۱۸ پاسخ

طبیعیه کم کم ک متوجه بسه و یکم خوابش بیشتر بشه اوکی میشی

منم پشیمونم که بچه اوردم چون خیلی سخته و اذیتم

من برعکس شما کل مشکل عصبی دارم‌و‌تنها چیزی‌که منو‌آروم‌میکنه بچه ی تازه بدنیا اومده و‌کاراش اصلا هم‌عصبی نمیشم‌ذوق میکنم باحوصله کل کارامو‌میکنم میخوابونمش ومنم‌درکنارش آروم‌میخوابم اما ازوقتی فهمسدم‌تو‌قلبش صدا افتاده افسردگی‌گرفتمو‌همش دارم‌گ یه میکنم‌و‌التماس خدا که طوریش نشه وازمن نگیرتش همه چیوبجون میخرم‌بیخوابی اذیتیش ققط سالم باشه

منم گلم همینطورم .. با سه تا پسر که مدام باهاشون سروکله میزنم شبا خواب ندارم
روزام انقد کار خونه هس که نمیتونم بخوابم ولی میدونم میگذره و تموم میشه
تو هم تموم میشه به کارای نی نیت نگا کن باهاش حرف بزن بخند بهش

به این فکر کن این روزا دیگه برنمیگرده حسرت میخوری چرا از نوزادیش لذت نبردی. به این فکر کن که اون به جزتو کسی رو نداره وهمه ی وجودش تویی

سلام عزیزم تا یک ماهش بشه خوب میشی منم افسردگی گرفتم جوری بودم ک یا میخواستم ی بلایی سر خودم بیارم یا سر پسرم همش گریه ب همه میپریدم دوس داشتم فقط پسرم سیر بشه و بذارمش اون طرف اصلا نمیخواستمش هی میگفتم دیگه با شوهرم دو نفره نمیتونیم باشیم همش یکی بینمونه تازه من مادرشوهر احمقمم هی میتازوند برام ولی خب شوهرم منو میبرد بیرون حرف میزد باهام از ۱۰ شبی ک باید خونه مامانم میموندم ۳ شب موندم بعد اومدم خونه خودم شبا ولی صبح تا شب میرفتم اونجا با اینکه مامانم خیلی کمک حالم بود ولی خب الان خداروشکر میکنم و میگم چقدر دیوونه بودم ب این چیزا فکر میکردم شوهرمم دکتر نبردم گفت قرص بیخودی بهت میدن همش خوابی راستم میگفت ولی الان عاشق بچمم و خداروشکر میکنم ک زندگی ۳ نفره داریم خیلی بهتره ۲ نفرس شمام تا چند روز دیگه این حسات تموم میشه با همسرت خیلی حرف بزن اون خیلی میتونه کمکت کنه بعدم اینا همش واسه خستگی و هورموناس هروقت بچت خوابید باهاش بخواب و ب هیچی فکر نکن گلم❤️

عزیزم افسردگی بعد زایمان هست
چیزی نیست میگذره

منم همین حسارو دارم امیدوارم موقتی باشه😢

یه چیزی فکر میکنم وقتی بچه بتونه ارتباط بگیره با ادم خیلی بهتر میشه افسردگی، الان بعضی وقتا که دخترم کم کم میخنده همه غمام فراموشم میشه

طبیعیه عزیزم منم روزای اول خیلی اینجوری میشدم هنوزم بعضی روزها که خیلی کم خواب میشم اینجوری میشم ولی خیلی بهتر شده، همسرت خیلی میتونه کمک کنه ، کلا زندگی آدم تغییر میکنه با مادر شدن

من واسه اولی این حسا داشتم چون ازادیم و خواب و راحتی و رابطه باشوهرم و همه چیزا باهم یهویی از دست داده بودم بخاطر همین زیاد به بچم اهمیت نمیدادم الان که بزرگ شده حس عذاب وجدان دارم حس میکنم تو بچگیش خیلی واسش کم گذاشتم .
انشالا زمان بگذره همه چی رو به راه میشه

میگذره گلم نگران نباش چون ازخودقبلیت تبدیل شدی ب مادر.این حس و داری رفته رفته بهترمیشی بهش فکرنکن

تنهایی کسی کمکت نیس،؟؟؟؟

منم حالم بعد زایمان خیلی بد بود خداروشکر گذر کردم همسرم خیلی کمک کرد باهام صحبت کردیم بیرون رفتیم به نظر من از همسرت کمک بگیر

عزیزم طبیعیه چون بااومدن بچه روند طبیعی زندگی بهم میخوره دگ چیزی مثل قبل نیس کمبود خواب خستگی فشار.......همه اینا هست فقط باید صبوری کنی و بدونی اون جز تو کسی رو نداره ک دلسوزش باشه و ب محبت تو احتیاج داره منم الان ی بچه دوساله دارم با ی دوماهه واقعاً خیلی سخته و گاهی کم میارم
اگر مامانت می‌تونه بگو چندروز بیاد کمکت استراحت کنی من وقتایی ک رد میدم میرم خونه مادرشوهرم چون خواهر شوهرم نگه میداره چندساعت راحتم

همش میگذره عزیزم بخاطر شرایط زندگیته ک همه‌چی بلخره تغییر کرده
فقط ب خودت عذاب وجدان نده ب همسرت و کساییکه دوسشون داری بگو ک هواتو داشته باشن و تنهات نذارن بعد ۴۰روز اوکی میشی خوشگلم نترس همه همینن

اا من الانم همین حسا رو دارم
پس احتمالا دنیا بیاد بدتر هم بشم

منمممم...😑😑

سوال های مرتبط