۶ پاسخ

منم همینطور خیلی دارم نگران میشم تو جمع که باشیم اصلا متوجه من نمیشه اصلا بهونه منو نمیگیره فکر کنم منو نمیشناسه یا فرق منو با بقیه نمیدونه میخوام ببرمش دکتر

خوش به حالت والا من انقد بچم همش به خودم میچسبه شبا گریه میکنم دیگه هیچ کاریشو نمیذاره کسی جز من انجام بده انقد که گریه میکنه

من چون دخترم شیرمو نخورد خانواده،شوهرم هی میگفتن این دیگ بهت وابسته نیست تو براش مهم نیسی
الان مث چسب بم چسبیده میگم کاش همون وابسته نبود😂

نگران نباش عزیزم
خواهر زاده من بیست و چاری خونه ی پدرمه ولی همیشه بهونه ی مادرشو میگیره
مادر یچیز دیگه اس

دختر من وقتی باباش میاد از سرکار دیگه منو نمیشناسه ولی واسه یک ساعته به بعد دیگه باباشو نمیخواد باز منو میخواد

منم همین حس داشتم الان از اول ده ببینه دارم میرم یا شال سرمه فقط دنبال منه ولی با شوهرم خییلی جوره چون خیلی باهاش بازی میکنه من وقت بازی زیاد ندارم😂🚶🏻

سوال های مرتبط