سوال های مرتبط

مامان ترمه جانم مامان ترمه جانم ۶ ماهگی
انگار آدم همزمان دو تا احساس کاملاً متفاوت رو تجربه می‌کنه:

* از یه طرف ذوق می‌کنی که «وای! دندونش داره درمیاد!»
* از یه طرف دلت می‌گیره که «پس اون نوزاد کوچولوی دیروزم داره بزرگ میشه…»

و حقیقتش اینه که هر مرحله همین شکلیه.
اولین بار که غلت بزنه، ذوق می‌کنی و بغض می‌کنی.
اولین بار که بشینه، ذوق می‌کنی و بغض می‌کنی.
اولین دندون، اولین قدم، اولین کلمه…
هر بار یه تیکه کوچولو از اون نوزاد ریزه‌میزه رو از دست میره و در عوض یه نسخه جدید و بزرگ‌تر از دخترم میاد. ❤️

میدونم که :
اون نی‌نی کوچولو مهربون و قوی من کاملاً از بین نمیره.
فقط شکلش عوض میشه.
دخمل بازیگوش‌من که الان داره پستونکشو رو با حرص می‌جوه،
چند ماه دیگه میاد با ذوق سمتم چهاردست‌وپا.
بعد یه روز میگه «مامان».
بعد یه روز میره مهد.
بعد یه روز مدرسه…
و قراره هربار فکر کنم: «کی اینقدر بزرگ شد؟»
سعی میکنم لذت ببرم؛
از همین بغل کردن‌ها.
از همین شیر خوردن‌های خواب‌آلود.
از همین دست‌های کوچولویی که دنبال صورتم میگردن.
🥹💕

و بین خودمون بمونه …
به محض اینکه اون دندون ریز سفید رو ببینم، احتمالاً اول ذوق میکنم، بعد یه عکس می‌گیرم، بعد چند دقیقه بعدش یه گوشه بغض می‌کنم. فک میکنم این جزو وظایف رسمی همه مامان‌هاست. 😭❤️🦷👶🏻
که البته این گریه از اون غم‌های قشنگه..
.
این بزرگ شدن‌ها یه جور یادآوریه که زمان داره می‌گذره. برای همین دل آدم می‌لرزه. ❤️

ولی یه چیزی رو بگم!
اگر الان میتونستی حرف بزنی فک میکنم میگفتی ؛
«مامان، نگران نباش. من هنوز همون نی‌نی توام. فقط دارم چیزای جدید یاد می‌گیرم.»

چون واقعاً هم همینه.. ❤️
:
«مامانت خیلی دوستت داره. اونقدر زیاد که حتی علائم دندون درآوردنت هم اشکش رو درآورده.» 😭❤️🎀
مامان آوینا مامان آوینا ۷ ماهگی
دختر عزیزِ مامان و بابا،

امروز پنج ماهه شدی…

پنج ماه از قشنگ‌ترین روز زندگی ما گذشت؛ روزی که تو آمدی و معنی عشق را برایمان عوض کردی.

از همان لحظه‌ای که چشم‌هایت را باز کردی، دنیا برای ما رنگ دیگری گرفت.

حالا هر صبح با لبخند تو شروع می‌شود و هر شب با آرامش نفس کشیدنت تمام می‌شود.

فرشته‌ی کوچولوی ما،

تو هنوز خیلی کوچکی، اما حضورت بزرگ‌ترین آرامش زندگی ما شده.

با خنده‌های شیرینت خستگی تمام روز را از دل مامان و بابا می‌بری و با نگاه معصومت قلبمان را پر از عشق می‌کنی.

ما هر روز بزرگ شدنت را تماشا می‌کنیم؛

هر لبخند تازه، هر حرکت کوچکت و هر لحظه‌ای که کنار تو می‌گذرد برای ما یک خاطره‌ی بی‌قیمت است.
آوینا خانم ،
شاید تو هنوز معنی این همه دوست داشتن را ندانی،

اما بدان که مامان و بابا با تمام وجود عاشق تو هستند و تا همیشه کنار تو می‌مانند؛

برای خندیدنت، آرامشت و خوشبختی‌ات.

پنج ماه است که تو شدی قشنگ‌ترین دلیل نفس کشیدنمان.

۵ ماهگیت مبارک عشق بی‌پایان مامان و بابا. 🤍