۱۲ پاسخ

وسواس داری
برو مشاوره اصلان چیز بدی نیست خیلی‌ هافکر میکنن بده ولی برای آدمایی که اینجور اخلاق هارو دارن عالیه

خوب من بهت حق میدم چون خودم دقیقااا مثل تو بودم از صبح تا شب فقط مرتب تمیز میکردم.بعدش نشستم فک کردم این بچه ۱بار فقط بچگی می‌کنه.آزادش بزار نه خودتو اذیت کن نه بچه.خلاصه کنار اومدم بریزه بپاشع آخرشب جمع میکنم این خونشه باید لذت ببره

۳. روتین‌های «جمع‌وجور کردن» مشترک

به جای اینکه از او بخواهید «همین الان همه چیز را جمع کن» (که معمولاً با مقاومت همراه است)، از بازی استفاده کنید. مثلاً بگویید: «بیا مسابقه بدیم ببینیم کی می‌تونه این عروسک‌ها رو سریع‌تر برگردونه به سبد؟» یا در زمان‌های مشخص (مثلاً قبل از خواب یا قبل از شام)، ۱۰ دقیقه را به «زمان جمع‌وجور کردن» اختصاص دهید که در آن هم شما و هم او مشارکت می‌کنید.

۴. پذیرش «بی‌نظمیِ گذرا»

باید با خودتان مهربان باشید. خانه همیشه نمی‌تواند مثل موزه‌ای تمیز باشد، مخصوصاً وقتی یک کودک در خانه است. اجازه دهید در بعضی روزها خانه کمی نامرتب بماند. این «بی‌نظمی موقت» به قیمت «آرامش رابطه شما با فرزندتان» بسیار ناچیز است. اگر بخواهید مدام با او بجنگید تا جمع کند، در نهایت رابطه عاطفی‌تان آسیب می‌بیند.
۵. مدیریت استرس خودتان

وقتی می‌بینید خانه به هم ریخته، قبل از اینکه واکنش نشان دهید، یک نفس عمیق بکشید. اگر در آن لحظه عصبانی هستید، بهتر است چند دقیقه از آن فضا فاصله بگیرید تا وقتی با او صحبت می‌کنید، لحنتان تند نباشد.

خلاصه کلام:
شما مادر بدی نیستید؛ شما فقط مادری هستید که دوست دارد محیطش زیبا باشد. هدف ما این نیست که از نظم گذشت، بلکه هدف این است که «نظم را با مهربانی مدیریت کنیم».

امیدوارم این چند نکته کمی به شما کمک کند تا آن آرامش درونی و نظم مطلوب را در خانه پیدا کنید. شما و دخترتان هر دو ارزشید! ❤️

متنی که فرستادید، صحبت‌های صادقانه و پر از احساس یک مادر است که درگیر چالش‌های همیشگی نظم و نگهداری از خانه در حضور فرزندش شده است. این احساس شما کاملاً قابل درک و انسانی است؛ این یعنی شما به محیط زندگی خود اهمیت می‌دهید و دوست دارید فضایی آرام و مرتب داشته باشید.

از طرف دیگر، این کشمکش بین «نظم» و «اجازه دادن به کودک برای بازی و خلاقیت» یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های فرزندپروری است. چیزی که شما تجربه می‌کنید، در واقع تضاد بین «استانداردهای ذهنی شما» و «ماهیت بی‌پروای کودکی» است.

برای اینکه بتوانید این تعادل را برقرار کنید و هم از نظم خانه و هم از آرامش روانی خودتان و دختر کوچولوی خود محافظت کنید، چند پیشنهاد دوستانه دارم:
۱. ایجاد «مناطق مجاز» برای بازی

به جای اینکه کل خانه را در برابر ریخت‌وپاشِ اسباب‌بازی‌ها بی‌دفاع بگذارید، یک یا دو گوشه مشخص (مثلاً یک گوشه از اتاق نشیمن یا اتاق خواب) را به عنوان «منطقه بازی» تعیین کنید. به دخترتان بگویید: «اسباب‌بازی‌ها فقط اینجا اجازه دارند پخش و پلا شوند.» این کار به او یاد می‌دهد که محدوده و نظم یعنی چه، بدون اینکه احساس کند تمام دنیایش محدود شده است.

