۱۲ پاسخ

دیگه وقتی خونتونه تاظهرم اونجاست نمیشه مثقع ناهار بگی خب پاشو برو خونت، درسته خسته ای ولی اونم خونه ش نبوده ک بخواد ناهار داشته باشه، مگر اینکه بچتو ببری بذاری اونجا

خواسته‌تون منطقی نیست. خیلی لطف میکنه که میاد خونه شما.
بنده خدا از کار خودش میزنه میاد خونه شما ظهر خسته برمیگرده خونه خودش مشغول خونه داری خودش میشه. قدردانش باش

یعنی صبح میاد بچه رو نگه میداره تا ظهر بعد شما که برگشتی زود بره ,؟ خیلی عادیه که نهار بخوره اونم هر روز نمونده که از پنج روز دو روز رفته. همین که شما بچه رو نمی‌بری اون میاد خیلی‌ لطف می‌کنه. شما هم لباس راحت بپوش تو خونه که رسمی نمیپوشن

همین که یه نفر مطمئن هست بچتو نگه داره ارزش همه این چیزهایی که گفتی رو داره، پرستارم بگیری یاید ناهارشو بدی تازه برجی کلی می گیره آخرش خیالتم مثل الان راحت نیست

خب بچه تون ببرید خونه مادرشوهرتون که نیان اونجا اینجوری کمترم اذیت میشه

خب اگه تا ظهر جوجه رو نگه میداره دیگه کجا بره بنده خدا ناهارشو بخوره
بعدشم تو خلوتت با همسرت صحبت کن بگو چون قراره حالا حالا ها برنامه مون این باشه یه سری چیزا رو رعایت کنیم که هیچکس اذیت نشه. مادر ناهارشونو که خوردن برن خونشون که شماهم استراحت کنین. فکر نکنم شوهرت ناراحت بشه

ساعت کاریت تا چنده که ناهار میتونی بیای خونه؟؟
به نظرم لباس ساحلی بلند و باحجاب تر انتخاب کن ک اذیت نباشی...
بچه رو هم بزار خونه اونا که سر راهت بری دنبالش بیاین خونه

ببخشید واقعا خندم گرفت ببین اصلا خودت باید با خواهش نگه ش داری که کار ب این بزرگی مبکنه اگه یه مدت میبردی مهد و تومحیط اونجا خدا نکرده مریض میشید صبح مجبور میشدی بلند ش کنی
هیچ وقت اینطوری نمیگفتی..خب بپوش ساحلی از اول همون طور راحت بگرد کع عادت بشه واست
باورت میشه فک کردم میخوای بکی چی بخری واسه لطفش
تاج کن بزار روسرت و احترامش نگه دار واقعا چون واقعا نه پرستار و نه مهد نمیدونی چیکار میکنن😄😄😄😄

قشنگم نمیشه ک آدم هم خدا رو بخواد هم خرما . برای داشتن یه چیزی باید ی چیزو از دست بدی . واقعا وظیفش نیس . میتونه کلا بگه نمیام تا توام نهار راحت باشی و لباس راحت بپوشی اما شما شاغلی و مجبوری تحمل کنی . یا زحمت بکشی نی نی رو ببری بزاری .
من خودم اسنپ میگیرم دخترمو میبرم میزارم خونشون نهار بچمم میبرم چون شاید اون حوصله نداشته باشه نهار براره یا بخواد اصن چیزی نخوره . عصر از سرکار باهمسرم میارمش . دو روز درهفته تقبل کرده . ی وقتایی ی چیزایی میگه ی کارایی میکنه زورم میگیره اما مجبورم کوتاه بیام چون وظیفش نیس . مهدم فعلا نمیخوام ببرمش پس ی گوشمو در کررم یکیش دروازه😁😁

منم سر دخترم مادرشوهرم میومد خونم نگه میداشت خونشم بهم نزدیک بود ولی من ناهار ک میدادم شامم میدادم حمومم میفرستادمش .تازه بنایی داشت خونش ب کارگراشم غذا میدادم یا بچه رو میبردم خونش از سرکار ک میومدم تازه میگفت یه چیزی بزار درست کنم چون بچه نذاشت من عذا درست کنم یه غدای ساده میداد بعدش کل خونشو حتی سرویس بهداشتیشم تمیز میکردم .البته من زیادی لطف بهش کردم جفتک انداخت .دیگه سر پسرام میزارم پیش مادرم سختشه سه تا لچه رو نگهداره غر هم میزنه ولی من زیر سیبیلی رد میکنم ب مامانمم پول گاز و برق و تلفن خونشو میدم گهگاهی چیزی میگیرم میبرم احتیاج نداره ها ولی خیلی ناله میکنه کلا ن از مادر ن از مادرشوهر شانس نیاوردم ولی مجبورم چون هم مهد زیاد میشه هزینش هم رفت آمدی ک باید برم .

دیگه ما شاغلا باید تحمل کنیم دیگه .چاره چیه.
تحمل کن تا بچت بزرگ بشه .ناهار ک چیزی نیست.
من اگه به هر کی بدم نگه داره پول مهدم میدم بهش .
با اینکه از حقوق من و همسرم بیشتر قسط داریم .

ببرخونش.اومدنی هم برش دار

سوال های مرتبط

مامان گل پسر مامان گل پسر ۱۲ ماهگی
مادر شوهرم امشب دعوتی گرفته منو اصلا نگفته
بعد با شوهرم دعوا کردم ک اینا تقصیر توعه اگه تو هم مث داداشت خط قرمزت زنت بود الان اینجوری مامان جرعت نداشت رفتار کنه دعوامون شد گفت برو طلاق بگیر و مسدودم. کرده الان سرکاره چیکار کنم از دست این خانواده خسته شدم از دست شوهرم مادرش خسته شدم دلم برا بچم میسوزه چیکار کنم 😭😭
همیشه دعوتی گرفتم یا مریض شد بهترین چیزا رو براش بردم فقط دوشب پیش مامانم و داداشم چون از تهران اومده بود دعوت کردم رستوران اینجوری شده ک چرا منو نگفتید من ب شوهرم گفتم ک خونه مهمونی بگیریم خونوادتم بگم گفت نه حوصله ندارم بچه بگیرم تا تو کارا تو بکنی
خسته شدم بخدا از بس عصبی شدم از دیروز پسرمم بی قراره بخاطر دندون یه سره سر پسرم داد میزنم عصبی میشم بچم خیلی ترسید چیکار کنم 😭😭😭الان دارم میمیرم. از عذاب وجدان دیروز ب خودم قول دادم دیگه دعواش نکنم اما دست خودم نیست 😭😭😭😭😭😭😭از دست این خانواده روانی شدم 😭😭😭
شیرخشک
فرزند پروری رفلاکس بچه