چند وقتیه یه مشکلاتی برام پیش اومده خیلی از لحاظ روحی بهم ریختم خیلی
بعد همشم این چند وقت یاد اون پسرم که از دست دادم میوفتادم (دوقلو همسان داشتم زایمان زودرس تو ۲۹ هفته یه قل و خدا بهم بخشید متاسفانه بعد چند روز یه قل و از دست دادم ) همش میگفتم برامون دعا کنه و خیلی تو نظرم بود دیشب اومدم بخوابم کار داشتم دم دمای صبح خوابیدم خواب دیدم باردارم زایمان کردم پسره بعد تو خواب به مادرم میگفتم دیدی خدا ویهان و دوباره بهم داد دیدی تونستم بغلش کنم باورتون نمیشه انقدر خوابم واقعی بود که صدا نفساش هنوز تو گوشمه بو تنش و احساس میکردم داستم بهش شیر میدادم فقط محکم بغلش کرده بودم همش میترسیدم ازم بگیرنش شبیه بچگیهای پسرم بود همش تو خواب میدونستم اون پسرمه وقتی از خواب بیدار شدم یه آرامشی رفت تو قلبم یه حس خوبی داشتم که خدا میدونه بعد ۲/۵ سال پسرم حس کرده بود چقدر بهش احتیاج دارم اومده به خوابم حاضرم نصف عمرم و بدم یه بار دیگه اون حس تجربه کنم 🥲🥲😭😭

تصویر
۹ پاسخ

خیلی سخته خدا هر‌چه به صلاحش پیش بیاد

منم اولین بارداریم دوقلو بودن دوتا پسر هفت ماهه بدنیا اومدن هردوتاشونو همون روز از دست دادم
9سال گذشته و من هنوز لباساشونو دارم، ونگاه میکنم

خیلی سخته

خدای من🥺
اومده بگه با دستای کوچولوش برات دعا میکنه ❤️

وای خدا عزیزم خدا بهت صبر بده

شک نکن خدا ب دلت انداخته ک ی زمانی ویهانو بهت بر میگردونه😍 پس خودتو اذیت نکن پناه ببر ب خدا خدا خیلی دستو دل بازه

چقدر حس وحالت رو درک میکنم
چندشب پیش خونه تنهام بودم بچه هام خواب بودن
نمیدونم چی شد یدفعه رفتم تو عالم رویا روی قبر پسرم یاسین ناراحت بود گفت مامان منو ازیادتون رفته منم بچه شمام دیگه نمیای بهم سربزنی

وااای عین واقعیت بود دلم ریخت شروع کردم به لرزیدن داشتم دیونه میشدم وااای دلم براش تنگ شد اوه راستی یه پسر دیگه هم دارم پسر بزرگم زیر خاکه چندسال چقدر دلم میخواست ببینمش

عزیزدلمممم،خیلی سخته
ولی قسمت بوده دیگه💔
وی نصیحت خاهرانه تا اونجایی ک میتونی سعی کن فراموش کنی کم کم و ازخدا بخاه ب دلت ارامش بده بخاطر پسر کوچولوت

اااخ خدا عزیزمممم قلبم درد گرفت😔🤍❤

الهی خواهر 😞😞یعنی به دنیا آوردی بعد از دست دادی؟؟عکسشو داری یعنی😢یعنی همش عکسشو میبینی

سوال های مرتبط

مامان پسرک خوشتیپ مامان پسرک خوشتیپ ۲ سالگی
مامان شکلات🍫 و 🫒 مامان شکلات🍫 و 🫒 هفته سی‌وهشتم بارداری
چند روز پیش رفته بودم بیرون، تازه تازه ماشینو برمیدارم و هنوز دستم راه نیوفتاده، شانسم اون روز مسیر خیلیییی شلوغ شد🥲🚘
تا میخواستم از پارک بیام بیرون ماشینو گازو میگرفتن، حتی یک آدم بی فرهنگ و🐄 اومد جلو وایساد😐😒
اعصابم به هم ریخته بود و پاهام شروع کرده بود لرزیدن، احساس ضعف میکردم و خیلی حالم بد بود، حس میکردم از پسش برنیومدم😔💔

خیلی ناامیدانه دنده عقب گرفتم ک شاید بتونم بیام بیرون از پشت ماشینش ک یهو یه آقای میانسال ک سوار موتور بود شروع کرد بهم فرمون دادن، جلوی ماشینا هم وایساد تا بتونم راحت از پارک بیام بیرون و حرکت کنم🥲😍❤️
انقدر هول کردم ک یادم رفت ازش تشکر کنم، ولی از صمیم قلبم قدردان محبتشم. امیدوارم هرجا ک هست حال خوبی داشته باشه و تو لحظه‌ای ک فکر میکنه دیگه راهی نیست، خدا یه راه جلوی پاش بذاره🥹

اینکه بهم امید داد و وایساد تا نتیجه رو ببینه واسم خیییلی ارزشمند بود🙂
این شکلی باشیم چقدر خوبه، چقدر خوبه حتی واسه یه غریبه نقش حامی رو باری کنیم وقتی پناهی نداره😇😇😇😇

انگار که اون لحظه، اون آقا دست خدا بود روی زمین برای کمک به من🥹خداحفظش کنه

خواستم این حال خوبو با شما هم به اشتراک بذارم ❤️🌱