۷ پاسخ

منم دلم واسه قیافه شفتش که سرشو میچرخوند یه لق میزد تنگ شده، خیییلی زود بزرگ شد🥲. نه کمکی ندارم فقط مامانم گاهی میاد کمک خونه رو تمیز میکنه کلا از روز اول بیمارستان که گذاشتنش تو بغلم خودم ورداشتم بردم شستمش بخوان کمک هم کنن من نمیدم احساس میکنم هیچکس مثل من نمیتونه بهش برسه،

شوهرم کمکیمه ولی خب ۱۲ساعت سرکاره وقتی بیاد خسته خیلی نمی تونه

من فقط شوهرم اگه سرکار نباشه کمک میکنه
بچه م خوابش به شدت بده
پاره شدم واقعا
احساس بدبختی میکنم همش میگم این چه غلطی بود کردم

مادر شوهرم پایین خونه مونه همش بچه ام خونه ای اوناس صبح ساعت 7 بیدار میشه شوهرم میبرتش پایین ما میگیرم میخابیم تا 10

من خواهرم ولی دیگ نمی‌خوام برگردم به نوزادی دخترم تا چهار ماه کولیک داشت تا هفت ماه رفلاکس ، تا پنج ماه اگزما، فدا سرش ولی دیگ فعلا خستم

شوهرم هست خیلی کمک می‌کنه انصافا

من بابام هرروز میاد ۳،ساعت نگه میداره مامانم میبره خونه شون ولی مادرشوهرم اینا نه اصلا کمک نمیکنن

سوال های مرتبط