۸ پاسخ

حالم ده روز اپل خیلی بد بود ایترس بچه رو داشتم فک‌میکردم دیگه زندگی خیلی برام یخت میسه اوقات فراغتی برام نمیمونه هیچ جا بهم خوش نمیگذره ووووو
نشستم از ته دل دعا کردم قران خوندم برای خودم و بچه گذاشتمش پیس مامانم رفتم خرید و پیاده روی
با همسرم بیشتر وقت گذروندم
به نظرم من زندگی بعد بچه خیلییی شیرین تر میشه نباید سخت بگیریم

فقط نگران از دست دادن دخترم بودم 🫠
مدام میترسیدم دور از جونش بمیره یا و....

من دقیقا بعد زایمان با خانوادم بحثم شد خیلی فشار عصبی روم بود ولی سعی کردم خودمو جمع و جور کنم هنوزم بحثه ادامه داره اذیتم خیلی اذیتم میکنن گریه چیزی نیست ولی بعد از زایمان حالم از بیرون بهم میخوره اصلا آدم دورم میبینم یجوریم میشه بعضی اوقاتم که بوه زیادی گریه میکنه کلافه میشم خیلی عصبی میشم خداروشکر خواهر شوهران خیلی هوامو دارن کمکم میکنن

من وقتی تنها میشم استرس و تپش قلب میگیرم همش حس میکنم نمیتونم از پس بچه بربیام بغض میکنم و سردرگم میشم

من فقط دوست دارم تنها باشم با بچم و گریه زیاد می‌کنم راستش یکمم فکرهای بد به سرم میزنه😭😭😭

استرس
گریه
دوست دارم تنها باشم

من تنهایی استرس گریه
اینکه تو خودم نمیدیدم مسئولیت بچه
دورم میخام شلوغ باشه کسی باشه فقط

من‌ فقط دلم‌ گریه میخواد.نمیدونم افسردگیه یانه

سوال های مرتبط

مامان عدس 💗💗 مهوا مامان عدس 💗💗 مهوا ۱۱ ماهگی