تنها شانسی که اوردم خانواده شوهرمه خدا خیرشون بده، میره اونجا یه نفسی میکشم وگرنه حتما راهی تیمارستان بودم
ولی خب بدی هاییم داره
خیلی خیلی میفهمم ک چی میگی
بعضی روزا انقد اذیتم میکنه ک دلم میخاد گریه کنم
بهانه های الکی گریه های الکی
حوصله اش سر رفته بوده چند دقیقه میبردی بیرون یه دور میزد کلا آروم میشد
تا ام غر میزنم میگن ناشکری میکنی خدا بچه سالم بت داده و وووو
و من هم
چقدر منییی شما
و منی که از ادم صبور به ادم عجول تبدیل شدم.اصلا کنترلمو از دست دادم.اون ادم صبور رفته و یه ادم وحشی جایگزینش شده و همش داد و بیداد و عصبانیت.واقعا همشم باعثش پسرمه بشدت شیطون خرابکار غرغرو بدقلق مامان بپوشه بابا نه مامان بیاد مامان ببره مامان بخوره مامان نخوره مامان وووووو یه عالمه مامان دیگه
کامل درکت میکنم چی میگی
دیروز خواهرم زنگ زد گفت بیا ببریمش شهربازی
باورت نمیشه بعد نیم ساعت جفتمون به گریه افتادیم یک پدری ازمون دراورد اصلا نگفتنی😑😑😑😑😑😑😑
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.