من مامانم سر خواهر کوچیکم گرفت با مداد سیاه کرد خودش بدش اومد دیگه نخورد
من پسرم از طمع ابلیمو که ترررش بود بدش میومد..زدم روسینم.تلخ و ترش بود .دیییگه نخواست و نخورد
عزیزم
من یک سال و ۹ ماهگی بچمو از شیر خودم گرفتم
از اول که دنیا اومد دو شیره بود، یعنی شیر خشک بیومیل هم روزی یک بار میخورد
و من گفتم ممه اوف شده و روش چسب چسبوندم از شکل چسب روی سینم ترسید، و دیگه سمتش نیومد
اما خیلی عصبی و پرخاشگر شده بود و تا دو هفته خیلی اذیتم کرد
همش بیرون میبردمش که یادش بره
و با این حال شیر خشک هنوز ادامه داشت براش و بیشتر از قبل بهش میدادم
وقت زیادی باید بزاری براش تا از شیر بریده بشه....
من ۱۷ماهگی شروه کردم یماه طول کشید تا ترکش بدم
خواھرزادہ ھاے منم ھمین طور بودن
یچیزے بمال ب سینت بگو اوف شدہ
سرگرمش کن خوارکے ھاے سالم قشنگ نک بدہ بھش
خودتم واکنش غمگین نداشتہ باش ب بی تابے ھاے اولش
سن خوبیہ یک و نیم سالشہ اگ کمتر بود خوب نبود اذیت میشد
شیر خشک هم میخوره کنارش؟
چقدر اوضاعت شبیه منه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.