۱۶ پاسخ

مریض شدی بخدا تایپات‌نمیاد وگرنه خودم درست میکردم براتتتتت
وای چرا انقدر دیر دیدم 😭

واقعا خیلی سخته کاملا درکت میکنم

دقیقااااااااااااااااامن‌یرشب داشتم میکردم اما نصف شب بچم تنها بود مجبور شدم بمونم تا صبح

خیلییییی سخته نگو ک منم امروز گریه میکردم

ما نزدیکیم ولی همینیم عزیزم
چاره ای نیس ادمیزاد دلش حمایت می‌خواد ولی مجبوره

مگه غربت نباشي موقع مريضي يكي هست اب دست ادم بده خواهر؟ اونايي كه غربت هستن غكر ميكنن اگر خونواده پيششون بود حالشون خوب بود درخاليكه اصلا اينطوري نيس
من باردار بودم خودم نميتونستم عذايي كه درست ميكنم و بخورم برا سوهرم درست ميكردم خودم گرسنه ميموندم ٨كيلو وزن كم مردم بعدشم بهاطر كمبود ويتامينا رماتيسم افتاد به حونم تا الانم درگيرم بعضي وقتها از درد زمين گير ميشم مرهصي ميگيرم سركار نميرم ولي كسي كمكم نيس هيچوقت بااون وضعم به خودم بچه و خونه ام ميرسم

الهی
دقیقا خیلی سخت هست

والا ماهم که غریب نیستیم همینیم
شوهرم کرونا گرفته بود،شدید
خودم و دخترمم همین طور،دخترم ۴ ماهش بپد دائم شیر میخواست
هیچیم خونه نداشتیم
به زور ۵ دقیقه گذاشتمش پیش شوهرم رفتم خرید کردم تومدم سوپ و آب میوه درست کردم
درصورتی که مامانم طبقه پایینمون بود !!!
یه کلمه نپرسیدن شوهرت مریضه خرید نداری؟کمک نمیخوای؟

برا ما که نزدیکن هم از این کارا نمیکنن خودمون کارامون و میکنیم

الهی عزیزم
انگار ما ها که نزدیکیم موقع مریضی برامون سوپ درست میکنن☹️
از رستوران میگرفتی راحت

درکت میکنم چون خودم توغربت ودورازخانوادم زندگی میکنم 🥲

گل گفتی عزیزم،همسرتم تا نصف شب سر کار باشه...بهتر میشی انشاءالله...فقط سرم بزن که زودتر سرپا شی.

🥺🥲🥲

من بعد عید مریضی شدید گرفتم گلودرد و تب و بدن درد
بعد مامانم خونه ش نزدیکمه ولی از موقع جنگ رفته بود شهرستان نیومده بود
یه نصف روزفقط هی گریه میکردم میگفتم مامانم بود لااقل غذا که درست میکرد بفرسته😅

سلام .اخی عزیزم برو سرم‌بزن ک‌زودتر سرپابشی

عزیزم🥺

سوال های مرتبط

مامان آرنیکا مامان آرنیکا ۵ سالگی
سلام چقدر این روزا دلم گرفته زمانی که حالت خوبه همه باهات اوکین میگن می‌خندن اما زمانی که حالت بده حتی وقتی میگی حالم بده انگار باور ندارن خدا این روزایی که من دارم میگذرونمو سر هیچ کس نیاره روزای تاریک همراه با درد حال بدی هیچ لذتی از زندگی نمی‌برم انقدر حال روحیم جسمیم داغونه که حتی دیگه دوس ندارم با کسی حرف بزنم جز اینجا شاید اینجا ادم بهتر درک بشه حتی به خواهرتم میگی درد داری انگار باورشون نمیشه تمام استخونام از درد دارن پودر میشن شبا از درد تو تنهایی خودم میشینم گریه میکنم تو حموم گریه میکنم فقط برای این که دخترم منو تو این وضعیت نبینه خدایااا به بزرگیت قسمت میدم راه نور و روشنایی سلامتی بزار سر راهم سر راه همه اونایی که دارن با بیماری میجنگن چقد بده توان نداشته باشی حتی برای همسرو بچت آشپزی کنی توان نداشته باشی کارای خونتو بکنی توان نداشته باشی حتی به خودت برسی انگار تو یه تونل تاریک گیر کردم فقط دارم دست و پا میزنم زنده بمونم همین هیچ لذتی از زندگی نمی‌برم