سلام نمیدونم من با این افکارم با این حالم چیکار کنم همش افکارمنفی یه چندروزیه گاهی سوزش داخل واژن دارم هر ازگاهی هم ترشح کش دار برا خودم سناریوهای بد می‌سازم که اگه عفونت باشه چی اگه خوب نشم چی همش استرس نگرانی میترسم برم روانپزشک از اینی که هستم بدتر شم چون دیدم اینجا چندنفر انگار تشدید شده علائمشون کاش فقط درگیریم همین بود بدبختی یکماه ونیم دیگه قراره دور بشم از خانوادم با خودم میگم برم روانپزشک دارو بده خب اوایلش علائم تشدید میشه باید یکی کنارت باشه اونجا تک و تنها غریب خانواده شوهرم هستن که رو هیچ کدوم نمیشه حساب کرد اگه اضطرابم بیشتر شد با این بچه کوچیک چه گلی به سرم بگیرم کاش پارسال رفته بودیم لااقل تا الان عادت کرده بودم نه اینکه تازگیا هم بچه لجباز شده بدقلقی میکنه رو اعصاب شده برا غذا خوردن لج میکنه روزی نیس که فک نکنم شاید خنده دار باشه ولی عصرها با بچم که میریم خونه بابام وقت گذرونی میکنم شارژ برمیگردم خونم با خودم میگم دوری رو چجوری تحمل کنم اونم منی که وابسته ام بهشون به دیدنشون
#فرزندپروری

۵ پاسخ

من جای توبودم حتما پیش روانپزشک میرفتم الان فک کردی حال روحیت خیلی ازوقتی ک دارو بخوری بهتره شما ویواس فکری پیداکردی اصلا نگران نباش بادارو درمان میشی نزارتشدید پیداکنه ک کارت سخت ترپیشه

دارو چی

حتما برو پیش روانشناس .دارو میخوری خیلی سریع خوب میشی

خدا بزرگه منم همینطور بودم الان با وجود پسرم وقت دلتنگی هم ندارم ....خودت باید سر خودت گرم کنی ...با بچه داری آشپزی تمیز کاری ورزش

یادمه دفعه پیشم گفتی
خوشبختم عزیزم منم یه عدد دیونه روانی به تمام معنام🙂🥺🤕🤕🤕

سوال های مرتبط

مامان محمدرضا مامان محمدرضا ۱ سالگی
سلام چقدر بچه داری کار سخت و طاقت فرساییه آدم نمیدونه فکر بدبختی خودش باشه غرغر بچه تحمل کنه به اون برسه کدوم کارو انجام بده دغدغه چی داشته باشه چندروزه سوزش داخلی دارم و ترشح،فرصت نشده دکتر برم دوتا دندون دارم که از بعدزایمان خراب شده هنوز درست نکردم یکی باز دیدم تازگی داره پوسیده میشه آدم نمیدونه به کجاش برسه مجرد باشی یا هم بچه نداشته باشی یه مرضی بگیری تهش میمیری دیگه یا یکی نیس که غر بزنه بره رو مخت خودتی با درد خودت ولی وقتی یه آدم دیگه به گردنت افتاده واقعا طاقت فرساست خیلی خسته کننده اس یه وقتا با خودم میگم مجردی چه مرگش بود که خودمو درگیر مسئولیت کردم از بعد بچه خیلی فشار رومه همه جانبه احساس میکنم دارم له میشم مامانم یه وقتا میاد میبینه عصبانی ام یا ناراحتم میگه چهار روز دیگه میری شهرستان باید سعی کنی قوی باشی وگرنه کم میاری بیشتر نمک به زخمم میپاشه همینجوری فکرم مشغول هست همش که چیکار کنم اینجوری هم که میگه بیشتر دامن میزنه به استرسم واقعا یه وقتا میگم خدایا من چیکار کنم دوز از خانوادم کاش یکی هم بود که میشد به کمکش حساب کرد
#فرزندپروری