مامانا از اول بارداریم تا الان خیلی حرف و تیکه شنیدم از همه که چرا سومی رو باردارم...از اولش که قصد آوردن کردم هر کی میشنید مخالف بود تا الان که خودم از رفتار غریب و آشنا متوجه میشم که تو رو دروایسی بهم نمیگن که اشتباه کردم...نمیدونم خودم امید دارم به این که خدا لطف کرده و منو لایق دونسته که بعد ازدو تا دختر یه پسر بهم داده که بتونم مادری رو کامل تجربه کنم ولی از حرف و رفتار بقیه دلگیر میشم یعنی اونجور که باید لذت نمیبرم و نگران آینده میشم....اینکه از پسش برنیام و همونا بگن دیدی گفتیم اشتباه کردی و ....خواهرم تو بانک کار میکنه اونجا گفته که خواهرم سومی و بارداره همه مسخره کردن که چه دل و جرعتی داره تو این شرایط فکر آینده رو نمیکنه و کی دیگه تو این زمونه بچه میاره اونم سومی و....چمیدونم خودمم یه وقتا میترسم که شاید واقعا اشتباه کردم...دخترام ۶ و ۴ سالن...خودم با آینده خیلی امیدوارم که با هم بزرگ میشن و به درد هم میخورن ایشالا ...نظر شما چیه اشتباه کردم واقعا؟؟؟

۲۱ پاسخ

خودتون اجازه تیکه شنیدن دادید به دیگران چه ربطی داره مگه خرجش دیگران میدن هرکی هرچی میگه از حسادت منم سومی رو دارم بسیارهم خوشحالم

این یه تصمیم شخصی بوده عزیزم چرا نظر دیگران برات مهمه؟ مهم خودتو و همسرتید ۳ تا بچه هم زیاد نیست جدیدا خیلی دیدم بچه ۳ یا ۴ رو باردارن

چه اشتباهی عزیزمم...رحمت خداس و تو این زمونه که همه بچه ها یا تکن یا نهایت دوتا شما علاوه بر اینکه یه گل به گلای خانوادتون اضافه کردین جمع خونواده رو برای آینده بچه ها هم گرم تر کردین علاوه بر این مهم ترین مسئله خواست خدا و بعد دل خودتونه معلومه که خیلیا درک نمیکمن باردار شدن با اینهمه سختیش بعد دوبار ینی چی،ولی اونچه که خدا رقم زده بهترینه و مطمئن باشین بعد به دنیا اومدنش هرگز به اینا فکرم نمیکنید

عزیزم تو که تصمیم گرفتی سومی رو بیاری و الان بسلامتی باردارشدی نباید برات حرف مردم مهم باشه هرچی گفتن بگو زندگی شخصی من وهمسرم هست کسی حق نداره نظر بده .من دوتا پسر دارم الان سومی رو با خواست خودم وهمسرم باردار شدم وبه همه گفتم که دوس دارم که یه خانواده پرجمعیت داشته باشم😍

از حسادته عزیزم هرکی هم بتونه میاره اونها چون خودشون زندگی خوبی ندارن بچه نمیارن ندیدین گفتن تو این زمونه و با این خرج و اینا یعنی پس خودشون تو خرج موندن
شما خیلی با اعتماد به نفس همه جا بگید آنقدر زندگیم رو رواله که دوست دارم چند تای دیگه هم بچه بیارم

نه عزیزم حالا خیلیا دورو‌بر من سومی ومیارن اتفاقا کاری بسیار خوب کردی منم خودم سومی باردارم واقعا بعضیا از حسودیشونه که اینطور میگن

به کسی چه ربطی داره مگه خرجشونو اونا میدن که حق دخالت به خودشون میدن... خیلی هم خوب کاری کردی بچه اوردی خدایی که بچه رو میده روزیشم میده نگران هیچی نباشچ۰ ... خودتو با این حرفا ناراحت نکن و اصلا برات مهم نباشه

عزیزم از قدیم میگن ( گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه پیف پیف بو میده )
اونا هم از رو سوزش و حسادت این حرفا رو میزنن اهمیت نده

اگه میتونید از پس تامین هزینه های مالی و عاطفی بچه ها و همینطور تضمین آینده شون بر بیاین،دیگه نگرانی باقی نمیمونه! و بقیه دارن حرف الکی میزنن، اگه هم فکر میکنید تو هر کدوم از موارد ممکنه کوتاهی داشته باشید که بعدا بابتش از سمت بچه تون سرزنش بشید که خب چی بگم

