۱۳ پاسخ

ول اون لحظه برای من خیلی خوب بود چند ثانیه بعدش تموم درد هام رفت و از ته دل گفتم اخییش
من نه سانت باز شده بودم اینقدر اذیتم کردن آخرم نتونستم طبیعی زایمان کنم و سزارین کردن ظ

منمم خیلیییی میترسم از اون آمپول بیحسی اتاق عمل ذلم میلرزه اسمش میاد

من خیلی لذت بردم از عملم از بعد عملم از زایمانم
سوزنم هیچی نفهمیدم اصلا

من ودقیقا از همون آمپول میترسم کل استرسم بخاطراونه خیلی بدم میادازش از فاویسم نبودم میگفتم کامل بیهوش بشم

خب چرا با فکر کردن بهش خودتو عذاب میدی
بهش فکر نکن گذشته و رفته تموم شده

من درد نکرد
ولی دوبار از کمر بی حس شدم
یه بار برای سزارین یه بار برای برداشتن کیست مویی دنبالیچه🥺🥺🥲

نبابا یه کم ترس داره ولی درد نداره
ولی لعنت به ماساژ رحمیییییی اونجا مردمممم

من سر زایمان دوم خیلی اذیت شدم و استرس داشتم....اما سر اولی یکی از پرسنل اتاق عمل که فک کنم همونی بود که آمپول رو زد تو کمرم تو حین عمل مثل یه فرشته از طرف خدا اومد باهام حرف زد هیچی از عمل نفهمیدم

وای من اون لحظه که سوزن زدن و بلافاصله بعدش بی حس شدم انگار تو بهشت بودم هنوزم یادم میاد یه ارامشی پیدا میکنم چون من کلی درده طبیعی کشیدم سزارین اورژانسی شدم اون لحظه که درد های وحشتناکم قطع شد بعد از چند ساعت انگار دنیارو بهم دادن😍😍

هنوزم اون قسمت کمرم درد میگیره

من اصلا نفهمیدم
تو موقع سرویس رفتن سوزش داشتی؟؟؟

دقیقا الان حالتی رو دارم ک میگی مخصوصا اگ تایم پریودیم باشه 🥺

من وحشت دارم

سوال های مرتبط

مامان نازدونه🌹 مامان نازدونه🌹 ۱ سالگی