سلام مامانا هر کی تایپیک رو دید بیاد یکم دلداریم بده و نظرشو راجب کار شوهرم بگه من بخاطر مشکلی که تو سونو نشون داد مجبور شدم ام ار ای جنین انجام بدم و متخصص گفت احتمال انسداد روده نزدیک به مقعد هست که اگه باشه بعداز به دنیا اومدن با یه عمل کوچولو رفع میشه و قرار شد هیچکی نفهمه حتی خانواده خودم البته بیشتر بخاطر این نمبخواستم خانواده شوهرم بدونن چون مادر شوهرم همینجوری سالم هم باشی عیب رو خودم و بچه میزاره چه برسه دیگه بفهمه مشکلی هم هست حتی یه مدتی به شوهرم میگفت چه خبره هر روز سونوگرافی واز این حرفا حالا دیروز با شوهرم دعوام شد سر لج من اومده همه قضیه ام ار ای رو به داداش بزرگش گفته که مجرده و پیش مادرش هست اونم صددرصد به مادرش میگه و من خیلی گریه کردمو حرف بهش زدم بهش گفتم تو از خانوادت می‌ترسی بی عرضه ای و از این حرفا حالا شماها خواهرانه بگید من الکی ناراحت شدم آخه از دیروز از فکرم بیرون نمیره این کاری که شوهرم کرده 😭😭

۸ پاسخ

عزیزم بخدا توکل کن
ان شاالله که رفع میشه
بعدم اگه گفتن بگو فقط یه احتماله
و گفتن ممکنه تا دنیا بیاد رفع بشه

شوهرت هنوز به سن بلوغ نرسیده بنده خدا

کاملا حق داری عزیزم و نباید به گوش بقیه میرسوند
شمام الان بارداری
انقد حرص و جوش نکن
اتفاقیه که افتاده
یکم باهاش سرسنگین باش
ولی گریه نکن
خداروشکر که مشکل جدی نیست و ان شاالله به خوبی رفع میشه

خود شوهرم درکش صفره توی این ماه های آخر همش به من استرس میده هی هم میگه من که بچه نمیخواستم خودت خواستی

به نظرم حق داری ناراحت بشی ‌و من جای تو بودم عکس العمل شدید تری نشون میدادم اما الان بارداری آرامش و حس خوبت رو جنینت تاثیر می گذاره سعی کن فکرو خیال نکنی هیچ وقت هم بخاطر مشکلی که تقصیری تو به وجود آمدنش نداشتی خجالت نکش و سرت پایین نباشه

خب کار بدی کرده حق داری گلم وقتی طرف مقابلت حرف بازه نباید چیزی بهش بگید

این که اونا اینو بفهمن اشکالی نداره
بالاخره چیزی هست که وجود اومده و رفع میشه انشالله

ولی ببخشید کار شوهرت مث بچها بوده
از لج تو رفته گفته
البته بنظرم منتظر یه فرصت یا بهانه بوده که به مامانش بگه چون احتمالا به قول خودت از عواقب و عکس العمل مامانش میترسیده

