۴ پاسخ

اقا انقد منو اذیت کردن کردنم تو ی اتاق تنها اصلانم تمیز نیود کنار اتاق زایمان طبیعی وای شب تا صبح این زنان هوار میکردن زور زور انقد زور میزدن من میگفتم چطور کلیه اینا بیرون نمیزنه خب اخه چ کاریه انقد خودتونو داغون میکنید برید سزارین روانم از این طرف بهم ریخته بود دیدم شروع کردن برام اپول ریه زدن با از این امپول گاویا انتی بیوتیک زدن ب من هر چهارساعت ی امپول گاوی میزدن تو رگم گفتم خانم من عفونت ندارم گفتن دیکتر گفته شاید عفونت پنهان داری ببین سرتونو درد نیارم کاری ب سرم اوردن ک امروز رضایت شخصی دادم اومدم بیرون نه غذای درست حسابی صبحانه ب درد نخور میدادن بعد چای نمیدادن باورتون میشه الان موندم بچمو کجا ب دنیا بیارم انقد امروز گریه کردم تا مرخصم کردن با رضایت شخصی خیلی بیمارستانه افتضاحی بود تازه خیلی سرم تحقیق کردم تعریفم ازش شنیدم

خانما من دوسه روز پیش همین حس پریودی داشتم رفتم بیمارستان مفرح دکترم اونجاست رفتم دیدم دکترم نیست رفتم بخشن زنان زایمان دیگه ان اس تی گرفتن گفتن درد رد نکرده برو ازمایش ادار احتمالن عفونت داری تو این فاصله ک رفتم ازمایش ادار ی خانم ۳۹ هفته اومد برا زایمان هم صحبت شدیم گفت امشب ساعت ۱۰زایمان میکنم طبیعی دکتر گفته فعلا راه برو ۱۰ شب میام بیمارستان طبیعیم میخواست بیاره دیگه من چقد براش خوشحال شدم ی دخانم جونی هم بود دیگه دردش زباد شد ۱۰ دقیقه زودتر رفت بالا من پشت بندش جپاب ازمایشو گرفتم رفتم بالا رسیدم بخش زایمان گفتن بچه خانم تو شکم مرده وای من دیدمش مردم جواب ازمایش منو نگا کردن گفتن عفوتتم نداری دکتر داره میاد گفته نزارید بره تا بیام اقا اومدو دیگه چون بچه اونم مرده بود از ترس منو بستری کرد نامه بستری دادن شوهرم رفتو اومد گفت بهم گفتن شبی ۲۰ تومن ۳ شبم باید تسویه کنی وای اینو ب من گفت حالم بد بود بدترم شدم دیگه بستری شدم

خوب دیگع اخرای بارداری درد نرماله باید داشته باشیم منم دارم

منم اینجوریم بیشتر زیر دلم میگیره انگاری قفل میشه ..فک نکنم ماه های آخر طبیعی این علائم

سوال های مرتبط