۱۷ پاسخ

من‌خدایش اوایل ازدواج و کلا تایمی که تو عقد بودم خیلی ازش خجالت می‌کشیدم و حتی جلوش اسم شوهرمو صدا نمیکردم اما نمیدونم تو بارداری چی شد کار خدا بود خجالتم خیلی کم شد یکسره میرفتم اونحا جلوش رژه میرفتم🤣الانم هفته ی یکی دو روز میرم اونجا

دقیقا منم مثل خودتم خجالت میکشم هم وقتی عقد کردم هم بعد عروسی و هم بارداری زایمان ...ولی دیگه برا دومی نرسید ک ببینم باز ازش خجالت میکشم یا نه 🙃💔

ن بابا ب هیچ وجه🤐
خیلی خیلی خیلی وحشتناک راحتم با بابام...
با مامانم و عاجیمم واقعا مثل رفیقیم
باردار شدم گفتم بهشون مامانم ب کنار بابام
بغلم کرد بوسیدم و... بعد سونو میرفتم میومدم عکسش نشون میدادم با پدرشوهرمم همینم عکس سونومو بوس می‌کرد و ولی قربون صدقه میرفتن🥰😁

عزیزم چقدر باحیایی شما😍 والا منم خجالتی هستم ولی نه اینقدر دیگه😅

ای منم خیلی از بابام خجالت میکشم دست خودمم نیست

نه من اصلا
تو ۴۰ روز جنگ هم همش خونه شون بودم

بابا این حرفا چیه،والا من آنقدری با بابام راحتم با شوهرم نیستم،من پسرم عادت داره کنارش دراز بکشم دوتا ممه رو همزمان بخوره وگرنه جیغ ودادمیکنه،وقتی بابام هست هم دراز میکشم پسرم سینه هامو میخوره همینقدر راحتم باهاش،پدرته کی محرمتر از اون

حالا ترو که لک لک ها براشون نیاوردن، یه روند طبیعیه دیگه

من هم از مامان خجالت میکشم هم از بابام خبر بارداریمم ب همسایمون گفتم ب مامانم گفته بود

نه من که یه بار باخودش رفتم سونو هنوز عکسش نشونش میدادم

ن چ خجالتی بکشم همشون این کارارو کردن دیگه خجالت نکش راحت باش من ک ب بابام میگم بابا بنظرت یکی دیگه بیارم بچه

بله منم هر کیو میبینم خجالت میکشم میگم دیگه میدونن ما چیکار کردیم😅

وااای دقیقا منم همین جوری هستم 🫠

دیگ کاریه که شده😂😂😂
نه من تو عقد یه زمان‌هایی مثل اوایلش خجالت میکشیدم ،الان دیگ نه

من اوایل که باردار شدم آره به مامانم میگفتم فعلا به بابا نگو حاملم ولی بعدش نه چون بابام حرف میزد باهام مثلا بمارستان بودم سزارین شدم دوهفته زودتر هی دلداریم میداد که عیب نداره راحت شدی واینا ولی موقع عروسی و بعد زایمان نه دیگه

ن چ خجالتی

کنار بیاددیگه بزرگ شدی🤣🤣پرو باش مث من

سوال های مرتبط