۱۰ پاسخ

بارداری اول چجوری گفتی مگه

اگه نمیتونه حرف بزنه هم که خودت این شعر رو بخون

شعر بگو به همه یه نفر توی دلمه آخه من دوسش دارم رو بهش یاد بده بخونه

یه شام مهمون دعوت کن بگو بمناسبت ابجی یا داداش بچم

اگه سه ماهگی رو پشت سر گذاشتی خبر بده وگرنه بزار سه کاهت تموم بشه بعد
تو یه دورهمی که همه هستن یه کیک کوچیک درست کن و تو یه جعبه کادویی یه بی بی چک بزار و بنویس خوش به سعادتت که دوباره مادربزرگ میشی و بده پسرت بهش بده جعبه رو باز کنه خوشحال میشه همه میفهمن دیگه

ی شیرینی بخر ببر تو جمعتون بگو این شیرینی خوردن داره بعد یا متوجه میشن یا اگه پرسیدن دلیلش چیه ی لبخند بزن شکمتو بمال

پسر من پنج سالش بود فهمیدیم رفت گفت مامان جون قراره نی نی بیاریم 😂 توام بگو پسرت بگه

من خواهرم حامله بود برای پسرش که تو شکمش بود یه دست لباس گرفتم بعد لای لباسا یه نامه نوشتم که منم دارم میام که همبازیت بشم خواهرم خوند فهمیدن باردارم سوپرایز شدن

خب باید ببینی چجورین اونا.خوشحال میشن از حاملگیت یا نه،میزنن تو ذوقت که زود بود فلان

بشین بگو حاملم همین😐

سوال های مرتبط