کار شوهرت خیلی نسنجیده و بچگانه بود
منم جای شما بودم حتما ناراحت میشدم

سوال های مرتبط

مامان نرگس مامان نرگس ۶ سالگی
سلام..مامانا ممنون میشم راهنمایی کنید.. من شوهرم از اول هم موافق بچه نبود و با اصرار من بچه دار شدیم.تا وقتی نوزاد هم بود خوب بودن..ولی از ۴ سالگی تقریبا که دخترم دیگه فهمیده تر شد همش با شوهرم دعوا دارن و لجبازی میکنن.. کلا دخترم تازگیا مخصوصا دیگه اخلاقش کلا عوض شده و من دلیلش رو ۸۰ درصد شوهرم میدونم..شوهرم هرجور دوست داره باهاش حرف میزنه..بعد دخترم هم یاد گرفته همونجور باهاش حرف میزنه..حتی به شوهرم فحش هم میده.. قشنگ روشون بهم باز شده..به جز اون اصلا دیگه ادم حسابمون نمیکنه..حرفمون رو گوش نمیده..لجبازی میکنه... هم گاهی میزمنتش..هم کل کل میکنن باهم..خلاصه من تا حالا تو اطرافیان خودم ندیدم پدر با دخترش اینطوری کنه.. اصلااا صبور نیس.. مثلا دخترم کار اشتباهی میکنه مثلا میگم شکلات میخوره میگه بخور تا دندونت خراب شه.. اکثر کارهای منفیش رو اینطوری بهش تذکر میده.. جلو جمع همش بهش تذکر میده..خلاصه من دیگه دیوونه میشم تو خونه از دستشون..واقعا هم مربض شدم از دستشون..اعصابم رو خرد میکنن..فک کن تو خونه دو نفر مدام باهم کل کل کنن و دعوا کنن و بجنگن باهم..هرچی هم با شوهرم صحبت میکنم اصلا انگار نه انگار..جوری شده که دخترم از یکی دوتا مردهای فامیل که دخترم رو دوست دارن گدایی محبت میکنه.. هرچی به شوهرم میگم پس فردا خدایی نکرده باید بزنی تو سر خودت انگار نه انگار..به نظرتون چکار کنم؟؟ چندبار مشاوره هم رفتم ولی اثر نداشته..البته خودم هم گاهی دعوا میکنم با دخترم ولی شوهرم بدتر از منه..دلم میسوزه برای دختزم...از یه دختر خوب و اروم تبدیل شده به یه دختر حرف گوش نکن و عصبی و پرخاشگر
واکسن
پوشک
آنومالی
مامان نرگس مامان نرگس ۶ سالگی
مامان نرگس مامان نرگس ۶ سالگی
سلام..مامانا میشه لطفا راهنمایی کنید چکار کنم..من مادر شوهرم اینا یه خونه باغ کوچیک تو شهرستان دارن.. بعد از هفته پیش رفتن..حالا میگن شما هم بیابد..خونه هم کلا ۱۲ متره و یه اشپرخونه کوچیک و دست شویی تو خود خونه که ..
بعد من نمیدونم شاید از نظر بقیه وسواسی باشم..دست شویی ایرانی برم باید حتما پاهامو بشورم..از طرفی اونا هم زیاد خوششون نمیاد احساس میکنم..و دوست ندارم فک کنن وسواس هستم..کلا هم خودم هم دخترم توالت فرنگی میریم..اونجا نداره..از طرفی فردا هم دقیقا پریود میشم.. به شوهرم گفتم سخته اونجا با این وضعیت بخوام برم دست شویی.. هم دخترم به توالت فرنگی عادت داره هم خودم اب کشی میکنم.. از طرفی دوست ندارم فک کنن همیشه من بهانه میارم..چون بالاخره میدونن پسرشون مشکلی نداره.. نمیدونم چکار کنم..به شوهرم گفتم بهشون بگه وضعیتم اینطوری هست.. اینم بگم خواهر شوهرم با دو بچه هاش و شوهرش هستن..احتمال زیاد موقع خواب اونجان و باید زنونه مردونه کنیم..چکار کنم؟؟
تب
واکسن
انفلانزا
پوشک
دخترم
مامان پویان🩵فرهان💚 مامان پویان🩵فرهان💚 ۷ سالگی
پیرو تاپیک قبلی،بماند که چقد اون پسره امیرعباس به بچه من نه گفته و گفته نمیام و مامانم نمیذاره، یه روز یکی از همکلاسی های پسرم اومده بود دم خونه مون با پسرم بازی کنه، بعد پسر منم دیگه رفته پیش دوستش، این امیرعباس هم بهش برخورده و رفته به مامانش گفته پویان بیشتر با امیرعلی همکلاسیش هستش تا من،بعد که همکلاسی پسرم میره، پسرم همین امیرعباس همسایه مونو صدا میکنه ولی مامانش نمیذاره بیاد میگه اون موقع که رفتی با همکلاسیت فکر الانو میکردی 🙄🙄 اینارو امروز مامانش خودش بهم گفت، نگا توروخدا چیارو یاد بچه شون میدن و کینه و دشمنی رو، بعد اون پسره اینقد به حرف مامانش گوش میده که حد نداره ولی بچه من مارو به هیچی حساب میکنه، من وقت نکردم همون لحظه جوابشو بدم چون بچه نوزادم تو خونه بود و تنها، حالا به نظرتون به مامانش بگم ازت ناراحت شدم که بچه تو شیر میکنی که سمت بچه من نیاد چون یه بار بهش گفته همکلاسیم اومده، اینهمه خودتو و بچه ت به پسر من نه گفتین و گفته نمیاد، میدونید عادت کردن از بس بچه ساده من رفته سمتشون و صداشون میکنه،
بگم به مادره یا نه اصلا اهمیت ندم و به روی خودم نیارم؟
متاسفانه هر چی به بچه م میگم نرو سمتش، صداش نکن انگار به دیوار میگم