۷ پاسخ

اشتباه کردی بهش الکی گفتی خوب شدم حق داره ناراحت بشه شما هم گارد نداشته باش که اگه کاری کنه بعدا منت میزاره عزیزم شما دیگه شریک زندگی هم هستین

بیخیال باش فراموش میشه هیچ وقت سر چیزای کوچیک بحث نکن که تبدیل به بحث بزرگ میشه همیشه دست پایین رو بگیر بگو ببخشید اشتباه از من بود

ببین الان که داره کلاس میزاره میخواد گربه رو دم حجله بکشه .چیزی نبود که بگه چرا برد نهایت میتونست بگه دستته بابات درد نکنه ایندفعه مریض خودم میبرمت .الانم لطف کن لطف تو پاپیش نزار .این چیزی نیست که بخواد قهرکنه الان منت کشی کنی تا اخر عمرت باید منت کشی کنی .من عروسی کردم از این اشتباههات زیاد داشتم تو اشتباه منو نکن

اها راستی اینم بگو ک مقصر اون بشه بگو اگ نگرانمی نگو بیام بریم بجاش بیا ببر منو نپرس ازم کسی ک قصدش خوب شدنمه میاد میبره ن اینک بپرسی ادمو تو رودروایسی بزارری

نترس فردا خواست بگ خونه بابات اونجوری بگو دیگ زن توعم مسئولیتم گردن توعه وقتی تو میشی سرپرستم دیگ از موقعه عقد تو باید هزینه هارو بدی ن بابام بابامم اگ کاری کنه لطف میکنه در حقمون

خب منم بودم ناراحت میشدم
چندبار حالتو پرسیده دکترم خواسته ببرتت خودت نرفتی🫠

بعدم نباید قضاوت کنی ک اگر دکتر میبردت بعدا منت میذاشت... علم غیب نداری که دختر خوب

تو هم باهاش حرف نزن بهتر که با پدرت رفتی عزیزم دست پیش و میگیره

سوال های مرتبط

💕✨🔗 💕✨🔗 قصد بارداری
دیروز نامزدم منو برده پشت بامشون برا من میگه اینجارو اشپزخونه میکردیم اینجارو اتاق راهمونو از اون طرف جدا فلان بسان
گفتم ها چیه😂
گفت چاره ای نداریم اگ نتونیم خونه ای بخریم باید بیایم اینجارو درست کنیم
گفتم چرا نمیتونی نمیتونستی پس چرا جار زدی میگه من ب کی گفتم
گفتم پدرت
الان بیای اینجا بسازی من پدرتو بیشتر از همه میشناسم پیش همه مسخره میکنه
گفتم تو اینجارو درست کن من میرم چادر میشینم اینجا نمیام
یه هعی کشید خندید😒😒😒
بهش میگم ۸٠متر زمین بخر بریم اجاره یواش یواش درست کنیم میگه سخته
گفتم پس خونه اماده بگیر ولی اینجارو رو از سرت بیرون بنداز



بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری
الی الی قصد بارداری
با شوهرم بحث کردیم گفت برو خونه بابات رفتم بعد دیدم نمیاد دنبالم بهش پیام دادم مهرمو اجرا میزارم طلاق میگیرم ازت دادگاه میبینمت
شوهرم این موقع شب خواهرشو آورد خونه بابام
خواهرش کلی باهام حرف زد . من از بدی های شوهرم میگفتم شوهرم از بدی های من گفت .حرفایی که پشت سر مادرشوهر خواهرشوهر زده بودم رو اومد گفت همه رو .بعدش من چند تا روش گذاشتم به خواهرش گفتم اونم داداششو کلی نصیحت کرد به منم گفت تو پروش کردی نقطه ضعف دستش دادی . از اینور میگفت شوهر خودم کلی کتکم میزنه خیانت کرده من زندگی کردم تو داری برای همچین چیزی جدا میشی ؟بهم گفت تو کوتاه بیا داداشمم مقصره تو هم خیلی زیادی حساسی . همش بهم میگفت حساسی زود ناراحت میشی
از آخر راضیم کرد برم خونمون . ولی دلم صاف نشده با شوهرم هرچی حرف میزنه باهام نمیتونم کنار بیام
#بارداری #پریودی#شیر خشک #فرزند پروری
بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری
پریود پریود پریود پریود پریود
Arezo Arezo قصد بارداری
از دیشب خوب بودیم💔 امروزم خوب بودیم💔🖤خدش بهم پیشنهاد داد عصری بریم پارک خودم ساندویچ خونگی درست کنم💔 بهش گفتم برو ارایشگاه قشنگ خوشتیپ شی💔 گفت باشه دوتا خاهرامم بیاد خودش گفت
ساعت ۵ رفت خونه ننش ساعت ۷ اومد💔💔بهش میگم کجا بودی میگه به تو چه نمیدونم اینه بهم میگه ح ر و م ز ا د ه 💔بهش میگم کدوم خری میره ۴۰۰ تومن به یه آرایشگاه میده درحالی که دوهفته پیش با ۲۰۰ تومن رفت💔💔 بهم میگ تخم ج ن د ه 💔 بهم میگه ه ر ز ه 😭😭 منم تاقت نداشتم گفتم میرم خونه مامانم مم گفت سیکترررر💔💔 منم با خواهرام قشنگ اومدیم خونه مامانمم هه نصف راه بهم زنگ میزنه بیا آبرویی منو نبر💔😏منم گفتم عمرا بیام الان اومد خونه مانم 💔😏داره مثلا گلایه میکنه پیش مامانم 😏💔 بره بمیره دوهزاری اشغال خدا ننش و لعنتتتت کنه با جادوهاش زندگیمو کباب کرد
بنظرتون کارم اشتباه بود؟💔💔واقعا نمیتونستم تحمل کنم چیکار که باهام نکرد چه حرفایی که بهم نزده💔
بنظرتون الان باهاش برم دوباره خونه ؟
باز میگم نرم بزار قدر مو بفهمه هر لحظه بهم تیکه نندازه💔 منو خار و ضعیف نکنه💔
بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری