۳ پاسخ

پسر منم فرنی و مقاومت میکرد دیدم وقای ما غذا میخوریم مشتاقه هروقت خودمون میخوریم غذا به اونم غذای خودشو میدم فکر میکنه از غذای خودمون میدم

پسرمنم نمیخورد ،دیگه غذای سفره بهش میدم با میل میخوره

پسر منم پنجاه روز نخورد هر روز درست میکردم حتی ی قاشقم نخورد غذاشو ریختم داخل بشقاب خودمون نشستم جلوش الکی مثلا خودم دارم میخورم هی میگم به به چقد خوشمزس میومد بازم ندادمش تا بیشتر تقلا کنه بعد بهش دادم با بازی مثلا میگم دهنتو باز کن هواپیما داره میاد اووم تا دوتا بخوره الان دو روزه میخوره

سوال های مرتبط