سلام چقدر بچه داری کار سخت و طاقت فرساییه آدم نمیدونه فکر بدبختی خودش باشه غرغر بچه تحمل کنه به اون برسه کدوم کارو انجام بده دغدغه چی داشته باشه چندروزه سوزش داخلی دارم و ترشح،فرصت نشده دکتر برم دوتا دندون دارم که از بعدزایمان خراب شده هنوز درست نکردم یکی باز دیدم تازگی داره پوسیده میشه آدم نمیدونه به کجاش برسه مجرد باشی یا هم بچه نداشته باشی یه مرضی بگیری تهش میمیری دیگه یا یکی نیس که غر بزنه بره رو مخت خودتی با درد خودت ولی وقتی یه آدم دیگه به گردنت افتاده واقعا طاقت فرساست خیلی خسته کننده اس یه وقتا با خودم میگم مجردی چه مرگش بود که خودمو درگیر مسئولیت کردم از بعد بچه خیلی فشار رومه همه جانبه احساس میکنم دارم له میشم مامانم یه وقتا میاد میبینه عصبانی ام یا ناراحتم میگه چهار روز دیگه میری شهرستان باید سعی کنی قوی باشی وگرنه کم میاری بیشتر نمک به زخمم میپاشه همینجوری فکرم مشغول هست همش که چیکار کنم اینجوری هم که میگه بیشتر دامن میزنه به استرسم واقعا یه وقتا میگم خدایا من چیکار کنم دوز از خانوادم کاش یکی هم بود که میشد به کمکش حساب کرد
#فرزندپروری

۲ پاسخ

بچه داری خیییییییییییییلی سخته

نگران نباش خواهر درکت میکنم ی روزایی واقعا سخت و طاقت فرساست ولی خدا بزرگه خودش کمکت میکنه

سوال های مرتبط

مامان جوجه‍ طلآیی🐣 مامان جوجه‍ طلآیی🐣 ۲ سالگی
دیشب یکی از سخت‌ترین شب‌های بچه‌داری رو گذروندم.
چند شبه آرادو از شیر شب گرفتم و دیگه هم تابش نمی‌دم و دارم بهش یاد می‌دم خودش بخوابه. ولی دیشب… با اینکه پنج شب از شروع این روند گذشته بود، فوق‌العاده بی‌قرار بود.
هر نیم ساعت با گریه شدید بیدار می‌شد و شیر می‌خواست. وقتی می‌دید خبری از شیر نیست، خودش رو به در می‌کوبید که باز کنم و بره بیرون. وقتی منصرفش می‌کردم، آب می‌خواست و وقتی لیوان آب رو می‌دادم، روی من می‌ریخت و جیغ می‌زد.

ساعت شش صبح از شدت بی‌خوابی و خستگی دیگه نتونستم تحمل کنم و سرش داد زدم 😔😭
خدایا خیلی خسته‌ام… کاش مامانم کنارم بود که اینجور شب‌ها کمکم کنه.
ولی راه دوره و من تنها موندم. شوهرمم صبح باید می‌رفت سرکار، مجبورش کردم بره اتاق دیگه بخوابه چون بی‌خوابی براش خطرناکه؛ یه اشتباه کوچیک تو کارش می‌تونه جون آدما رو به خطر بندازه.

دست تنها بودم و خسته.
نمی‌دونم این روزا کی تموم میشه…
نمی‌دونم گریه‌های آراد از دندون بود، از دل‌درد یا چیز دیگه. فقط می‌دونم خیلی بی‌قرار بود بچم.

