۱۸ پاسخ

ببخشید ولی اصلا این طرز صحبت همسرت درست نیس.چرا خودش رو انقدر بالا میبینه؟کارگر هم توی این جامعه جایگاه خودش رو داره مگه کارگر بودن عیبه.حتما بخاطر همین گند اخلاقیاشه ک کسی باهاش نمیجوشه دیگه

ب نظر من اخلاق خیلی مهمه من خودم اخلاق هدف و مهمترینه برام

بستگی داره اخلاق خوبو چی بدونی عزیزم.شوهرت وقتی با تو و فرزندت خوبه خوشحالید رفاه دارید نباید با بقیه ک نهایت چند ساعت کنارشونی مقایسه کنی.
هروقتم غرور گرفتش مقایسه کرد از بالا نگاه کرد یا هرچیزی تو بزن به شوخی و بحث باهاش عوض کن.دیگ اخلاقش اینه بزور نمیتونی خاکیش کنی

من کاری به بقیه ندارم همین که خودت حالت خوب باشه با زندگیت کافیه از کجا میدونی شاید شوهر خواهرت داخل خونه یه جور دیگه ست بنظرم هر موقع شوهرت گفت خودت و بی توجه نشون بده

نمیدونم چجوری فرق میذارن ولی ادمی که خونگرم نیس باید باهاش رسمی تر رفتار کرد احترام به آدما هم نباید با توجه به شغلشون باشه شوهرت تفکراتش سمیه مگه شوهرت پولداره با پولش خرج پدر مادرتو میده که اون کارگره نمیده منم خونگرم اصلننن نیستم کم حرفو ساکتم ولی متوجه فرق گذاشتن نمیشم میدونی جاریام اینقد حرف خبر برن بدی کرذن همه میگن بهتر این یکی ساکته😅🤭

اخلاق آدم ها رو که با دا رایی هاشون نمیسنجد به رفتار و برخورد خوبشون میسنجند
شاید برای شما خوب باشه پول داشتنش ولی برای خانواده ات چه فرقی میکنه‌مگه از پولاش به اونا میده که به خاطر موقعیت شغلی یا پولش بخواند بهش احترام بزارند.لابد اون بیشتر جاشو باز میکنه.همسر منوام همه خانواده ام دوست دارند حتی بیشتر از من چون اونم خونگرم و بسیار مهربان و لارج و آدم شاد و پرانرژی هستش.من خودم مثل همسرم نیستم و مثل همسر شما تو چشم نیستم آرام و نسبتا جدیم و درنتیجه با منم مثل همسرم برخورد نمیشه حتی.ولی ناراحت نمیشم.بی احترامی نمیکنه کسی ولی میزان صمیمیتمون یجور نیست.چون من حتی خوشمم نمیاد اونطوری باشند بقیه باهام‌ی حدودی رو تو روابطم حتی با خواهرو بردارم حفظ میکنم و حساسیت های خاص خودمو دارم شوهرم اونطوری نیست....

هیچ کدوم مهم تر از دیگری نیست، مهم اینه خانواده شما تفاوت هارو بپذیرن و فرق نذارن

اخلاق خیلی مهمه
چقد بد گفته شوهرت ک ی کارگرو بیشتر دوست دارن بگو تو هم خاکی باش خو😐

اخلاق مهمه

اخلاق
نون خالی با آدم مهربون و خوش قلب خوردن
بهتر از بوقلمون با آدم خشک و بد اخلاق خوردنه
همه چی که پول نیست

دوتاشونم مهمه بیشتر اخلاق

دل خوش از همه چی بهتره ادم دنیا رو داشته باشه دلخوش نداشته باشه ارزش نداره

اول از همه اخلاق مهمه و بعد وضع خوب زیاد مقایسه نکن خودتون رو تو این زمونه هیچی مهم نیس فقط پول مهمه پووووول😂😂

