منم دخترم همینطور بود،یبار دو روز بود شکمش کار نکرده بود براش شیاف استامینوفن گذاشتم بهزور،۵ دقیقه که دراز کشید گفتم پاشو بریم تو حموم با رنگ انگشتی نقاشی بکشیمو آب بازی کنیم،داشت بازی میکرد یهو گفت پیپی دارم،دیگه نشست کف دستشویی پیپی کرد باهاش خدافظی کردیم براش شعر خوندیمو شستیمش،بعدم نقاشی پیپیو اینا کشیدیم دیگه ترسش ریخت
دخترمنم همینه
پی پی شو خبرمیکنم پوشک میکتم برای اینکه الکی پوشک استفاده نشه یه دستمال درست کردم میزارم توپوشک پی پیش تواون میریزه بعد اونو درمیارم میندازم دور پوشکم میزارم سرجاش
بعصی وقتام پوشک پارچه ای استفاده میکنم و میشورم
پسرم منم همینطوره
پوشک کن،پی پی کرد بعد بشور ،باز باشه
بی ادبیه اما یچیزی ببند دور خودت جوری ک فقط پی پی و حالت پی پی کردنت پیدا باشه و جلوش برو دستشویی پی پی کن و براش داستانی بگو الان پی پی خوشحاله میره پیش مامان باباش تو چاه و الان میشوریمش تمیز میشه و اینا تا براش عادی بشه
هی نگو اهه و بده و کثیفه تا ترسش بریزه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.