۱۲ پاسخ

من اومدم مامانم رفت نیم ساعته بیاد ،🤦🏼‍♀️😂
دخترمم قندون و چپ کرد ،😑 داره جمع می‌کنه
درکل مامانم کاری نداره دسشویی می‌بره غذا شو میده حموم می‌بره
هرکاری کنه میگه ولش کن

تصویر

مامان من خیلی باحوصله اس .بچه ها انقد خونه رو زیر رو میکنن داد میزنن اهنگ میزارن مامانم هیچی نمیگه اینهمه اذیتش میکنن بازم مامانم میگه بیاین

نرو خونه شون‌ منم مثه تو بودم الان دیگه نمیرم

مامان من کلا کاری نداره ک خونشو چوضعی کنن خیلی حوصله داره اماااا اینکه نگه دارن نه؛نهایت ببینه حال ندارم میبره حیاطشون توپ بازی یا ب باغچه اب میدن

من فقط استراحت میکنم غذاشو میده دستشویی میبره بازی میکنه مغازه میبره تازه بعضی وقتاهم من نمیتونم برم مجبورم بمونم خونه مادرشوهرم شوهرم افرارو میبره پیش مامانم

منم عصبی ترمیشم همیشگی نگه نمیداره

مادر من مریضه نمی تونه کمک کنه خونه مادرم میریم غذا هم درست میکنیم خودمون

من ۵علاوه بر مراقبت بیشتر از بچه تمیزم میکنم واسشون.

منم مثل خودتم براهمین نمیرم اصلاتامجبورنباشم برمم 1ساعته برمیگردم

اره من وقتی میام خونه مامانم دیگه از پسرم اصلا خبر ندارم فقط موقع خواب و غذا خودم حتمن باید بهش بدم چون از بقیع. ترسی ندارع ولی بقیش رو البته الا باردارم مامانم میبرش دستشویی یکی دو بارش هم خودم میبرم حمامش هم با بابام می‌ره یکی دو بار هم شاید با من بیاد ولی در کل بازی کردنش با بابام و مامانمه وقتی اینجام مامانم حتی هر روز با پول خودش میبرش مغازه خوراکی میخوره میرع میوه میخوره میارع واسش هرچی ک دوست داره ب مامانم میگه اونم انجام میده واسش منم الان چون باردارم بیشتر رسیدگی میکنند اصلا دست ب سیاه و سفیدم نمی‌زنم مامانم لباساشو میشوره پهن می‌کنه سر بند جمع می‌کنه میارع می‌ذاره تو اتاق

نه اصلا از اول مادر خدا بیامرزم هیچ کمکی نمیکرد تو بچه داری هر س تا بچمو بدون کمک بزرگ کردم ...البته از نظر من من بچه آوردم این چ انتظاریه ک ماهاداریم باید بقیه کمک کنند تو بچه داری بما ..اگر خودشون دوست‌داشتن ک هیچ وگرن هیچوقت نباید انتظار داشت

اره من راحتم حتی دسشویی داشته باشه بچم خواهرام میبرن بااینکه مامانم کل زندگیش از فرش مبل تلوزیون یخچال لباسشویی خلاصه کلا همه چیشو نو کرده بازم میگه حرف نزن بذار راحت باشه بچه گاهی داره میریزه یه چیزیو مامانم میگه توکار نداشته باش بذار راحت باشه

سوال های مرتبط

مامان رایان مامان رایان ۴ سالگی
تجربه شخصی:من از یک سالگی جیش رو گفتم و یک سال و نیم کلا دیگه پوشک نشدم. ولی الان از دستشویی رفتن بیزارم.شاید اون موقع برام زود بوده. مامانم با خوشحالی میگه حتی شبا اصرار می کردی که حتما ببریمت دستشویی و از پوشک شدن بدت میومد. خب اینا باعث شده مامان من به اشتباه فکر کنه من آمادگی دارم. نتیجه اینکه الان تا جایی که بشه اغلب خودم رو نگه می دارم. یا دائم برای خودم کار ديگه می تراشم که نرم سرویس. مشکلات زیادی ام بابتش پیدا کردم. سنگ کلیه و یبوست و سندروم روده و ...
پس اینکه بچه ها درمقابل پوشک شدن مقاومت می کنن خیلی طبیعی و گذراست و اصلا نشونه آمادگی نیست.
دوستان نه روح و روان بچه رو به بازی بگیرید نه خودتون رو اذیت کنید و نه خونه تون رو به جیش و پی پی بکشید‌
خودش اتفاق می افته همونطور که توی عکس نوشته توضیح دادم.
شما فکر می کنید وقتی بچه مداوم خطا داره همین که سرش داد نمی زنید خوبه ولی اون احساس می کنه نتونسته کار درست رو انجام بده. و کم کم اعتماد به نفسش از بین می ره چون شما دارید بهش می گید نباید توی شلوارت جیش و پی پی کنی باید بریم دستشویی درحالی که اون خودش می دونه فقط بدنش برای این خود کنترلی هنوز آماده نیست و کاری از دستش برنمیاد جز حس ناتوانی و عدم اعتماد به نفس که تا بزرگسالی همراهش خواهد بود و ممکنه باعث خیلی از شکست هاش بشه درحالی که نه خودش و نه شما نمی دونید ریشه ش همین اصرار به زود گرفتن از پوشک بوده. .و اینکه تند تند بردن به دستشویی و اینطور عادت دادن هم از نظر روانشناسی کودک رد شده.
خود بچه کم کم آمادگی پیدا می کنه.
اینجا زیاد دیدم که می گن یهو پوشک نکردیم بچه مون سه چهار روز یا پی پی نکرده‌!
این دیگه اوج نا آگاهی یک مادر هست!
مامان ماه مامان ماه ۳ سالگی
سلام یه سوال
پسرم ماه بعد سه سالش تموم میشه تو یک سال گذشته خیلی بهانه گیر و بداخلاق شده هر چی باهاش مدارا می کنیم اصلا انگار نه انگار
هر وقت عصبانی بشه هر چی دستش باشه پرت می کنه یا می زنه این پرت کردن واقعا خطرسازه
هر چی تازش می کنی بغل می کنی اصلا انگار نه انگار خیلی پرخاشگر هستش
چیکار کنم
دوران بارداری سختی داشتم و تو شیردهی هم اذیت و ناراحتی خیلی داشتم ولی تا قبل از شیر گرفتن خیلی آروم بود و با حوصله برای شیر صبور بود کلا عالی بود ولی از بعد دو سالگی بدخلقی هاش شروع شد
دیگه من و دو تا برادراش و پدرش کلا فامیل از دستش خسته ایم
هیچ جا نمی تونم برم همه نصیحت می کنند دستورهای تربیتی مسخره می دهن
مقایسه می کنند
بیرون هم نمی تونم برم اصلا آروم و قرار نداره
با هر کسی ببینه دوست میشه و دوستم دوستم از دهنش نمی افته ولی خیلی تاب آوری کمی داره زود عصبانی میشه و طر ف را می زنه
یه بار دکتر بردم دارو داد بدتر شد مضطرب شد دارو را قطع کردم دیگه نبردم
کم خونی هم نداره