هرکی یه اخلاقی داره باید هردورو بپذیرن خانواده منم همسرم خونواده خودم از همه شوهر خواهرام بیشتر دوست دارن به زبونم میگن ولی من همیشه به خونواده م میگم حتی اون اخلاق بدم بخاطر خواهرم بپذیرید بخاطر همین هیچ کدوم به اون یکی حسودی نمیکنیم شوهرمنم هروقت مامانم گله کن میگه هرکدوم جای خودش درک کن بزار بین خواهرا مشکل پیش نیاد

به نظرم اخلاق و خوشرویی مهم تره مردم دار بودن با خانواده همسر گرم گرفتن منم خیلی ضربه خوردم از این مدل اخلاق همسرم

حالا برای من برعکسه
شوهر منو بیشتر تحویل میگیرن و دوست دارن ولی شوهرخواهرمو خیلی تحویل نمیگیرن من پیش خواهرم معذب میشم

ببین دقیقا شوهر من و گفتی و شوهر خاهرم ولی من هیچوقت نمیزارم خانواده مقایسه کنه اگ کوچکترین بدی باشه نمیگم اینم چنباری گفته اونو دوس دارن منم میگم تو اینجور فکر میکنی برا اونا فرقی نداره شوهر خاهر منم زبونش چربتره ولی جدیدا خانواده فهمیدن شوهرمن شاید یه حرفایی بزنه ولی واقعا تو دلش چیزی نیس ولی شوهر خاهرم تو حرف یجوری عمل یجور

اخلاق خیلی مهمه ولی خب شوهرت که ادم بد دهنی نیست. با عر کسی قاطی نمیشه. بنظرم یا وقتی میری سعی کن اون خاهرت خونه نباشه یا ب مادرت بکو شوهزم ناراحت میشه و اینا.... .

