۱۳ پاسخ

نه بنظرم نذار ببره
با خود پسرت صحبت کن بهش بگو الان جنگ هست و خطر داره به بابا بگو هوا گرمه من نمیام

خب ۶سالشه.چی میشع خب دوتایی برن.بعد باباشه نمیخواد اذیتش کنه که ۰منم یه سری دخترام با باباشون رفتن شهرستان خیلی بهشون خوش،گذشته بود و هی تعریف میکردن که بابا چکار کرد جکار نکرد

ارع پارسال پسرم وباباش اربعین کربلاارفتن

عزيزم درسته ما مادریم اونم پدره وبذار بره بذار بفهمن ما چی میکشیم شاید میخواد با بچش تنها بره وپزشو بده.

خودتم برو
ایقد سختش نکن

قبل جنگ اکثرا با باباش می رفت ،شهرای مختلف هم رفته.کلی هم بهش خوش میگذره.ولی الان بخاطر گرما و شرایط جنگ اجازه نمیدم.

من باشم نمیزارم منم مثل شما استرسی هستم ..چند ساعت راهه از شهرتون تا تهران؟

چند ساعت مسیره؟

تهران خیلی گرمه بعد خیلی بستگی به پدرش داره که چقدر مسولیت پذیر باشه

نه کار اداری خودش زمان بره و خسته کننده تو این گرمای تهران و ترافیکاش بچه رو کجا میخواد ببره خسته میشه.

وقتی پدرش اصرار داره چرا مانع این تجربه بشی.توصیه ها لازم بکن وسایل بزار .اگ پدر زرنگ و مسئولیت پذیریه میشه اجازه داد

یه روزه اره رفته

چرا نمیخواد شمارو ببره ولی بچه رو اره؟خیلی بستگی به شخصیت همسرت داره اگه قابل اعتماد،حواس جمع و مهربان و صبور مشکلی نیست در غیر این صورت نزار بره.

سوال های مرتبط

مامان نرگس مامان نرگس ۶ سالگی
سلام..مامانا ممنون میشم راهنمایی کنید.. من شوهرم از اول هم موافق بچه نبود و با اصرار من بچه دار شدیم.تا وقتی نوزاد هم بود خوب بودن..ولی از ۴ سالگی تقریبا که دخترم دیگه فهمیده تر شد همش با شوهرم دعوا دارن و لجبازی میکنن.. کلا دخترم تازگیا مخصوصا دیگه اخلاقش کلا عوض شده و من دلیلش رو ۸۰ درصد شوهرم میدونم..شوهرم هرجور دوست داره باهاش حرف میزنه..بعد دخترم هم یاد گرفته همونجور باهاش حرف میزنه..حتی به شوهرم فحش هم میده.. قشنگ روشون بهم باز شده..به جز اون اصلا دیگه ادم حسابمون نمیکنه..حرفمون رو گوش نمیده..لجبازی میکنه... هم گاهی میزمنتش..هم کل کل میکنن باهم..خلاصه من تا حالا تو اطرافیان خودم ندیدم پدر با دخترش اینطوری کنه.. اصلااا صبور نیس.. مثلا دخترم کار اشتباهی میکنه مثلا میگم شکلات میخوره میگه بخور تا دندونت خراب شه.. اکثر کارهای منفیش رو اینطوری بهش تذکر میده.. جلو جمع همش بهش تذکر میده..خلاصه من دیگه دیوونه میشم تو خونه از دستشون..واقعا هم مربض شدم از دستشون..اعصابم رو خرد میکنن..فک کن تو خونه دو نفر مدام باهم کل کل کنن و دعوا کنن و بجنگن باهم..هرچی هم با شوهرم صحبت میکنم اصلا انگار نه انگار..جوری شده که دخترم از یکی دوتا مردهای فامیل که دخترم رو دوست دارن گدایی محبت میکنه.. هرچی به شوهرم میگم پس فردا خدایی نکرده باید بزنی تو سر خودت انگار نه انگار..به نظرتون چکار کنم؟؟ چندبار مشاوره هم رفتم ولی اثر نداشته..البته خودم هم گاهی دعوا میکنم با دخترم ولی شوهرم بدتر از منه..دلم میسوزه برای دختزم...از یه دختر خوب و اروم تبدیل شده به یه دختر حرف گوش نکن و عصبی و پرخاشگر
واکسن
پوشک
آنومالی
مامان محمد مامان محمد ۶ سالگی
#فرزند پروری
#سرماخوردگی
سلام خانوما.چند سالیه درگیر یه مشکلی امشب دیگه دارم میترکم.چند سال پیش با یکی از همسایه ها بحثمون شد.اینم بگم بچش صب تا شب خونه ما بود.چون همسن پسرم بود میگفتم اشکال نداره با هم بازی کنید.ناهار.شام گاها صبونه هم میومد میخورد حالا با ایناش کار ندارم.من و مامان این بچه با هم بحثمون شد و چن ساله با هم صحبت نمیکنیم.اما چیزی ک آزارم میده رفتار این بچست.مدام ب پسرم میگه باهات دوست نیستم یا زیرگوش بچه های دیگه زمزمه میکنه با پسر من بازی نکنن و تعجبم ازینه ک بقیه بچه هام ب حرفش گوش میدن و پسرمو بازی نمیدن.اینم تنهاست خب دوسداره با بچه ها بازی کنه ولی وایمیسه یه گوشه و بچه ها بازیش نمیدن.امروزم مدام میگفت جلو در ما واینستا و سر ب سرش میذاشت و مجدد با مادرش بحثمون شد سر این قضیه.اینم بگم ب شدت آدم بد دهنیه هر چی از دهنش درمیاد میگه و مدام داره پیش همسایه ها از من بد میگه در صورتیکه من کلا سعی میکنم زیاد کاری ب کار کسی نداشته باشم ولی بخاطر این رفتارای رو مخش واقعا متنفرم ازش.خودمم واقعا عصبی میشم .چیکار کنم رو مخم نباشه و واسم مهم نباشه.دلم ریش میشه وقتی میبینم کسی با بچم بازی نمیکنه بخاطر اون عوضی