اتفاقا بهترین کارو کردی انشاالله بسلامت بغل بگیریش عاقبت بخیریش ببینی باعث سربلندیت باشه بقبه هرچی میگن باد هواس دختر خاله ما ۶تا بچه آورده تازه میگه اگه نارحتی قلبی نداشتم باز میاوردم اتفاقا چقدرم بچه های خوب و موفقی داره خداروشکر

در دهن مردمو نمیشه بست هرکی میخواد نظرشو تحمیل کنه ازین حرفا هم زیاد شنیدم چون منم سومی رو باردارم از نزدیک ترین آدمای زندگیم

شک نکن که بهترین کارو کردی هم در حق خودت هم بچه‌هات
مخصوصا اینکه سختیش رو به جون خریدی و پشت هم اوردی تا باهم بزرگ شن و همبازی باشن
خدا میدونه که فاصله سنی زیاد چه قدر برای بچه‌ها آسیب‌زا هست
اینم یادت باشه ۷۰ درصد صحبت های دیگران درمورد تو و بارداری سومت برمیگرده به اینکه تو چه واکنشی نشون بدی
وقتی سفت و سخت و مطمئن صحبت کنی و گاهی ام جدیت به خرج بدی دیگه به خودشون اجازه نمیدن تو این مسئله به این مهمی و شخصی دخالت کنن ..
درمورد آینده هم اینو یادت باشه نگهداره خداست ما فقط وسیله‌ایم و باید تلاش کنیم ...با تلاش و همت خودمون در نهایت کار خودمون رو بسپریم به خدا و اهل‌بیت❤️

منم همینجوریم همه یه جوری نگام میکنن وناراحتن انگار درد لاعجل گرفتم وای خودت بدبخت کردی دیگه پیرمیشی پاسه تابچه جونی ازخودت حروم کردی فلان عصاب برام نزاشتن افسردگی گرفتم

با دوتا دختر هم مادری رو کامل تجربه میکنید، این قسمت از حرفتون رو موافق نیستم، ولی تعداد بچه ی شما به کسی ربطی نداره عزیزم، اجازه ندید کسی تو زندگیتون دخالت کنه

عزیزم ب بقیه چیکار داری مگه اونا میخوان خرج بچه رو بدن ب خودتون مربوط هرکس بچه میاره حتما این آمادگی رو تو خودش میبینه ک میتونه. زیاد گوش نکن تو میتونی. منم الان سومی رو باردارم شوهرم میگه هرکی چیزی گفت بگو ابن پوشک و برنج ک می‌آوردین برامون نیارین🤣🤣🤣

اتفاقا خیلی دل و جرعت داشتی و خیلی توانمند هستی که اینو تو خودتو آینده میبینی که از پس همه چی برمیای، بعدم تصمیم و زندگی و همین آینده ساختنه دست تو و همسرته چرا بقیه باید دهنشونو باز کننو واس همه یه نسخه بپیچن، اعتماد به نفستو حفظ کن و با قدرت رو تصمیمی که داری برای آیندشون برنامه بریز💪 مطمئن باش ان شاالله بعدا هم آینده دار میشن هم وقتی نگاشون میکنی کیف میکنی و به این افکار مسخره بقیه میخندی👌

عزیزم مگه بقیه قراره خرج ومخارجشوبدند؟به بقیه ربطی نداره موضوع بچه آوردن یه مسئله شخصی بین زن وشوهره بی فرهنگیه بقیه دخالت کنند

ابدااااا هیچ اشتباهی نکردی
هیچکس از اینده خبر نداره
ایشالله که برا همدیگه پشت و پناه میشن نگران چیزی که مبهم و نامشخصه نباش اصلا
به حرف بقیه هم اعتنا نکن
از لحظاتت لذت ببر

به نظرم خیلی خوبه

اتفاقا خیلی کار خوب و درست و پسندیده ای کردی
سن ها بچه هات که خوبه
بعد از اون طرف خدا رو شکر جنسیت بچه هم خوبه که با دو تا اول فرق داره
من جای شما بودم شب و روز جشن و شادی می گرفتم
چرا ناراحتی ؟

عزیرم مسخره کردن نداره
این چیزا شخصیه و خودت از همه بهتر صلاح میدونی
کسی ک زجرشو میکشه تو و پر بچه هایی پس ب بقیه مربوط نیست
من اگ شرایطشو داشنه باشیم و خیالم از اینده راحت باشه از خدامه سه چهار تا داشته باشم والا

