحالی ک سوگند خیلی بچه اجتماعی هست با هربچه ای میسازه باهاش بازی میکنه ولی نمیدونم چرا بادختر این لج میکنه
بقیشو کامنت میکنم
مامان کیاشاه🤍 مامان کیاشاه🤍 ۱۷ ماهگی
این عکس رو میزارم و ی توضیح کامل بهتون میدم
پسر من از ۱۴روزگی رقت مسافرت و من تمام مساقرت و بیرون هایی که رفتم پسر من داخل کریر بود و من درش نمیاوردم و حتی صندلی جلو با خودم نمیاوردم مینشستم عقب و میزاشتم داخل کریر
صندلی ماشین نخریدم چون جاریم خرید و میگفت بچش نمیشینه و بهونه مبگیره توی یکسالگی تازه میخواستن که بچه بشینه تو صندلی که خب صد در صد نمیشینه حداقل بیشتر بچه ها نمیشینن شاید درصدی کمی باشه که بشینه و عادت کنه تو اون سن
انقدر بهش یاد دادم گریه کرد نق زد میبردمش بیرون تنهایی با ماشین میزاشتم صندلی عقب میبستم کریر رو کریرش جویی بود اون مدلی که میشه گذاشت صندلی عقب و بست به صندلی تا ی سنی همین ک سمت راست داخل عکس هست
خلاصه میگم بچه من الان جلو نمیشینه اکه بیارمش ب زور بهونه میگیره که برم عقب جای خودم!
منم اصلا علاقه ای ندارم به اینکه بیاد جلو هم از نظر ایمنی هم اینکه خودش اذیت میشه😀
اینارو گفتم به این حرف برسم
امروز پسر جاریم که دوسالشه میخواست بعد دوسال دوباره امتحان کنه و بشینه داخل صندلیش
این بچه حدود۱ساعتتتت مسیر گریه کرد از گریه بالا اورد غش کرد خث و در اخر نشست و اومد بغل من جلو نشست مادرس زد رو ترمز و بچه میرفت تو شیشه مامانش یکساله که نمیتونه تنهایی با بچه بره بیرون چون نمیشینه دست میزنه به همچی فرمون رو میکشه درو باز میکنه و خیلی کارای دیگه
اگه اول راهید لطفا بچه هاتونو عادت بدید تا عادت کنن و بشینن براشون همون کریر بخرید
من تازه که مطمئن شدم میشینه صندلی سفارش دادم و به امید خدا میرسه فردا
حتما برای ایمنی بچه ها هم که میشه لطفا لطفا نیارید جلو و عادت بدید عقب بشینن تو جای خودشون
سرم هنوز درد میکنه و داره میترکه از صدای گریه های طفل معصوم