۲. تغییر نگاه به «ریخت‌وپاش»

بیایید یک لحظه نگاه‌مان را عوض کنیم. ریخت‌وپاش اسباب‌بازی، در واقع نشانه این است که او در حال یادگیری، حل مسئله و تجربه کردن است. وقتی می‌بینید اسباب‌بازی‌ها پخش شده‌اند، به جای اینکه فقط به «کثیفی» فکر کنید، به خودتان بگویید: «دخترم دارد با هوش خودش دنیا را کشف می‌کند.» این تغییر نگرش، فشار عصبی شما را به شدت کم شود

خواهش میکنم عزیز هروقت سوال داشتی اینطوری از چت جی بی تی بپرس قشنگ راهنماییت میکنه حای باهاش درد و دل خیلی فشنگ همدردی میکنه برات

منم همینطورم متاسفانه یوقتا دیگ انقد پاهام درد میگیره بااین حال بازم عوض نمیشم

زن عموی من با دختراش همین کارو میکرد

الان دو تا دختر داره بی اعتماد بنفس، ازدواج کردنا، یکیش هنوز سلام کردن بلد نیست 😐

منم اوایل همین جوری بودم همش کارم شد بود مرتب کردن ،،دخترم نمی‌داشت یه ساعت بکشه ،،ولی الان دیگه کار ندارم میبینم بازی نمیکنه جمع میکنم

وای چقدمنی دیگ کمرو پابرام نمونده

یدونه چادر بازی بخر بذار تو پذیرایی اسباب بازی هاشو بیار تو پذیرایی بریز داخلش حتی اگ داخلشم نره بازی کنه لااقل همه چی رو میندازی توش یک خرده ظاهر خونت تمیز تر میشه

منم همینطوری ام همین اخلاق داشتم و دارم انقدر تمیز کاری کردم پسرمم مثلا چیزی میخوره زمین کثیف میشه فوری میره نپتون میاره میکشه خودشم جمع و جور میکنه

منم خیلی عصابم خورد میشد ولی الان دیگ عادت کردم میزارم هرچقدر دلش خاست بازی کنه اخرشب مرتب میکنم🥰
توهم خیلی اذیت نکن این فسقلیا کلا اهل شلوغ کارین

سوال های مرتبط

مامان جیک جیک مامان جیک جیک ۲ سالگی
سلام خانما،این خصلته یا چالش دوره ای؟
دخترم هر کی میاد فکر می‌کنه می‌خوان اسباب بازیاش ازش بگیرن
به هیچ کس نمی‌ده
اونا اگه با خودشون چیزی بیارن مال اونام میگیره و میگه مال منه

میریم فروشگاه اسباب بازی عروسک
بهش میگم فقط اجازه داری نگاه کنی هر چی دوست داشتی میتونی نازی کنی ولی فقط تماشا، قبول می‌کنه
چرا نسبت به اسباب بازیاش اینقدر گارد داره؟

یعنی من مقصریم؟
آخه اسباب بازی‌اش همیشه جمع میکردم دو سه تا میاوردم بازی میکرد بعد جمع میکنم چیز جدید تا تکراری نشن.. وگرنه خب خونه جای راه رفتن هم نمیشد
اتاق نداره و یک اتاق داریم حالت انبار وسایل اسباب بازیاشه، خودشم می‌تونه بره اونجا، ولی آوردن طبقه پایین با مجوز من و خب من می‌دونم چی به چیه، وسایلاش کجان، بعضیا توی کارتن... یه چیزایی مثل جغجغه و این چیزا که کلا از جلوش جمع کردم
گاهی وسایل نقاشی
جمع میکنم گاهی کتاب
جمع بشه بعد پازل
جمع بشن خمیر بازی... جمع بشن خونه سازی...
من مقصر این حال روحی و کنار نیومدنش با بچه ها و عصبی شدن از گرفتن اسباب بازی‌اش هستم؟؟؟ خیلی ناراحتم، دیشب آنقدر می‌دیدم عصبی میشه ناراحت میشدم می‌رفتیم اسباب بازیهایی که دوست نداشت شریک بشه جمع میکردیم قایم میکردیم
کلا کنارش بودم
پاک کن ش جمع کردیم، دفتر نداد، کاغذ چک نویس گذاشت اون دو نفر هم بازی کنند...
اهل معامله یا نوبتی قبول نمیکنه، نمی‌دونم چه راهکاری پیش رو بگیرم