سوال های مرتبط

مامان عشقام مامان عشقام ۶ سالگی
فرزندپروری پیش دبستانی پوشک بچه استامینوفن

میگم دم صبح خواب میدیدم که دوتا ببرو یه پلنگ تو کوچه ی خونه ی مامان بزرگمن من دارم از پنجره میبینم خیلی خیلی ترسیدم بدوبدو بچهامو کردم تو اتاق اومدم جفت در خونه که رو به بالکن حیاط خونه مامان بزرگمو از پایین انداختم اخه دوتاشو باز میکنن اکثرا من یکیشو بستم که بتونم درو قفل کنم بعد رفتم داد بزنم به مامانمو خواهرم که تو حیاط داشتم یه عالمه نمیدونم رخت و لباس بود فرش بود چی بود میشستن بگم بیان بالا ببر تو کوچست دیدم چندتا ببرو پلنگم توحیاط پیش اینان جیغ زدم گفتم بیایید بالااااا خندیدن بهم گفتن اینااموزش دیده اند کاری ندارن بعد خیلی راحت خواهرم و مامانمو بچهاش اومدن بالا خواهرم گفت وای چقدر خسته شدم دراز کشید خوابید من اما باز میترسیدم فکرکردم همه بالااند درو محکم قفل کردم تا ببرا برن یهو از شیشه دیدم پسر کوچیکه اجیم پیش ببراست ترسیده بدو بدو میکنه بیاد بالا داد زدم به خواهرم گفتم برو بچتو بیار باز خندید گفت نترس هی میخواستم برم بیارمش یکیشون جلودر بود میترسیدم بیاد تو بعد دیدم بچه خواهرم از پله هاافتاد پایین من پایین نمیدیدم اما دیدم ببرو پلنگا یه دفعه همشون حمله کردن همونجایی که افتاده بود انقدر جییییغ زدمو تو خواب ترسیده بودم بیدارشدم خیس عرق بودم زدم نت نوشته دشمن الان میگم نکنه یکی میاد که دشمنمونه امامامانموخواهرم فکرمیکنن دوسته شما به خواب و تعبیرش چقدر اعتقاددارید فرزندپروری فرزندپروری پیش دبستانی استامینوفن پوشک نی نی بچه
مامان نرگس مامان نرگس ۶ سالگی
سلام..مامانا میشه لطفا راهنمایی کنید چکار کنم..من مادر شوهرم اینا یه خونه باغ کوچیک تو شهرستان دارن.. بعد از هفته پیش رفتن..حالا میگن شما هم بیابد..خونه هم کلا ۱۲ متره و یه اشپرخونه کوچیک و دست شویی تو خود خونه که ..
بعد من نمیدونم شاید از نظر بقیه وسواسی باشم..دست شویی ایرانی برم باید حتما پاهامو بشورم..از طرفی اونا هم زیاد خوششون نمیاد احساس میکنم..و دوست ندارم فک کنن وسواس هستم..کلا هم خودم هم دخترم توالت فرنگی میریم..اونجا نداره..از طرفی فردا هم دقیقا پریود میشم.. به شوهرم گفتم سخته اونجا با این وضعیت بخوام برم دست شویی.. هم دخترم به توالت فرنگی عادت داره هم خودم اب کشی میکنم.. از طرفی دوست ندارم فک کنن همیشه من بهانه میارم..چون بالاخره میدونن پسرشون مشکلی نداره.. نمیدونم چکار کنم..به شوهرم گفتم بهشون بگه وضعیتم اینطوری هست.. اینم بگم خواهر شوهرم با دو بچه هاش و شوهرش هستن..احتمال زیاد موقع خواب اونجان و باید زنونه مردونه کنیم..چکار کنم؟؟
تب
واکسن
انفلانزا
پوشک
دخترم
مامان نرگس مامان نرگس ۶ سالگی
سلام..مامانا ممنون میشم راهنمایی کنید.. من شوهرم از اول هم موافق بچه نبود و با اصرار من بچه دار شدیم.تا وقتی نوزاد هم بود خوب بودن..ولی از ۴ سالگی تقریبا که دخترم دیگه فهمیده تر شد همش با شوهرم دعوا دارن و لجبازی میکنن.. کلا دخترم تازگیا مخصوصا دیگه اخلاقش کلا عوض شده و من دلیلش رو ۸۰ درصد شوهرم میدونم..شوهرم هرجور دوست داره باهاش حرف میزنه..بعد دخترم هم یاد گرفته همونجور باهاش حرف میزنه..حتی به شوهرم فحش هم میده.. قشنگ روشون بهم باز شده..به جز اون اصلا دیگه ادم حسابمون نمیکنه..حرفمون رو گوش نمیده..لجبازی میکنه... هم گاهی میزمنتش..هم کل کل میکنن باهم..خلاصه من تا حالا تو اطرافیان خودم ندیدم پدر با دخترش اینطوری کنه.. اصلااا صبور نیس.. مثلا دخترم کار اشتباهی میکنه مثلا میگم شکلات میخوره میگه بخور تا دندونت خراب شه.. اکثر کارهای منفیش رو اینطوری بهش تذکر میده.. جلو جمع همش بهش تذکر میده..خلاصه من دیگه دیوونه میشم تو خونه از دستشون..واقعا هم مربض شدم از دستشون..اعصابم رو خرد میکنن..فک کن تو خونه دو نفر مدام باهم کل کل کنن و دعوا کنن و بجنگن باهم..هرچی هم با شوهرم صحبت میکنم اصلا انگار نه انگار..جوری شده که دخترم از یکی دوتا مردهای فامیل که دخترم رو دوست دارن گدایی محبت میکنه.. هرچی به شوهرم میگم پس فردا خدایی نکرده باید بزنی تو سر خودت انگار نه انگار..به نظرتون چکار کنم؟؟ چندبار مشاوره هم رفتم ولی اثر نداشته..البته خودم هم گاهی دعوا میکنم با دخترم ولی شوهرم بدتر از منه..دلم میسوزه برای دختزم...از یه دختر خوب و اروم تبدیل شده به یه دختر حرف گوش نکن و عصبی و پرخاشگر
واکسن
پوشک
آنومالی