اینجور وقتا هول می‌کنم، نمی‌دونم باید چیکار کنم. حس می‌کنم خیلی بی‌تجربه‌م و یه مامان بد. خیلی خودمو باختم، خیلی… 😔
گاهی حتی به این فکر می‌کنم که کاش بچه نمی‌آوردم که حالا هم من و هم آراد این همه زجر بکشیم.
مامان محمدرضا مامان محمدرضا ۱ سالگی
سلام نمیدونم من با این افکارم با این حالم چیکار کنم همش افکارمنفی یه چندروزیه گاهی سوزش داخل واژن دارم هر ازگاهی هم ترشح کش دار برا خودم سناریوهای بد می‌سازم که اگه عفونت باشه چی اگه خوب نشم چی همش استرس نگرانی میترسم برم روانپزشک از اینی که هستم بدتر شم چون دیدم اینجا چندنفر انگار تشدید شده علائمشون کاش فقط درگیریم همین بود بدبختی یکماه ونیم دیگه قراره دور بشم از خانوادم با خودم میگم برم روانپزشک دارو بده خب اوایلش علائم تشدید میشه باید یکی کنارت باشه اونجا تک و تنها غریب خانواده شوهرم هستن که رو هیچ کدوم نمیشه حساب کرد اگه اضطرابم بیشتر شد با این بچه کوچیک چه گلی به سرم بگیرم کاش پارسال رفته بودیم لااقل تا الان عادت کرده بودم نه اینکه تازگیا هم بچه لجباز شده بدقلقی میکنه رو اعصاب شده برا غذا خوردن لج میکنه روزی نیس که فک نکنم شاید خنده دار باشه ولی عصرها با بچم که میریم خونه بابام وقت گذرونی میکنم شارژ برمیگردم خونم با خودم میگم دوری رو چجوری تحمل کنم اونم منی که وابسته ام بهشون به دیدنشون
#فرزندپروری
مامان امیرعلی جانم♥️ مامان امیرعلی جانم♥️ ۲ سالگی
مامانا چند روزه یچیزی مث خوره افتاده به جونم ،راستش من چندشب پیش اتفاقی یه کلیپی تواینستادیدم که یه خانومی می‌گفت بچم تا بیست ماهگی رشدش همه چیزش عالی پیش می‌رفت اما تو22ماهگیش یه حرکاتی انجام میداد که متوجه شدیم اوتیسم داره، از اون شب همش حرکات ،رفتار بچمو زیر نظر دارم، مثلاً یه حرکتی که بارها دیدم انجام میده دور خودش می‌چرخه تا حدی که سرش گیج می‌ره میفته، هرچی هم بهش میگم مامان اینکارو نکن بازم کار خودشو میکنه، خانومه می‌گفت یکی از علایم اوتیسم اینه که بچه مدام دور خودش میچرخه، واقعا نگران شدم، من اصلا اینجور پستا یا مطالب رو دنبال نمیکنم اما از اون شب که تو اینستا دیدم استرس گرفتم، شوهرمم میگه الکی رو بچه برچسب نزن، امروزم یکدفعه دیدم بچم چندبار داره به دستاش نگاه می‌کنه که میگفتن این که بچه به دستاش نگاه می‌کنه هم یکی از علائم اوتیسمه، یا مثلاً میگفتن اگر بچه دستتو بگیره و به یچیزی اشاره کنه که بهش بدی اونم یکی از علائمشه، نمی‌دونم الکی حساس شدم، یا واقعا این رفتارا جای نگرانی داره، بخدا فکرشم داره دیوونم میکنه
مامان امیرعلی جانم♥️ مامان امیرعلی جانم♥️ ۲ سالگی
مامانا چند روزه یچیزی مث خوره افتاده به جونم ،راستش من چندشب پیش اتفاقی یه کلیپی تواینستادیدم که یه خانومی می‌گفت بچم تا بیست ماهگی رشدش همه چیزش عالی پیش می‌رفت اما تو22ماهگیش یه حرکاتی انجام میداد که متوجه شدیم اوتیسم داره، از اون شب همش حرکات ،رفتار بچمو زیر نظر دارم، مثلاً یه حرکتی که بارها دیدم انجام میده دور خودش می‌چرخه تا حدی که سرش گیج می‌ره میفته، هرچی هم بهش میگم مامان اینکارو نکن بازم کار خودشو میکنه، خانومه می‌گفت یکی از علایم اوتیسم اینه که بچه مدام دور خودش میچرخه، واقعا نگران شدم، من اصلا اینجور پستا یا مطالب رو دنبال نمیکنم اما از اون شب که تو اینستا دیدم استرس گرفتم، شوهرمم میگه الکی رو بچه برچسب نزن، امروزم یکدفعه دیدم بچم چندبار داره به دستاش نگاه می‌کنه که میگفتن این که بچه به دستاش نگاه می‌کنه هم یکی از علائم اوتیسمه، یا مثلاً میگفتن اگر بچه دستتو بگیره و به یچیزی اشاره کنه که بهش بدی اونم یکی از علائمشه، نمی‌دونم الکی حساس شدم، یا واقعا این رفتارا جای نگرانی داره، بخدا فکرشم داره دیوونم میکنه
