۱۱ پاسخ

واقعا خیلی ناراحت شدم ودرکت می کنم

عزیزم الان هر دو‌عصبانید شما هم خوب کاری کردی شکایت کردی فعلا هیچ پیامی به همسرت نده هیچی بذار خودش بیاد دنبالت براش اونوقت شرط بذار که باید بری مشاوره ولی فعلا هیچ فکری و هیچی نکن تا اون مرحله طلاقم نبر ذهنتو چون دوتا بچه داری اون پشیمون میشه خودتم اروم میشی چند وقت دیگه

عریزم من از زندگیت نمیدونم خودت کی یا شوهرت کیه ولی اینو خوب میدونم که تو باره دومه داری مادر میشی شنیدی میگن دور از جونت سگ بشو‌ولی مادر نشو مادر تعهد داره خیلی زیاد اگ میتونی خودتو فرش زیر پای بچهات کن طاقت بیار که ننگ بچه طلاق نخوره رو‌پیشونی جفتشون البته اگ تنها بدیش دست بزنشه مثلا من خودم شوهرم خیلی خوبه از همه لحاظ ولی حقیقت تو دعواهامون حالا ماهی ی بار باشه دوماهی ی بار باشه اونم نمیتونه خودشو کنترل کنه و میزنه مهمم نیس براش محکم میزنه خیلی ولی من نیمه خالی لیوانو‌نمیبینم من میگم شوهرم وفاداره اگ بیرون باشه ی کیک بی من از دلش نمیگیره بخوره مهم تر بابای خوبی برا بچمه من این بدیشو رها کردم با اینکه فقط خدا میدونه چقد اذیت میشم بدرک درد گرفتن من بیشتر از لحاظ روحی کم میارم وقتی میبینم شوهرم تکیه گاهم منو میزنه

شاید اگه بچت به دنیا بیاد بهتر بشه شوهرت
الان مگه میشه بااین که حامله ای طلاق گرفت‌‌؟

اره عزیزم پسر من نه ماه داره فقط عاشق باباشه من باباشم تو خونه باشم نباشم نباشم ولی برعکس باباش همیشه باید تو‌بغل اون باشه

بعدها پشیمون میشن اگه بچه رو ازش بگیره خیلی سختش میشه

اگه بچه ات وابسته اس گزشت کن یکی هم ک توراهی داری تعهد بگیر ازش بچه هات گناه دارن این کارو نکن اگه راه داره گزشت کن 🥹

چرا میخای جدا شی

اخه چرا شوهرت کتک زده مشکلش چیه

نه عزیزم من خودم بچه طلاقم اصلا خوب نیست
یه گوشمالی بهش بده ولی طلاق نه🥺

خدا کمکت کنه عزیزم خود طلاق پرسه طولانی وسختی داره بابچه که سختیشم طولانی ترمیشه

سوال های مرتبط

مامان محیا و ایلیا مامان محیا و ایلیا هفته سی‌وسوم بارداری
بازم طبق تاپیکای قبلم ، و این روزای من
امروز دخترمو بردم خونه رفت بغل باباش اروم گرفت انقد دلم ب حال خودم سوخت منی که اینهمه پدرم دراومده برا بچها با همچین ادمی دارم تحمل میکنم !!
بعد بچم بیشتر از من باباشو میخاد ، حالا اینا ب کنار مثل زنای خبرچین و بیشعور نشسته به کل همسایه ها گفته من کتکش نزدم چیزی براش کم نمیزارم زنم دلش نمیخاد زندگی کنه بهانه میگیره و دروغ میگه و فیلم بازی میکنه و..... هزار جور چرت و پرت دیگه ، یعنی اینارو از همسایه شنیدم همینجوری مغزم سوت کشید ، این بیشعور با خودش فکر نکرده زنمم هیچ مادر بچه هام که هست نباید جلو در و همسایه بشینم حرمتشو بشکنم
وای دلم خونه ، قیافشو میبینم عوقم میگیرع فقط خدا خدا میکنم زودتر از دادگستری ابلاغیه بیاد برم تکلیفمو مشخص کنم ، با خودم میگم تف به اون چهار سال بدبختی که من بخاطر عشقی که بهش داشتم تحمل کردم ، دوتا بچه با عشق فراوون براش اووردم که اخرش این باشه جوابم


بارداری
زایمان
غربالگری