سوال های مرتبط

مامان پسری هام🩵 مامان پسری هام🩵 روزهای ابتدایی تولد
داریم کم کم میرسیم به آخرای راه
خیلی چیزهای مختلفی رو تجربه کردم از اول این ۹ ماه ، از ترس و استرس خیلی زیاد ؛ از پرسیدن این سوال که آیا این کار درستی بود تو این شرایط؟! تا احساس اطمینان و شعف و خوشحالی از خیلی چیزها.
یه حسی ته قلبم میگه قراره بعد از این تولد همه چیز زندگی خیلی خیلی بهتر بشه، قراره خانواده قشنگ‌تری بسازیم و قراره مادر بهتری بشم.
خلاصه که این مدت چیزهای عجیب و فوق العاده سنگینی رو تجربه کردم هم تو زندگی اجتماعی که هممون داشتیم هم تو زندگی شخصیم که واقعا فکر میکردم از بعضی‌هاش جون سالم دیگه به در نبرم اما گذشت و خب من امید دارم به روزهای پیش رو ✨

هنوز تاریخ دقیق زایمانم مشخص نیست اما فکر نمیکنم بیشتر از دو هفته دیگه باشه

استرس هم دارم 🥹 استرس عمل ، واکنش پسر بزرگم و اینکه روزهای اول چطور قراره بگذره 🥺

در کل هیجان و استرس کل چیزیه که دارم این روزها تجربه می‌کنم ، امیدوارم هممون به سلامت و با خوشحالی این راه رو تموم کنیم🥹✨❤️
مامان رادوینم💙 مامان رادوینم💙 ۴ ماهگی
سلام خانوما به مشورت باهاتون نیاز دارم
من از اول بارداریم که رفتم مرکز بهداشت مامای مرکز بهداشت گفت کسیو ماماهمراه نگیر من خودم باید ماماهمراهت باشم
چندین بار این موضوع رو بهم گفته حتی یه بار به حالت تهدید گفته که تو حالا حالا ها اینجا کار داری یه موقع نری پیش یه مامای دیگه منظورش واکسن‌های بچه بود
از اونجایی که این همه اصرار کرد من تو دلم شک افتاد که نکنه کارش خوب نباشه خلاصه تحقیق کردم و از دکترم هم مشورت گرفتم هفته پیش با یه ماماهمراه دیگه قرارداد بستم حالا امروز مامابهداشت زنگ زده منم جوابش رو ندادم🥴ولی خب تا ابد که نمیتونم جوابش رو ندم دلم میخواد رک بهش بگم که با یکی دیگه قرارداد بستم ولی میترسم لج کنه تلافیش رو سر بچم دربیاره خدایی نکرده😑 حالا بنظرتون چیکار کنم
من اصلا از اولش بخاطر ماماهمراه بودنش نه باهاش موافقت کردم نه مخالفت گفتم فعلا هنوز نوع زایمانم مشخص نیست اونم خودسر پاشده به دکترم پیام داده اونم بهش گفته که فعلا بچه‌ش بریچِ ولی خب الان نمی‌دونم که با دکترم حرف زده یا نه🙄
چیکار کنم بنظرتون؟😑
مامان میران مامان میران ۴ ماهگی
تجربه زایمان پارت سوم
خلاصه بعد اینکه پسرمو دیدم فکر کردم تموم شده دیگه و فقد یکم درد دارم همین بعد رفتم تو بخش فهمیدم یه بخش سخته دیگه داره یعنی ماساژ رحمی که واسه من سه بار انجام دادن که مردم از درد ولی اون دیگه تو طبیعی هم هست دیگه که شکمو با دو دست فشار میدن و بعد اونم که بهم گفتن اگه راه بری دیگه فشار نمیدیم شکمتو منم از ترس از شب شروع کردم به راه رفتن به کمک مامانم تا آخر شب با کمک مامانم بلند میشدم راه میرفتم ولی فردا صبح بهتر شدم خودمم می‌تونستم راه برم یکم البته و این بود تجربه من که فرداش مرخص شدم و تو خونه هم فقد دو روز سردرد داشتم اونم چون شب تا صبح بیدار بودم بخاطر بچه و خیلی واسه دردام جیغ زدم که الان خدارو شکر اونم رفع شد و خدا یه پسر ناز بهم داده و بابت این نعمت واقعا سپاس گذارم و اینکه خدارو شکر سالمه این تجربه من بود واسه همین امیدوارم کسی نترسه چون بدن هر کی متفاوت عمل می‌کنه و من هنوزم با وجود اینکه دیدم چجوریه سزارین بازم انتخابم سزارین و هنوز نمی‌خوام طبیعی زایمان کنم به نظرم هر دو تاش سخته واین باید اختیاری باشه که هر کی هر جوری که میتونه انجام بده و بزرگترین تجربه این بود که مادر بودن سخت ترین وظیفه دنیاست و شیرین البته امیدوارم همه مادر ا بچه هاشونو صحیح سالم به دنیا بیارن .