۷ پاسخ

خیلی سخته حق داری واقعا خدا کمکت کنه بازم میگم خونه رو ولش کن

پسر من دو و نیم پاشد به گریه و نق
آخرش باباش دید من خیلی عصبی ام اومد یه کم پیشش
منم دیوونه شده بودم😪

مامان منم همینه تا میاد میخاد بره منم اصلا نمیگم بیاد شده یه هفته بچه ها رو حموم نبرم نمیبرم ولی نمیگم بیاد حوصله غرغر کردن ندارم

مادر است دیگه

حق داری عزیزم خدا بهت قدرت بده خیلی خیلی سخته
دختر منم الان بی دلیل پاشد گریه کرد با زور خوابوندم منم خوابم پرید نمیدونم برای دندونشونه اینقدر اذیتن یا دلشون یهو درد میگیره و پیچ میره یا گرمشونه یا گشنشونه چه قدر بده نمیتونن حرف بزنن🫠🫠🫠

ببخشید ولی خیلی خندیدم😂😂😂 واقعا ادم خسته میشه

یه استامینوفن بخور بگیر بخواب خستگیت دربره

سوال های مرتبط

مامان شاهان و دلانا مامان شاهان و دلانا ۹ ماهگی
دیشب شاهان مثلا زود خوابید ساعت ۲😐
دلانا نمی‌دونم چش بود گیج خواب بود ولی نمیخوابید منم دیگه کم آوردم عصبی شدم گذاشتمش زمین که سینه خیز رفت بالا سر باباش و داداشش که نمی‌دونم اونجا چطور شده یود با صورت خورده بود زمین به صدای گریه اش دویدم دیدم پشت باباش افتاده باباش خواب بوده نفهمیده بگیرتش
کلا هم این بچه دیروز از صبح تا شب یکسره بلا سرش میومد یبار با پیشونی خورد لب سنگ دستشویی پیشونیش کبود شد یبار تو اشپزخونه از پام آویزون بود با پشت سر رفت تو کابینت ها یکی دوبار دستش از مبل سر خورد با سر و صورت خورد زمین یه چندبار هم رو هوا گرفتمش شب هم مهمونی بودیم اونجا با دهن خورد به مبل لبش کبود شد
خلاصه این بچه تا سه ونیم صبح نخوابید بعد به زور خوابوندمش دوباره از ساعت شش صبح نق نق کرد پاشدم شیر دادم خوابید دوباره از هفت ونیم صبح بخاطر گرفتکی بینیش نمیتونست بخوابه هی بیدار می‌شد میخوابید دوباره چندثاتیه بعد بیدار میشذ و من واقعا کاری از دستم یرنمیومد نمی‌دونم چیکارش کنم هی به شوهرم‌گفتم دوباره حمومش نکن گفت بزار بینیش خالی بشه
حالا یکساعتی هست خوابش برده ولی من دیکه نمیتونم بخوابم بااینکه چشام داره میسوزه از بیخوابی
خدایا خودت توانم بده