کسایی که از درد شقاق مقعد رنج میبرن بخونن
قبل زایمانم سه ماه یبوست داشتم و گاهی موقع دفع خون‌ریزی داشتم بعد زایمان نابود شدم درد شدید حدود یک سال رنج بردم و درد کشیدم هر دکتری که گفتن رفتم همه داروها و مصرف کردم اما خوب نشدم و بعد قطع داروها مجدد به حالت شدیدترین تشدید میشد
یه داروگیاهی از تو دیوار پیدا کردم (دیوار مشهد)گفت تضمینی خوبم می‌کنه و خداییش خوب هم شدم مجدد الان بعد دفع خارش و سوزش دارم که گفت کره گاوی اصل شیاف کن بذار گذاشتم خوب شدم
اما تغذیه خیلی مهمه سردیجات نباید خیلی بخورم و بیشتر گرمی میخورم چایی اصلا نمی‌خورم مگه مهمونی برم همش دمنوش میخورم
یکی دیگه از راه حل های زالوئه که باید بری کلینیک ها برات بندازن وجهه خوبی ندارم ولی خیلی بهم سفارش شد
البته که خوردن تره توی هر وعده هم تاثیر داره اگه بچه شیر میدی کوکو تره درست کن بخور

به امید روزی که هیچ مادری بخاطر دردهای مزمن با بچه با تندی صحبت نکنه من واقعا اون تایم خیلی کم صبر و عصبی بودم

تصویر
۶ پاسخ

سردیجات چیا میشه قشنگم میشه توضیح بدی؟؟؟
و یه سوال دیگ موقع دفع مقعد میزنه بیرون برای من اینجوریه ک مقعدی ورم میکنه
بواسیر دارین یا ن فقط مشکل یبوست داشتین؟؟
یبوست از قبل بارداری داشتین یا ن بعد زایمان گرفتین
ممنون میشم جواب بدین آخه منم دچارشم

خداردشکر ک خوب شدید .ممنون ک اطلاعاتتون در اختیار. ما گداشتی

زالو کجا انداختن؟

من شوهرم دارع خیلی اذیت میشه دکتر هم رفته پماد داده نمیدونم چیکار کنم...گاهی اوقات نمیتونه بشینه اصلا..یبوست هم نیس ولی خیلی اذیت میشه🥲😬

ای جانم، منم بعد زایمان دچارشم. آلو خوب نبود؟ من اگر میوه و سبزیجات بخورم اکیم.
ولی تا ۳ ۴ ماه بعد زایمان داغون شده بودم چون هم یبوست شدید داشتم و هم زایمانم طبیعی بود و بخیه خورده بودم خلاصه خیلی اذیت کننده بود.

الهییییییی عزیزم چقدر سختی کشیدی

سوال های مرتبط

مامان Ana مامان Ana ۲ سالگی
من دخترمو چند روزه از شیر گرفتم چون شبا بیش از حد شیر میخورد تا صبح ده بار بیدار می‌شد هر دفعه ام یک ساعت بیشتر شیر میخورد انقد که دیگه تپش قلب می‌گرفتم حالم بد میشد روزا هم مدام چسبیده به من بود خلاصه یه شب انقد اذیتم کرد که دیگه تصمیمو گرفتم و از شیر گرفتمش ولی خوب خیلی عذاب وجدان داشتم و دارم... بعد دیروز مادرشوهرم سر صبح اومد خونه ما ،ما داشتیم صبحونه می‌خوردیم یهویی شروع کرد به حرف زدن که چرا بچه رو از شیر گرفتی شیر سوزش کردی هنوز سنش کمه باید تا دوسالگی می‌دادی مادری نکردی براش بعد دخترم اومد که بیاد رو پاهای من بشینه رو به دخترم میگفت نرو بغل مامانت ، مامانت به تو شیر نداده برات مادری نکرده... منم فقط اخمامو کشیدم تو هم خودمو خیلی کنترل کردم که بهش بی احترامی نکنم ولی الان خیلی پشیمونم که جوابشو ندادم از دیروز هم مدام حرفاش میاد تو ذهنم و گریم میگیره جدای از عذاب وجدان ازین حرص میخورم که اصن به اون چه ربطی داره واقعا کاش جوابشو میدادم که الان انقد خودخوری نمی‌کردم 💔💔