هر روز با یه درد جدیدی آشنا میشم ولی فدای سر بچم الهی بسلامتی نی نی هامونو بغلمون بگیریم🤍
من تا هفته ۱۲ سخت بود چون کلی وبار داشتم نمی تونستم غذا بخورم
بعدشم جفتم پایین بود کمر درد داشتم تا آنومالی بعدم شکر بالا رفت والان خوبم خدارشکر
خداروشکر تا اینجا خوب بوده
ولا برا من که سخترین بارداریم بوده ولا انشاالله بسلامتی تموم میشه
من ک پدرم دراومد ۴ماه ویارداشتم بعدش غذا سخت میخوردم یا زیاد میجویدم الانم بالا میارم.جنگ بود خونم بودم نگرانم شدن اومدم خونه ی بابام دوباره رفتم خونم حالم بد شد تنگی نفس استفراغ تنهایی دوباره برگشتم خونه ی بابام بازم میخوام برم خدا بخیر بگذرونه دعا کنید بتونم بمونم💔
خداروشکر، نمیشه گفت بی مشکل بوده ولی وقتی به دخترم فک میکنم آسون ترین میشه واسم😍💕
من تا الان نه ویاری نحال بدی نه دردی هیچی نداشتم هر کی منو میدید میگفت خوش بحالت چه حاملگی راحتی . تازه چقدم پر انرژی بودم و کار میکردم الان دو هفتس سنگین شدم سختم شده
ب من ک خیلی سخت گذاشته هر روز ی استرس ودرد جدید
منم اوایل تنها بودم سخت میگذشت الان سعی میکنم برمتو جمع،مهمونی یا پیش خانواده م
یا تو خونه سرمو با فیلم دیدن و کتاب گرم میکنم
من کلا خونم همش فیلم و گوشی
تو تصوراتم درحال خرید برای ننی هستم
نه اصلااااا واقعا دوران بدیه کاش زودتر بگذره فقط به ذوق دیدار نی نی دارم روزامو میگذرونم
تا اینجا که اوکی بودم
فقط دو روزه کمی لگن درد دارم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.