۱۵ پاسخ

من بیچاره شغل خیلی خوبی داشتم
از بارداری نرفتم دیگه
الان همش حسرت میخورم چرا این کار و کردم
دوستام که با من بودن همه موقعیت خوب دارن ،درآمد خوب
من نشستم خونه ،شدم یه آدم افسرده
درسته وقت برا پسرم می‌زارم میبرمش بیرون ولی پسرم یه مادر شاد میخواد نه یه مادر افسرده که کنارش بشینه
از وقتی شغلم و گذاشتم کنار فهمیدم زن همیشه یه درآمد کوچیک برا خودش باید داشته باشه
شوهرم بهم پول میده هیچ وقت برام کم نذاشته ولی آدم دستش تو جیب خودش باشه یه چیز دیگس

عزیزم منم از وقتی باردار شدم توانایی هیچ کاری رو ندارم .قبلا آرایشگر بودم به خاطر پسر اولم رهاش کردم .رسیدگیم به بچم از وقتی دومی رو باردار شدم خیلی کمتر شده و همینطور بغض می‌کنه و میزنه زیر گریه .دلم براش کباب میشه که نمیتونم باهاش بازی کنم .اما کارتو از دست نده وقتی فقط ۸ سال دیگه مونده.بزارش مهد .یا پرستار براش بگیر .

واقعا درک نمیکنم ادمایی که صبح تا شب سر کارن بچه دار شدنشون چیه.مرد قضیه اش فرق داره اما زن وقتی بچه دار میشه اولویت اولش بچش باشه.بیچاره پسرت .واقعا ناراحت شدم.من جای تو باشم قید کارمو میزنم میشینم برا بچم وقت میزارم

اگر خونه ماشین پول داری دیگه برا بچت وقت بذار بعد با این شرایط سخت چجوری دومی باردار شدی منظور شاغل بودن و اینکه میگی مادرت نگه نمیداره

من شاغلم وقتی میام به بچم میگم عزیزم مامان یکم بخوابه انرژی بگیره بعد باهات بازی می‌کنه تقریبا یکم می‌زاره بخوابم هی میاد می‌ره میگه انرژی داری گاهی باهام می‌خوابه عصر یک ویتامین سی یا قهوه میزنم یکم بازی و بقیش کار خونه و اشپزی

عزیزم اگه هم میخوای مامان خسته ای نباشی هم شغلت رو داشته باشی غیر از مادرت بایده باید از یه نفر دیگه کمک بخوای،،، یه نفر استخدام کن بیاد هفته ای یکبار بیاد هم کافیه دو سه تا مدل خورشت درست کنه برات، هفته ای یکبار بیاد خونتو تمیز کنه،،،اینجوری هم خونه تمیز هستش هم غذا داری هم انرژیتو صرف بچت میکنی

خیلی واجبه بری سرکار؟ منظورم اینکه شغلت دولتیه؟ بیمه رد کردی چند سال؟ حقوقت خیلی خوبه؟ اگر نه، پیش بچت باش تو وظیفه ای نداری بیرون خونه کار کنی اینو از منه شاغل بشنو که از دختریم کار کردم الان فقط دو تا دونه کلاس انلاین دارم از خونه

برو سرکارت
عمه من سه تا بچه داشت بازم کار میکرد الان ک بزرگتر شدن همیشه عاشق مامانشونه اصلا انگار بچه هاشم مثل خودش مستقل بار اومدن

وقتی خونه داری ماشین طلاداری چرامیری سرکاربهترین زمان برات کناربچه بودن هستش باهاش بازی بکن لذت ببره بعدهاپیشیمون میشی ک چرابهشون وقت نذاشتی ببرپارک بزاراونم کنارمادرش لذت ببره بی خیال کار

عزیزم شاید بقیه یه جور دیگه بگن نرو سر کارو اینا
ولی به عنوان یه مادر خونه دار بهت میگم کاش موقعیت الان مال من بود و با دوتا بچه یه کار داشتم که بتونم نیاز هامو خودم تامین کنم... درسته بچه هم بازی و شادی میخاد ولی وقتی مادر همش ذهنش درگیر مادیات چه فایده

عزیزم وقتی بشینی تو خونه تازه مشکلاتت شروع میشه، من بع خاطر دخترم با ده سال سابقه کار استعفا دادم و دیروز مثل ابر بهار اشک میریختم از بی کسی و بدبختی و .... کارت و با چنگ و دندون نگه دار بچه بزرگ میشه می‌ره مهد و مدرسه ولی آخرش این تویی که بدون هیچ دستاوردی باید پیر بشی و ببینی چه جوری تمام موقعیت هات پوچ شد و رفت . همه ی اونایی که نشستن تو خونه وضعیت شون گل و بلبل نیست اینو از من بشنو

الان رسیدگیت اینجوریه واقعا ب فکر دومی خواهر بچت چم ب هم زدنی بزرگ میشه و کودکیش اینجوری میگذره ی استراحت کوتاهی کن پاشو بهش رسیدگی کن ببرش پارک باهم وقت بگذرونی وایسادی دومی دنیا بیاد 😐

نرو عزیزم سرکار بچت که مهم تره

کارت چیه گلم

مگه شغلت چیه

سوال های مرتبط

مامان عروسکِ من مامان عروسکِ من ۴ سالگی
بیدارید دخترا یسوال ذهنمو مشغول کرده
ما پایین خونمون پارکه و دخترمو اکثرا میبرم پارک حالا یه دختر هست از دختر من بزرگتره و اینجور ک چن نفر میشناسنش تو بچگی تشنج میکنه و الان متوجه نمیشه و هر یکساعت قرص میخوره.. حالا این دختر بچه رو پدرش هر روز میاره پارک و هروقتم میان پدره یا میشینه رو صندلی مشغول گوشیه یا حرف زدن با دیگران.... دختر من تو پارک بازی میکنه با دوستاش این بچه هم میره بازی میکنه باهاشون بحدیکه بچه ها نمیخان با این دختربچه بازی کنن میگن اذیتمون میکنه اما من میگم اشکال نداره بازی کنین باهم.. چن بار خودم دیدم دختر منو از سرسره هل داد و بهش تذکر دادم.. دیروز دخترم داشت با دوستاش مامان بازی می‌کرد و چمن ها رو می‌کندن مثلا غذا درست میکنن این بچه درکنار بازی با اینا رفت همشو لگد زد و چمنها رو پخش زمین کرد دختر منم میخاست حمله کنه بچه رو بزنه ک اجازه ندادم و دخترم جیغ میزد.. دوباره دخترم رو سرسره بود اومد گفت مامان این دختره دماغمو زد منم ب دختره در حالیکه باباش میدید گفتم برا چی میزنی؟ نباید بچه ها رو بزنی و ب دخترم و دوستاش گفتم خب جدا بازی کنید و باهاش بازی نکنید پدره اومد ب دخترش گفت زدی؟ اون گفت نه در حالیکه دختره من اصلادروغ نمیگه و پدره گفت دخترم حالیش نمیشه و فلان و نزده. در حالیکه روزای قبل بچه های دیگه میرفتن پیش بابای دختره و شکایت میکردن👇👇