۴ پاسخ

عزیزم این ترسو بودن نیست! داره وارد پروسه اظطراب جدایی میشه که تا پایان یکسالگی ادامه داره
و تنها چیزی که آرومش میکنه آغوش شماست.
کار خونه همیشه هست
بهتره بیشترین تایمتون رو روی رسیدگی به فرزندتون بزارین

سلام عزیزم
اون از ترسو بودنش نیس همه بچه ها همینن نیاز به توجه بیشتری دارن خودتو زیاد درگیره کارها نکن با بچت وقت بگذرون چون خیلی زود میگذره بنظرم

عزیزم اون تازه خودشو بعنوان ی موجود مستقل داره میشناسه برای همین اضطراب جدایی دارن و طبیعیه
تا قبل این خودشو مادرو یکی میدونسته و حتی اجزای بدن خودشم نمیشناخت و از الان کم کم میشناسه برای همین مدام صورتشون چنگ میندازن اوایل یا کم کم با دستاشون آشنا میشن بعد هم با پاهاشون و شصت با میمکن

پسر منم همین طوره ترسو نیستن فقط دارن وابسته میشن
دارن کم کم مارو میشناسن به خاطر همین میخوان کنارشون باشیم فقط
پسر منم دیگه تو گهوارش نمیخوابه باید کنارش دراز بکشم تا بخوابه

سوال های مرتبط