تجربه سزارین‌پارت یک‌


من‌ از قبل هماهنگ‌کرده‌ بودم بی حس شم
خوشحال و شاد و خندان رفتم تو اتاق عمل پزشک بی هوشی اومد‌گفت‌وزنت بالاست ( ۹۰ کیلو بودم ) گودی کمرم داری من ریسک‌نمیکنم بی حست کنم
بی حس‌نمیشی سوراخ سوراخ میشی و آخرم مجبور میشم‌بی هوشت‌کنم
منو‌میگی ! استرسسس
بغض گلومو گرفته بود اخه من از سوند میترسیدم تو بی هوشی سوند رو قبل بی هوش شدن وصل می کنن بعد بی هوشی تمام دردها یهو‌میان سراغت ولی بی حسی کم‌کم
همه ی این بدی ها رسید به‌ ذهنم‌و‌حقیقتا‌پنیک کردم 🫠
دکتر خودم رسیده
گفتم خانم‌ دکتر دکتر بی هوشی اینطوری‌میگه‌ گفت باشه منم‌میگم‌بی حسی بهتره تو خودت باید تصمیم بگیری بگی نظر من اینه
گفتم‌خب‌ بهم‌میگه ریسک داره شاید بی حس نشی سوراخ سوراخ بشی
گفت باشه نهایتا آخرش بیهوش میشی ولی کاری که دوست داشتی رو کردیم
ولی من بازم استرس گرفتم 🫠 واقعا نمیدونستم چه غلطی کنم
دوباره دکتر بی هوشی اومد کفتم‌من واقعا میخوام بی حس شم
میخوام دخترمو ببینم
گفت خودم برات فیلم‌می گیرم ببین 😑 خلاصه که ما هرچی‌ گفتیم گفت نه بی هوش
اومدن برام سوند بذارن
من یهو از فشار و استرس بی صدا اشک‌می ریختم
یهو‌دکترم عصبی شد گفت مریض من‌‌ داره اشک می ریزه مگه زوره دلش نمیخواد بی هوش بشه به نظر من هیچ‌مشکلی نداره مریض قبلی بالای صد کیلو بود راحت هم بی حس شد
بهم‌گفت نترس خودم میرم با دکتر بی هوشیت‌صحبت‌میکنم

بارداری زایمان سزارین‌

۱۲ پاسخ

عزیزم دکترت اکرم ترتیفی زاده بود؟

من چون مهره هام چسبیده بود بالای چندبار هی امپولو میزدن میچرخوندن هی درمیاوردن. ب بدبختی بیحس شدم. فقط اینجا خیلب اذیت سدم

منتظر بقیش هستیم

مگبارکت باشه..بقیشو بزار ث

مبارکت باشه عزیزم قدمش پر خیر و برکت حالا درد داشت یا نه؟

ای خدا توهم زایمان کردی بسلامتی مبارکت باشه 😍😍

منم۹۳کیلو شده بودم و بی حس ولی ازاین ادا درنیوردن برام😑

منم بیهوشی میخام چون بسیار حس خوب وخاطره خوبی از بیهوشی سزارین قبلیم دارم بسیار راحت بودم
پمپ درد داشتم درد یهویی نداشتم
سرمو راحت میتونستم تکون بدم بدون استرس سردرد گرفتن
پاهامم حس داشت راحت بودم
این سزارینمم بیهوشی خواستم

حالا من دقیقا برعکس تو بودم، میگفتم بی هوش میخوام بشم، به زور میگفتن بی حسی، در نهایت دکترم راضیشون کرد که بیهوش شم

بعدش

🥹🥹🥹

سوند رو برا من قبل بی حسی گذاشت درد نداره که

سوال های مرتبط