۱۳ پاسخ

اسم نورا خیلی قشنگه🥰

چه اسمی مد نظرت بود عزیزم

من که اسم دخترم تابانه خیلی دلم میخواد عوضش کنم بزارم افرا

نورا خیلی بروزه که قشنگم هس ،طنینم دوس دارم من ولی تابان ن زیاد

تو گهواره فقط منم ک اسم پسرمو دوس دارم
بقیه همه میخوان عوض کنن

مامان نورا خانوم یعنی فقط منم که می‌دونم چه اسمی دوست داشتی 😅

هم طنین قشنگه هم نورا ، من از نورا بیشتر خوشم میاد
از تجربه خودم بگم دو اسمی هستم واقعا هنوزم نمیدونم اسمم کدومه واقعا دچار بحران اسمم. توصیه میکنم بهت دو اسمی نکن بچه ارو

چه اسمی میخاستی بزاری

من اسم پسر اولمو دوست داشتم بزارم بهراد یا بهداد همه مخالفت کردن عرفان رو انتخاب کردم ولی دلی دوسش نداشتم تا مدتها پشیمون بودم که چرا چیزی که خودم میخواستمو نزاشتم
خلاصه برام تجربه شد
برا پسر دومم از وقتی فهمیدم باردارم رایان رو انتخاب کردم
شوهرم اصرارداشت اسم امام بزاریم خانواده هم میگفتن علی بزار
ولی من رایان رو دوست داشتم و تو دلم که بود رایان صداش میزدم
با اینکه از دو اسمی خیلی بدم میومد مجبور شدم دو اسمی کنم پسرمو تو شناسنامه ش علیسان هست اینجوری رایان
بزرگ که شد خودش تصمیم میگیره و انتخاب میکنه

مثل منی 😫من که افسردگی گرفتم سر اسم بچم‌ فک‌کنم همه تو‌گهواره منو میشناسن دیگه

میتونه داخل شناسنامه همون باشه خودت اسمی رو که دوست داری صدا بزن حداقل اذیت نمیشی بعد بزرگ شد هر کدوم دوست داشت صداش بزنین خلاصه مادر زحمت بچه رو می‌کشه نظرش مهمه

خب اون اسمی که دوست داری صداش بزن

چ اسمی میخواستی
و جرا نورا گذاشتی ؟

سوال های مرتبط

مامان 🌸مهوا🌸 مامان 🌸مهوا🌸 ۱۶ ماهگی
خودمم اصلا دوست نداشتم پسرم مدرسه استثنایی بره چون از لحاظ ظاهری هیچ مشکلی نداشت و خیلی خیلی مهربون و دلسوز
و بی نهایت آروم😭الهی مادرش بمیره براش کاش میمردم و بچه م تو این وضعیت نبود برای یه مادر خیلی سخته که از بدو تولد بچش اونو تو درد و رنج و سختی ببینه😭😭😭
ولی خب از طرفی هم راضی نبودم که دائم تو خونه پبش من باشه و دوست و رفیقی نداشته باشه واسه همین شوهرم رو راضی کردم که چند تا مدرسه رو ببینیم اگه بد بود نمیزاریمش
وقتی رفتم دیدم واقعا ناراحت شدم نه برای وضعیت بچه هایی که اونجا بودن ها بخاطر اینکه بچه ی من خیلی سالم بود و اصلا مناسب اون محیط نمیدیدمش
واسه همین تصمیم گرفتیم که کلاس های کار و گفتار درمانیش رو ادامه بده و خودم تو خونه باهاش کار کنم...
الان که چند سال از اون روزا میگذره هر روز بیشتر از قبل احساس پشیمونی و عذاب وجدان میکنم و فکر می‌کنم در حقش خیلی کوتاهی کردیم که به خاطر دل خودمون از مدرسه و اجتماع دور نگهش داشتیم
همیشه به همسرم میگم ما خیلی کوتاهی کردیم در حق این بچه اگه سپهرم ما رو ببخشه خدا نمیبخشه😭😭😭
ولی خب دل مادرانم او لحظه طاقت نیاورد که بچم اونجا بره چکار کنم لعنت به این حس مادرانه😮‍💨🥺
الان وضعیت سپهر خیلی بهتره خدا رو شکر هر سال چکاپ میبرم و توی بدنش هیچ کمبودی نداره و این بخاطر اون صبح تا شب پای گاز ایستادنا وغذاهای مقوی و داروهای خوبی که تونستیم براش تهیه کنیم میدونم
و این کمی خیالم رو راحت میکنه که حداقل از لحاظ سلامتی براش چیزی کم نذاشتم🥺♥️