۹ پاسخ

چرا من دیدم آقای شوهر محترم بیشعور منم اینجور

خب ب مامانش بگو تو ک زنی بیا کمک یاعلی

داروها تا میاد اثر کنه یکی دو روز طول میکشه

از خط آخر مشخصه شعور رو از کی الگو برداشته

بگو داره به حال من گریه میکنه که گیر تو افتادم

ببین احتمالا رفلاکس داره بچه بی قراری میکنه عزیزم دکتر خوب ببر

یا اینکه بزارروپاهات وقتی خیلی بی قراره تکونش بده ببین اروم میشه اگه اینکار کردی اروم شد مطمعن باش که رفلاکس داره پس

واقعا اینقدر بی درک و فهم خدایا تازه کمک نمیکنه حرف سرد هم میزنه من جای تو بودم ب معنای واقعی دهنش جر میدادم
بعدش هم دخن ننش ک زر زیادی نزنه جه ربطی ب مرد بودن داره بچه هردوتاتون قرارنیست یکی بمیره از خستگی یکی عین خیالش نباشه مگه بچه از خونه بابات اوردی

مطمنی دکتر خوب بردی هیچی برا گریه ش نگف قطره نداد

عجب مرد بیشعوری

سوال های مرتبط

مامان 🎀دلوین🎀 مامان 🎀دلوین🎀 ۱۲ ماهگی
درد و دل
بعد از بارداری اینقدر از همسرم متنفر میشم گاهی ک دلم میخاد فقط ازش جدابشم و با دختر تو خونه جدا و تنها و دوتایی زندگی کنیم
همسرمن یکی از خصلتای بدی ک داره اینه ک تو خونه اصلا کمک ب بچه داری نمیکنه و قشنگ دخترم تک والدی داره بزرگ میشه و مخصوصا وقتی خودمون ۳ تا تو خونه هستیم ولییی امان از وقتی ک یک نفر بجز خودمون پیشمون باشه یا توخونه مهمون باشه از همون دم ورودی قربون صدقه دخترم میشه و میاد بوس و بغلش میکنه و باهاش قشنگ صحبت میکنه ولی وقتی خودمون تنها خونه هستیم شاید بزور بچه رو پاهاش بزاره تابش بده درحد نیم ساعت در ۲۴ ساعت نگهش میداره تو اون نیم ساعتم اینقدرمنت میزاره و غر غر میکنه سرم ک نگو بماند ک اینقدر بهم عذاب وجدان میده ک چرا بچه رو نمیای بگیری ازم و نمیبینی گریه میکنه و فلان.خدا بسرشاهده اون نیم ساعتم ک دستشه من دارم تند تند کارامو میکنم
بعضی اوقات اینقدر متنفر میشم ازش ک حتی نسبت ب گریه های دخترم هم بی حس میشم و دخترم شاید ۵ دقیقه گریه میکنه ک بیاد بغلم ولی من تو اون لحظه واقعا بی حسم نسبت بهش ولی امان از وقتی ک بغلم میکنمش و چشمای اشکیش رو میبینم قلبم میشکنه بخاطر اون ی قطره اشکی ک تو چشماش برق میزنه و بهم زل میزنه و نگاهم میکنه
کاش خدا کمکم میکنه .بریدم از این زندگی
همیشه فک میکردم بعد ۷ سال ک بچه دار بشم قطعا تفاهم میرسیم باهمسرم ولی بعد بچه داری همه مشکلات دوباره پررنگ تر شدن و مایه عذاب من