من ۶ونیم رسیدم بیمارستان تا ساعت۸اینا تشکیل پرونده و اینا طول کشیدهزینه بیمارستان پرداخت شداتاقمو تحویل گرفتن بعدش رفتم ی اتاقی تمام خانوما خابیده بودن لباس پوشیدم سوند وصل شد هر دکتری مریضشو صدا میزد برای عمل صدام زدن برای۹و ۲۰دقیقه بچم بدنیا اومد
مثلا متخصص بیهوشی میبینتت
کارای پذیرش رو انجام میدی اطلاعاتت ثبت بیمارستان میشه
یه برانولم وصل میکنن به دستت برا دارو گرفتن بعد عمل همین
منو بستری کردن ان اس تی وصل کردن ی انژیو ب دستم وصل بود بعد ی پرستار اومد سوند وصل کرد گفتن دکترم تو راهه با ویلچر بردنم اتاق عمل یکمم اونجا علاف شدم بعد خابوندنم رو تخت دکتر بیهوشی مرد بود ی آمپول بزرگ زد تو کمرم پاهام بیحس شد گرم شدم خیلی حس خوبی بود چون اتاق عمل سرد بود ازتو کاشی ها نگا میکردم دکترم چیکار میکنه هیچ دردی حس نمیکردم ولی قشنگ متوجه میشدم تیغ رو میکشه بعد چون بچم بالا بود سر دلمو فشار دادن صدای گریه پسرمو شنیدم من از ریکاوری خیلی بدم میاد چون ب شدت میلرزی حتی دندونات بهم میخوره انقد حالت بده ک ب بچتم نگا نمیکنی من حس بدی داشتم انگار کامیون رو پاهام بود نمیتونستم تکون بدم میلرزیدم
منم ترس همین سن دارم آخه سر دخترم تو بی حسی زدن نفهمیدم ولی وقتی کشیدنش دنیا تو چشام سیاه شد
من هر دوبار ششونیم رفتم و اونجا ازمایش ادرار گرفتن ازم بعد لباس دادن بعد بیست دقیقه ضربان بچه رو چک کردن بعد سوند وصل کردن و دوتا سوزن سرم برام زدن و یه سرم وصل کردن تا دیگه منتظر موندم تا برم برای عمل و بعد با ویلچر بردن تا دم تخت جا ب جا شدم بردنم تو اتاق عمل اونجا پرسیدن بیهوشی یا بی حسی که انتخابم بی هوشی بود بعد دور تا دور شکممو پارچه گذاشتن و با بتادین ضد عفونی کردن و جلوم پارچه کشیدنو یه امپول زدن تو دستم و ماسک گذاشتن برام که بیهوش شدم و چشمامو باز کردم که تو ریکاوری بودم و برام مسکن زدن (پمپ درد مثل قبل نمیدن راحت، اگه تونستی پمپ درد بگیر نشد هم شیاف دوتا بزار خیلی دردت نداری دیگه با خودت بخر ببر )
به من گفتن صبح ۷اینجا باش ولی ۸شب عمل کردن 😕
برا منکه اینجور بود رفتم شوهرم رفت سراغ کارای پذیرش بعد من رفتم بخش زایشگاه اونجا فشارمو گرفتن خون گرفتن لباس دادن لباس پوشیدم جا سزارینمو چک کرد ببینه مو نداشته باشه بعد دستبند برام بستن ازم سوال پرسیدن فرم پر کردم فرستادنم اتاقم گفتن صب کن تا صدات کنیم اومدن دنبالم بردنم بخش جراجی اونجام باز یسری سوال جواب و اینا بعدش نشستم تا صدام کردن رفتم عمل
سوند درد داره؟
متخصص بیهوشی دید منو پرسید بیماری داری یا ن گفتم ندارم اومدن توی اتاق عمل و از کمر بی حس شدم حالم بد شد حالت تهوع گرفتم گفتن بالا بیار مال داروی بیهوشیه همونجا بود ک پسرم صداش درومد سبک شدم حالم بهتر شد 🥲قربونش برم من
منم هفته آینده ۷صبح عمل هست گفت که ۵ اونجا باشم
چکاپ های عادی رو هم انجام میدن بخاطر همین طول میکشه
شماهم فردا زایمان داری؟
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.