مامان ایرمان🤍 مامان ایرمان🤍 ۲ سالگی
الان داشتم تاپیک یکی از دوستامو تو گهواره میخوندم که میگفت بدترین قسمت بچه داری اون روزاییه که خودت داغونی ولی باید به بچه هم برسی
راست میگه
من بیشتر وقتا همینم
صب که میشه پسرکم میاد بالای سرم بیدارم میکنه
ممکنه گاهی تصمیم بگیره شیش یا هفت صبح این کارو بکنه!
همون لحظه باید تمام فکرو خیالای دیشبو جمع کنم و درشو ببندم
بعد یه نقاب برمیدارم میزنم به صورتم میشم یه مامان سرحال و پر انرژی که باید ساعت هفت صبح با یه لبخند گشاد به پسرش صب بخیر بگه و بره به استقبال خونه ی ترکیده و ناهار و صبحانه و بچه ی نوپاش
درحالی که هنوز خودش ویندوزش بالا نیومده بچه و عروسک بچه و شیشه شیر بچه رو همزمان بزنه زیر بغل
بعدم مستقیم از توی تختش بره برای بازی و بشینه جلوی عروسکا و براشون کتاب بخونه و دست بزنه و شکلک دربیاره!
با هر خرابکاری و کثیف کاری و غرغری که بچه جونش انجام میده صبووور باشه و بتونه والد صبور و خوبی باقی بمونه
درضمن سلامت روان خودشو هم فراموش نکنه و براش وقت بزاره
درحال فروپاشی روانی باشه و درست همون لحظه بچه به لباسش آویزونه و فقط مامانشو میخواد
این وسطا هم یه عده آدم بی مغز روی مغزش دارن پیاده روی میکنن
مشکلاتم پشت سرهم بگه بگیر که اومددد!
آره واقعیت مادر شدن اینه و دنیای قشنگش از نزدیک میتونه همینقدر سخت و ترسناک باشه!
اگه حس میکنی کم آوردی فقط بهت میگم حق داری مامان جان🫂❤️‍🩹
منم مثل خودتم و با تمام وجودم درکت میکنم...
مامان هانا مامان هانا ۱ سالگی
سلام #تجربه_اگزما_کودکی
قبلا هم گفتم دخترم اگزما پوستی داشته از دوماهگی یعنی تا زردیش رفع شد اگزماش شروع شد
اوایل که که هنوز به غذاخوردن نیوفتاده بود خیلی سطحی و کم بود و به کرم مرطوب کننده ... رفع میشد از وقتی کم کم به غذا خوردن افتاد بیشتر و عمیق تر شدخیلی دکتر بردمش هرکدوم یه پماد و کرم میدادن هرکدوم هم میپرسیدم از چیه نمیدونستن فقط یه جور دیگه از مرطوب کننده رو میدادن
اخرین بار پیش یه دکتر توی داروخونه معروف بردم که کرم های دست ساز درست میکرد اوم براش یه کرم درست کرد که از وازلین بچه چرب تر خیلی خیلی بهتر شد یعنی دخترم این اخرینا دور از جونش از کمر به پایین عین سوختگی شده بود پوستش
خیلی اون کرم بهترش کرد و فقط یه زخم خیلی عمیق روی سطح پاهاش موند که اونم خیلی کمررنگ اما همونم یه روز ناپدید بود یه روز پیدا پیدا واقعا نمیفهمیدم چی بدترش میکنه
تا امروز قسمت شد رفتیم دکتر طب اسلامی فهمیدم از شکر سفید میاد اگزماش و گفت به هیچ عنوان نباید بستنی و چیزهایی که شکر سفید داره بخوره دور از جونش مثل سم میمونه و خیلی چیزهای دیگه رو هم گفت باید ها و نباید ها که باید تا ۸ .۹ ماه انجام بدم تا رفع بشه وگرنه هرچی بزرگتر بشه و بدتر میشه و به اندام های داخلیش اسیب میزنه یه خانمی هم بود گفت خواهرزاده من الان زده به لوزالمعده اش و اوضاعش خیلی خرابه
همه باید نباید ها رو اگر دقت کنم و انجام بدم تموم میشه تا یه سال دیگه اما شکر سفید و بستنی رو فعلا تا بزرگسالی باید نخوره